مطالب پیشنهادی![]()
به حرم به خود کشید و مرا آشنا ببرد
یک یک برد شما را آنک مرا ببرد
آن را که بود آهن آهن ربا کشید
وان را که بود برگ کهی کهربا ببرد
قانون لنگری به ثری گشت منجذب
عیسی مهتری را جذب سما ببرد
هر حس معنوی را در غیب درکشید
هر مس اسعدی را هم کیمیا ببرد
از غارت فنا و اجل ایمنست و دور
آن کس که رخت خویش سوی انبیا ببرد
آن چشم نیک را نرسد هیچ چشم بد
کو شمع حسن را ز ملاء در خلاء ببرد
ما از قضا به قاضی حاجت گریختیم
کنچ از قضا رسید به طالب قضا ببرد
اینها گذشت ای خنک آن دل که ناگهش
حسن و جمال آن مه نیکولقا ببرد
غزل ۸۶۸ مولانا، غزلی عارفانه و پر از مفاهیم عمیق جذب الهی و هدایت ربانی است. مولانا در این غزل، به نیروی جاذبهی معشوق (حق تعالی یا انسان کامل) اشاره میکند که عاشقان را به سوی خود میکشد و آنها را از قید فنا و اجل رها میسازد. او با تمثیلهای طبیعی و مذهبی، این جذب ناگزیر و لطف خاص الهی را برای سالکان تبیین میکند.
مولانا غزل را با بیان جذب شدن به سوی حرم الهی آغاز میکند:
به حرم به خود کشید و مرا آشنا ببرد یک یک برد شما را آنک مرا ببرد
«(معشوق/حق) مرا به سوی حرم (حریم امن و مقدس خود) کشید و (با خود) برد و مرا آشنا (با اسرار خود) ساخت،» «(در واقع) یکایک شما را نیز (به سوی خود) خواهد برد، همان کسی که مرا برد (و این جذب، عام و شامل حال همگان است).» این بیت، بیانگر جذب خاص الهی به سوی حرم امن خود و آشنا ساختن عاشق با اسرار؛ و اشاره به اینکه این جذب، سرنوشت همهی مستعدان است.
آن را که بود آهن آهن ربا کشید وان را که بود برگ کهی کهربا ببرد
«آن کس را که مانند آهن (خواص جذبی) بود، آهنربا (نیروی جذب الهی) کشید،» «و آن کس را که مانند برگ خشک (کهی) بود، کهربا (نیروی جذب معنوی) با خود برد.» این بیت، تمثیلی از جذب هر چیز به سوی همجنس خود؛ آهنربا آهن را و کهربا کاه را میکشد، همانگونه که حق، مستعدان را به سوی خود جذب میکند.
قانون لنگری به ثری گشت منجذب عیسی مهتری را جذب سما ببرد
«قانونی (مانند سنگ) که سنگین و لنگر است، به سوی زمین (ثری) جذب میشود،» «(و) عیسی (به مقام) مهتری رسید و جذب (سوی) آسمان (سما) او را با خود برد (و به عالم بالا کشاند).» این بیت، بیانگر قوانین جذب در عالم و تفاوت آنها؛ در مقابل جذب اجسام سنگین به زمین، انسانهای روحانی چون عیسی به سوی آسمان جذب میشوند.
مولانا به نقش کیمیاگری عشق و ایمنی از فنا اشاره میکند:
هر حس معنوی را در غیب درکشید هر مس اسعدی را هم کیمیا ببرد
«(همین نیروی جذب الهی) هر حس معنوی (لطیف) را در عالم غیب (پنهان و باطن) در خود میکشد (و به خود جذب میکند)،» «(و) هر مس (وجود کمارزش) سعادتمندی (اسعدی) را نیز کیمیا (عشق الهی) با خود میبرد (و به طلا تبدیل میکند).» این بیت، بیانگر نقش کیمیاگرانه عشق؛ عشق، حسهای معنوی را در غیب جذب کرده و وجود کمارزش را به طلا تبدیل میکند.
از غارت فنا و اجل ایمنست و دور آن کس که رخت خویش سوی انبیا ببرد
«آن کس که (دارایی و) رخت خود را به سوی انبیا (و طریق آنها) ببرد (و از تعالیم آنها پیروی کند)،» «از غارت (یورش) فنا و اجل (مرگ) ایمن و دور است (و به بقای حقیقی میرسد).» این بیت، نشاندهنده حفاظت از فنا و مرگ برای کسانی که پیرو انبیا هستند و به عالم معنا میروند.
آن چشم نیک را نرسد هیچ چشم بد کو شمع حسن را ز ملاء در خلاء ببرد
«هیچ چشم بدی (حسود یا بدبین) به آن چشم نیک (چشم بصیرت عارف) نمیرسد،» «زیرا (این چشم نیک) شمع زیبایی (حسن) را از عالم پر (ملاء، کثرت) به سوی عالم تهی (خلاء، وحدت و بینقشی) میبرد (و آن را از دسترس چشم بد پنهان میسازد).» این بیت، بیانگر حفاظت از بصیرت عارف و زیبایی حقیقی؛ این زیبایی از دید حسودان پنهان است.
مولانا به موضوع قضا و قدر و جایگاه دلهای پاک اشاره میکند:
ما از قضا به قاضی حاجت گریختیم کنچ از قضا رسید به طالب قضا ببرد
«ما (انسانها) از قضا (سرنوشت) به سوی قاضی (خداوند، که حاکم بر تقدیر است) فرار کردیم (و به او پناه بردیم)،» «(اما) ناگهان از قضا (سرنوشت) (باز هم) به ما رسید و طالب (خود) را با قضا (سرنوشت) با خود برد (یعنی راه فرار از قضای الهی نیست).» این بیت، بیانگر تسلیم در برابر قضای الهی؛ هرچند انسان از قضا فرار کند، در نهایت با همان قضا (و طالب خود) روبهرو میشود و به سمت آن کشیده میشود.
اینها گذشت ای خنک آن دل که ناگهش حسن و جمال آن مه نیکولقا ببرد
«اینها (تمام سخنان و توضیحات) گذشت، ای خوشا (خنک) آن دلی که ناگهان،» «(با) حسن و جمال آن ماه خوشچهره (نیکولقا، یعنی معشوق الهی) با خود برده شود (و جذب او گردد).» این بیت، اوج مطلب و آرزوی مولانا؛ خوشا به حال دلی که ناگهان و بدون اراده، جذب جمال الهی شود.
غزل ۸۶۸ مولانا، کاوشی عمیق در باب نیروی جاذبهی الهی و تقدیر ربانی در مسیر سلوک است. مولانا با تمثیلهای متنوع و بیان شیوا، نشان میدهد که چگونه حق تعالی مستعدان را به سوی خود میکشد و آنها را در این مسیر هدایت میکند. او بر قدرت کیمیاگرانه عشق در دگرگونسازی وجود و ایمن ساختن سالک از فنا تأکید میورزد. در نهایت، مولانا بر تسلیم در برابر قضای الهی و آرزوی جذب ناگهانی به سوی جمال مطلق حق تأکید میکند. این غزل پیامی از جبر درونی و عشق بیاختیار را در خود نهفته دارد که سالک را به سوی مقصد حقیقی سوق میدهد و او را از تمام قیدها آزاد میسازد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر