مطالب پیشنهادی![]()
بیمار رنج صفرا ذوق شکر نداند
هر سنگ دل در این ره قلب از گهر نداند
هر عنکبوت جوله در تار و پود آن چه
از ذوق صنعت خود ذوق دگر نداند
وان کو ز چه برافتد در جام و ساغر افتد
مستیش در سر افتد پا را ز سر نداند
غزل ۸۴۶ مولانا، غزلی کوتاه اما پرمعنا و هشدارآمیز است که به موانع ادراک حقیقت و تفاوت بین ظاهر و باطن میپردازد. مولانا در این غزل، با استفاده از تمثیلهای ملموس، نشان میدهد که چگونه بیماریهای درونی (مانند غفلت و خودبینی) مانع چشیدن شیرینی حقیقت میشوند و چگونه غرق شدن در امور جزئی، انسان را از درک کلیات بازمیدارد.
مولانا غزل را با بیان ناتوانی افراد بیمار و سنگدل در درک حقایق شیرین آغاز میکند:
بیمار رنج صفرا ذوق شکر نداند هر سنگ دل در این ره قلب از گهر نداند
«کسی که به بیماری رنجآور صفرا (که طعم دهان را تلخ میکند) مبتلاست، مزهی شیرین شکر را درک نمیکند،» «(به همین ترتیب،) هر سنگدلی (کسی که دلش سخت و بیعشق است) در این راه (راه عشق و معرفت)، ارزش و حقیقت (قلب) را از (صرفاً) گوهر (ظاهری) تمیز نمیدهد (و به عمق آن پی نمیبرد).» این بیت، نشان میدهد که همانطور که بیماری جسمی مانع درک مزهی شیرین میشود، بیماریهای درونی مانند سنگدلی و غفلت نیز مانع درک حقیقت و عمق معانی هستند.
مولانا به غرق شدن در جزئیات و ناتوانی در درک کلیات اشاره میکند:
هر عنکبوت جوله در تار و پود آن چه از ذوق صنعت خود ذوق دگر نداند
«هر عنکبوت تننده (جوله)، تنها در تار و پود (بافتهی خود) غرق است،» «(و) از (فرط) لذت بردن از صنعت (کار) خود، طعم و لذت دیگری (ورای کار خود) را نمیشناسد (و درک نمیکند).» این بیت، تمثیلی برای کسانی که تنها در جزئیات کار یا دانش خود غرق میشوند و از درک وسعت و زیباییهای دیگر هستی و حقایق کلی غافل میمانند.
مولانا به وضعیت کسی که در مستی غفلت است، اشاره میکند:
وان کو ز چه برافتد در جام و ساغر افتد مستیش در سر افتد پا را ز سر نداند
«و آن کس که از چاه (جهل و غفلت) بیرون افتاده و (به جای رهایی) در جام و ساغر (شراب غفلت و لذتهای فانی) افتاده است،» «مستیاش چنان در سر او میافتد (او را چنان غرق میکند) که پا را از سر تشخیص نمیدهد (و حقایق را وارونه میبیند و توانایی تمییز ندارد).» این بیت، بیانگر وضعیت کسی که از یک نوع جهل (چاه) رها میشود اما بلافاصله در نوع دیگری از غفلت (مستی لذتهای دنیوی) فرو میرود و توانایی تشخیص حقیقت را از دست میدهد.
غزل ۸۴۶ مولانا، با وجود ایجاز، پیامی عمیق دربارهی موانع ادراک حقیقت و لزوم بصیرت باطنی دارد. مولانا با تمثیلهای دقیق، نشان میدهد که بیماریهای روحی (مانند سنگدلی)، غرق شدن در جزئیات و خودبینی، و مستی ناشی از لذتهای سطحی، همگی حجابهایی هستند که انسان را از چشیدن شیرینی حقیقت و درک عمق وجود بازمیدارند. این غزل دعوتی است به دروننگری و پاکسازی باطن تا انسان بتواند حقایق را آنگونه که هست، ببیند و درک کند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر