مطالب پیشنهادی![]()
از دل رفته نشان میآید
بوی آن جان و جهان میآید
نعره و غلغله آن مستان
آشکارا و نهان میآید
گوهر از هر طرفی میتابد
پای کوبان سوی جان میآید
از در مشعله داران فلک
آتش دل به دهان میآید
جان پروانه میان میبندد
شمع روشن به میان میآید
آفتابی که ز ما پنهان بود
سوی ما نورفشان میآید
تیر از غیب اگر پران نیست
پس چرا بانگ کمان میآید
غزل ۸۳۴ مولانا، غزلی سرشار از شور و هیجان عارفانه است که از بازگشت و تجلی معشوق الهی و نشانههای آشکار آن در عالم و جان عاشقان سخن میگوید. مولانا در این غزل، حضور پنهان اما محسوس معشوق را توصیف میکند و حال و هوای وجد و مستی را که با این تجلی همراه است، به تصویر میکشد.
مولانا غزل را با نوید بازگشت و ظهور معشوق آغاز میکند:
از دل رفته نشان میآید بوی آن جان و جهان میآید
«از دل (که پیشتر در غفلت بود و گویی گم شده بود)، نشانهای (از معشوق) آشکار میشود،» «(و) بوی (خوش) آن جان و جهان (معشوق الهی، که منبع حیات و هستی است) به مشام میرسد.» این بیت، نشاندهنده آغاز بیداری دل و حس کردن نشانههای حضور معشوق که منبع تمام هستی است.
نعره و غلغله آن مستان آشکارا و نهان میآید
«نعره (فریاد شادی) و هیاهو (غلغله)ی آن مستانی که (از باده عشق نوشیدهاند)،» «هم آشکارا و هم در پنهانی (درونی) شنیده میشود.» این بیت، توصیف شور و وجد بیحد عاشقان که با ظهور معشوق، هم در ظاهر و هم در باطن آنها هویدا میشود.
مولانا به تجلیات معنوی و نورانی عشق اشاره میکند:
گوهر از هر طرفی میتابد پای کوبان سوی جان میآید
«گوهر (حقیقت/نور الهی) از هر سویی میدرخشد و میتابد،» «(و) رقصکنان و با شور (پای کوبان) به سوی جان (انسانها) میآید.» این بیت، بیانگر حضور فراگیر و شادیبخش حقیقت الهی که با پایکوبی (وجدان و شور) به جان عاشقان میرسد.
از در مشعله داران فلک آتش دل به دهان میآید
«از (آستان) حاملان مشعلهای آسمان (مشعله داران فلک، کنایه از فرشتگان یا ستارگان نورانی)،» «آتش دل (شوق و سوز عشق) به دهان (به کلام و بیان) میآید (و آشکار میشود).» این بیت، نشاندهنده تأثیر تجلیات عالم بالا بر دل عاشق، که موجب میشود آتش درون به صورت کلام و اظهار درآید.
جان پروانه میان میبندد شمع روشن به میان میآید
«جان (عاشق) مانند پروانه، آمادهی فداکاری (میان میبندد، کنایه از آمادگی برای انجام کاری) میشود،» «(زیرا) شمع روشن (معشوق/تجلی نور حق) در میان (مجلس دل) آشکار میشود.» این بیت، توصیف آمادگی کامل عاشق (پروانه) برای فنا در برابر نور معشوق (شمع)، که نماد کمال و زیبایی است.
مولانا به آشکار شدن حقیقت پنهان و شنیدن پیامهای غیبی اشاره میکند:
آفتابی که ز ما پنهان بود سوی ما نورفشان میآید
«آن خورشیدی (حقیقت مطلق) که از دید ما پنهان بود،» «هماکنون به سوی ما نورافشانیکنان (نورفشان) میآید (و آشکار میشود).» این بیت، بیانگر تجلی حقیقت الهی که پیشتر پنهان بوده و اکنون با نور خود به سوی عاشقان میآید.
تیر از غیب اگر پران نیست پس چرا بانگ کمان میآید
«اگر تیر (حوادث/پیامها/فیوضات) از عالم غیب (پنهان) به پرواز درنیامده (پران نیست)،» «پس چرا صدای کمان (بانگ کمان، نشانهی رها شدن تیر) به گوش میرسد؟» این بیت، پرسشی بلاغی برای اثبات حضور و تأثیر عالم غیب؛ صدای کمان (تجلیات/اثرات) گواهی بر وجود تیر (حقیقت پنهان) است. این اشاره به آن است که اگرچه معشوق در حجاب است، اما آثار و نشانههای او آشکار است.
غزل ۸۳۴ مولانا، نمایانگر تجربه شورانگیز و نشاطآور تجلی معشوق الهی است. مولانا در این ابیات، از بوی خوش وصال، نعرههای شادی مستان، تابش گوهر حقیقت، و ظهور آفتاب پنهان سخن میگوید. او با اشاره به آمادگی جان پروانه برای فنا در شمع معشوق و نیز اثبات حضور غیب از طریق آثار آن، این غزل را به سرودی برای بیداری دل و درک حضور پررنگ و شادیآفرین معشوق در هر لحظه از هستی بدل میسازد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر