تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 867 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 867 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 867 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۸۶۷ دیوان شمس مولانا

چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد
در چشم‌های مست تو نقاش چون نهاد

چشمت بیافرید به هر دم هزار چشم
زیرا خدا ز قدرت خود قدرتش بداد

وان جمله چشم‌ها شده حیران چشم تو
که صد هزار رحمت بر چشم‌هات باد

بر تخت سلطنت بنشستست چشم تو
هر جان که دید چشم تو را گفت داد داد

گفتم که چشم چرخ چنین چشم هیچ دید
سوگند خورد و گفت مرا نیست هیچ یاد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۸۶۷ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۸۶۷ مولانا، غزلی سرشار از توصیف و ستایش چشم معشوق (که نمادی از تجلی الهی یا انسان کامل است) است. در این غزل، مولانا بر قدرت بی‌نظیر و سحرآمیز این چشم در بخشیدن بصیرت و ایجاد شور و مستی معنوی تأکید می‌کند. او جمال این چشم را فراتر از ادراک کائنات می‌داند و با اغراق‌های شاعرانه، عظمت آن را به تصویر می‌کشد.

ستایش جمال و قدرت بصیرت‌بخشی چشم معشوق

مولانا غزل را با سؤالی در ستایش از زیبایی چشم معشوق آغاز می‌کند:

چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد در چشم‌های مست تو نقاش چون نهاد

«این همه شیرینی و لذت و سرمستی و گشایش (وسعت دید و روشنایی، یا بخشش و سخاوت) را،» «نقاش (خداوند آفریننده) چگونه در چشم‌های مست (پرشور و سرشار از عشق) تو (ای معشوق) قرار داده است؟» این بیت، بیانگر حیرت و اعجاب مولانا از زیبایی و جذابیت چشم معشوق که سرشار از صفات نیکوست و منشأ مستی معنوی.

چشمت بیافرید به هر دم هزار چشم زیرا خدا ز قدرت خود قدرتش بداد

«چشم تو (ای معشوق)، هر لحظه هزاران چشم (بصیرت باطنی و بینش) را می‌آفریند و می‌گشاید،» «زیرا خداوند از قدرت بی‌کران خود، چنین قدرتی (مسیح‌وار و احیاگر) به آن (چشم) بخشیده است.» این بیت، تأکید بر قدرت بی‌نظیر چشم معشوق در بصیرت‌بخشی؛ این چشم، نه تنها می‌بیند، بلکه هزاران چشم دیگر (بینش‌های معنوی) را در دل‌ها ایجاد می‌کند. این قدرت از ذات الهی نشأت گرفته است.

وان جمله چشم‌ها شده حیران چشم تو که صد هزار رحمت بر چشم‌هات باد

«و آن همه‌ی چشم‌ها (یعنی بصیرت‌یافتگان و کسانی که به واسطه چشم تو بینا شده‌اند) نیز از چشم تو حیران و متعجب شده‌اند،» «که صد هزار رحمت بر چشم‌های تو باد (دعایی برای پایداری و فیض‌بخشی این چشم پربرکت).» این بیت، نشان‌دهنده اوج تأثیر و عظمت چشم معشوق؛ بصیرت‌یافتگان نیز از منشأ این بصیرت و چگونگی اعطای آن شگفت‌زده و دعاگوی این چشم هستند.

سلطنت چشم معشوق و بی‌نظیری آن

مولانا به سلطنت چشم معشوق بر دل‌ها و یگانگی آن در کائنات اشاره می‌کند:

بر تخت سلطنت بنشستست چشم تو هر جان که دید چشم تو را گفت داد داد

«چشم تو (ای معشوق) بر تخت سلطنت (بر دل‌ها و جان‌ها) نشسته است (و حاکم مطلق است)،» «هر جانی که چشم تو را دید، فریاد زد: “داد! داد!” (فریاد دادخواهی، یا فریاد تعجب و تسلیم در برابر این قدرت و زیبایی).» این بیت، بیانگر قدرت تسخیرکننده و حاکمیت مطلق چشم معشوق بر جان‌ها؛ هر کس آن را ببیند، از شدت تأثیر و عظمت آن، اختیار از کف می‌دهد.

گفتم که چشم چرخ چنین چشم هیچ دید سوگند خورد و گفت مرا نیست هیچ یاد

«به چشم چرخ (آسمان، که نمادی از ناظر همیشگی و کهنه‌ی عالم است) گفتم: “آیا (در تمام عمرت و گردشایت) چنین چشمی (با این عظمت و زیبایی) را دیده‌ای؟”» «آسمان سوگند خورد و گفت: “من هیچ (چنین چشمی) به یاد ندارم (و نظیری برای آن ندیده‌ام).”» این بیت، تأکید بر بی‌نظیری و یگانگی مطلق جمال معشوق؛ حتی آسمان با وسعت دید و قدمت خود نیز قادر به یافتن نظیری برای این چشم نیست.

نکات مهم

  • چشم معشوق، سرچشمه‌ی کمال: چشم معشوق (الهی) منشأ حلاوت، مستی، گشایش و لطافت است.
  • قدرت آفرینش بصیرت: این چشم دارای قدرتی الهی برای آفرینش هزاران بصیرت در دل‌هاست.
  • حیرت و دعای بصیرت‌یافتگان: کسانی که به واسطه‌ی این چشم بینا می‌شوند، از عظمت آن حیران شده و برایش رحمت می‌طلبند.
  • حاکمیت مطلق: چشم معشوق بر تخت سلطنت دل‌ها نشسته و هر جانی را که آن را ببیند، مسحور خود می‌کند.
  • بی‌نظیری در کائنات: هیچ موجودی، حتی آسمان، نظیری برای این چشم بی‌همتا سراغ ندارد.

نتیجه‌گیری

غزل ۸۶۷ مولانا، سروده‌ای پرشور و غرق در ستایش جمال بی‌بدیل چشم معشوق (که نمادی از تجلی الهی یا انسان کامل است). مولانا با اغراق‌های شاعرانه و زبانی سرشار از شگفتی، بر قدرت این چشم در گشودن هزاران بصیرت در دل‌ها و حاکمیت مطلق آن بر جان‌ها تأکید می‌کند. او بی‌نظیری و یگانگی این جمال را تا جایی می‌رساند که حتی آسمان نیز نظیری برای آن سراغ ندارد. این غزل دعوتی است به تأمل در تجلیات الهی و درک قدرت عشق و بصیرت‌بخشی آن، که می‌تواند انسان را به اوج حیرت و تسلیم در برابر زیبایی مطلق برساند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: