مطالب پیشنهادی![]()
گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماند
کاری که بیتو گیرم والله که زار ماند
گر خمر خلد نوشم با جامهای زرین
جمله صداع گردد جمله خمار ماند
در کارگاه عشقت بیتو هر آنچ بافم
والله نه پود ماند والله نه تار ماند
تو جوی بیکرانی پیشت جهان چو پولی
حاشا که با چنین جو بر پل گذار ماند
عالم چهار فصلست فصلی خلاف فصلی
با جنگ چار دشمن هرگز قرار ماند
پیش آ بهار خوبی تو اصل فصلهایی
تا فصلها بسوزد جمله بهار ماند
غزل ۸۵۷ مولانا، غزلی عاشقانه و سراسر توحید افعالی است که به وابستگی مطلق هر کار و هر خیری به حضور و عنایت معشوق (حق تعالی) میپردازد. مولانا در این غزل، با زبانی پر از تأکید و قسم (والله)، نشان میدهد که بدون حضور معشوق، هر عملی بینتیجه، هر لذتی ناگوار، و هر تلاشی بیحاصل است. او در نهایت، معشوق را اصل و بهار همهی فصول زندگی میداند و آرزوی حضور دائم او را دارد.
مولانا غزل را با بیان بیثمری هر کاری بدون حضور معشوق آغاز میکند:
گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماند کاری که بیتو گیرم والله که زار ماند
«(تو ای معشوق، از من) پرسیدی که در چه کاری هستم (و چه میکنم)، (در پاسخ میگویم:) با حضور تو، چه کاری (جایگاهی برای من) باقی میماند (که به غیر تو مشغول شوم)؟» «به خدا سوگند، هر کاری که بدون تو انجام دهم، (ناتمام و) رنجور (زار) و بیارزش باقی میماند.» این بیت، بیانگر وابستگی کامل عاشق به معشوق؛ هیچ کاری بدون او ارزشی ندارد و به سرانجام نمیرسد.
گر خمر خلد نوشم با جامهای زرین جمله صداع گردد جمله خمار ماند
«اگر (حتی) شراب بهشتی (خمر خلد) را با جامهای زرین بنوشم،» «(بدون تو) همهی آن (به) سردرد (صداع) تبدیل میشود و همهی آن (به) خماری (بیحالی و ناگواری) میانجامد.» این بیت، تأکید بر این که حتی بالاترین لذتها و نعمتها، بدون حضور معشوق، به رنج و ناگواری تبدیل میشود.
در کارگاه عشقت بیتو هر آنچ بافم والله نه پود ماند والله نه تار ماند
«در کارگاه (علقات و روابط) عشق تو، هر آنچه که بدون تو ببافم،» «به خدا سوگند نه پود (نخهای عرضی) باقی میماند و به خدا سوگند نه تار (نخهای طولی) باقی میماند (یعنی هیچچیز آن پایدار نیست و از هم میپاشد).» این بیت، استعارهای از تلاشها و روابط انسانی؛ هرگونه بافتهای در کارگاه عشق، بدون حضور معشوق، بیدوام و از هم گسیخته است.
مولانا به عظمت بیکران معشوق و ناچیزی دنیا در برابر او اشاره میکند:
تو جوی بیکرانی پیشت جهان چو پولی حاشا که با چنین جو بر پل گذار ماند
«تو (ای معشوق) مانند رودخانهای بیکران (بیانتها) هستی، و جهان در برابر تو، مانند پُل کوچکی است،» «حاشا و هرگز! که با وجود چنین رودخانه (عظیم و بیکرانی)، کسی بر روی آن پل (دنیا) متوقف بماند و عبور نکند (و به سوی تو نیاید).» این بیت، بیانگر عظمت بیکران معشوق (رودخانه) و ناچیزی جهان (پل) در برابر او؛ انسان نباید در دنیا متوقف بماند، بلکه باید به سوی اصل خود (معشوق) حرکت کند.
عالم چهار فصلست فصلی خلاف فصلی با جنگ چار دشمن هرگز قرار ماند
«عالم (دنیا) چهار فصل دارد، فصلی در تضاد و مخالفت با فصل دیگر (و در حال تغییر)،» «(و) با جنگ (درونی) چهار دشمن (اشاره به طبایع چهارگانه یا قوای نفسانی که در نزاعاند)، آیا هرگز (برای انسان) آرامش و قرار باقی میماند؟ (هرگز).» این بیت، بیانگر بیثباتی و ناآرامی دنیا؛ عالم پر از تضاد و نزاع است و انسان در آن آرامش حقیقی ندارد.
مولانا غزل را با معرفی معشوق به عنوان اصل و بهار همه فصول به پایان میبرد:
پیش آ بهار خوبی تو اصل فصلهایی تا فصلها بسوزد جمله بهار ماند
«ای بهار خوبی (معشوق)! پیش بیا (و جلوه کن) که تو اصل و اساس همهی فصلها هستی،» «(چرا که) تا (حضور تو بیاید و) فصلها (تضادها و ناپایداریهای دنیا) بسوزد (و از بین برود)، و همهچیز بهار (شاداب و پایدار) باقی بماند (و عالم در یک سرور ابدی غرق شود).» این بیت، اوج غزل و بیان آرزوی حضور معشوق؛ با حضور او، تمامی تضادها و ناپایداریهای دنیا از بین رفته و همهچیز به یک بهار جاودان تبدیل میشود.
غزل ۸۵۷ مولانا، سرودهای پرشور و غرق در عشق و توحید است که به وابستگی وجودی هر پدیده و هر خیری به معشوق (حق تعالی) اشاره میکند. مولانا با قاطعیت و قسمهای پیاپی، نشان میدهد که هر عمل و هر لذتی بدون حضور معشوق، محکوم به بیثمری و ناگواری است. او با تشبیه معشوق به رودی بیکران و جهان به پلی گذرا، بر لزوم رهایی از تعلقات دنیوی و حرکت به سوی حقیقت تأکید میورزد. در نهایت، مولانا با آرزوی حضور “بهار خوبی” (معشوق) که اصل همهی فصلهاست، چشمانداز دنیایی غرق در شادی و پایداری ابدی را ترسیم میکند. این غزل دعوتی است به توحید افعالی و درک این حقیقت که هرچه هست، از اوست و بیاو هیچ نیست.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر