تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 832 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 832 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 832 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۸۳۲ دیوان شمس مولانا

شب شد و هنگام خلوتگاه شد
قبله عشاق روی ماه شد

مه پرستان ماه خندیدن گرفت
شب روان خیزید وقت راه شد

خواب آمد ما و من‌ها لا شدند
وقت آن بی‌خواب الاالله شد

مغزها آمیخته با کاه تن
تن بخفت و دانه‌ها بی‌کاه شد

هندوان خرگاه تن را روفتند
ترک خلوت دید و در خرگاه شد

گفت و گوهای جهان را آب برد
وقت گفتن های شاهنشاه شد

شمس تبریزی چو آمد در میان
اهل معنی را سخن کوتاه شد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۸۳۲ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۸۳۲ مولانا، غزلی عمیقاً عرفانی و دعوت‌گر به خلوت و تهجد است. در این غزل، مولانا شب را زمان مناسب برای قرب الهی و رهایی از تعلقات دنیوی معرفی می‌کند. او خواب جسمانی را فرصتی برای بیداری روحانی و محو شدن “ما و من”های کاذب می‌داند و در نهایت به حضور شمس تبریزی به عنوان اوج معرفت و پایان‌دهنده به سخن اشاره می‌کند.

شب، هنگام خلوت و تجلی ماه

مولانا غزل را با توصیف فرا رسیدن شب و زمان خلوت آغاز می‌کند:

شب شد و هنگام خلوتگاه شد قبله عشاق روی ماه شد

«شب فرا رسید و زمان خلوت (خلوتگاه) و راز و نیاز شد،» «(و در این خلوت،) قبله‌ی عاشقان (یعنی جهت توجهشان) روی ماه (معشوق الهی/تجلی نور حق) شد.» این بیت، نشان‌دهنده اهمیت شب به عنوان زمان مناسب برای تهجد و توجه کامل به سوی معشوق ازلی.

مه پرستان ماه خندیدن گرفت شب روان خیزید وقت راه شد

«عاشقان ماه (مه پرستان، کسانی که به سوی نور حق متوجه‌اند) شروع به خندیدن (شادمانی و وجد) کردند،» «ای سالکان شب‌رو (شب روان، کسانی که شب‌ها به سلوک می‌پردازند)، برخیزید که زمان حرکت در راه (حق) فرا رسید.» این بیت، دعوت به بیداری و حرکت در شب، که زمان شادمانی عاشقان و سلوک معنوی است.

خواب تن و بیداری روح

مولانا به نقش خواب جسمانی در بیداری روحانی اشاره می‌کند:

خواب آمد ما و من‌ها لا شدند وقت آن بی‌خواب الاالله شد

«خواب جسمانی فرا رسید و (با آن) “ما و من”های کاذب (هویت‌های خودبینانه) نیست و نابود (لا) شدند،» «(و) زمان بیداری آن بی‌خواب (روح و ذات حقیقی انسان که هرگز نمی‌خوابد) با شعار “لا اله الا الله” (هیچ معبودی جز الله نیست) شد.» این بیت، بیانگر این که خواب جسمانی فرصتی برای فنای خودی و بیداری روح با توحید محض است.

مغزها آمیخته با کاه تن تن بخفت و دانه‌ها بی‌کاه شد

«(همانطور که) مغز (وجود حقیقی و باطن) با کاه (وجود جسمانی و ظاهری) تن آمیخته است،» «تن (جسم) به خواب رفت و (در نتیجه‌ی آن،) دانه‌ها (حقایق باطنی و اسرار وجود) از کاه (ظواهر) جدا و آشکار (بی‌کاه) شدند.» این بیت، تشبیه مغز و کاه به باطن و ظاهر انسان؛ خواب تن موجب جدایی حقایق باطنی از حجاب ظاهری می‌شود.

رهایی از تعلقات و ورود به خلوت

مولانا به پاکسازی درونی برای ورود به ساحت حق اشاره می‌کند:

هندوان خرگاه تن را روفتند ترک خلوت دید و در خرگاه شد

«هندوان (نماد قوای نفسانی و تیرگی‌ها) خیمه‌ی تن (خرگاه تن) را رُفتند (پاک کردند)،» «(و) ترک (نماد روح پاک و نورانی) خلوت (درونی و آماده شده) را دید و وارد آن خیمه شد.» این بیت، استعاره‌ای برای پاکسازی جسم و نفس از آلودگی‌ها تا روح (ترک) بتواند در خلوتگاه وجود جای گیرد.

گفت و گوهای جهان را آب برد وقت گفتن های شاهنشاه شد

«گفتگوها و دغدغه‌های دنیوی (گفت و گوهای جهان) را آب (جریان فنا یا پاکی) با خود برد و از میان برداشت،» «(و اینک) زمان سخن گفتن شاهنشاه (حق تعالی) فرا رسید (که سخنان حقیقی را بشنوی).» این بیت، دعوت به سکوت از کلام دنیوی و گوش جان سپردن به ندای حق در خلوت.

شمس تبریزی و پایان سخن

مولانا غزل را با اشاره به شمس تبریزی به پایان می‌برد:

شمس تبریزی چو آمد در میان اهل معنی را سخن کوتاه شد

«هنگامی که شمس تبریزی (به عنوان مظهر نور و حقیقت الهی) در میان آمد (و تجلی یافت)،» «سخن اهل معنی (سالکان و عارفان) کوتاه شد (زیرا حقیقت را یافتند و دیگر نیازی به گفتار نیست).» این بیت، نشان‌دهنده اوج معرفت و تجربه عرفانی که با ظهور شمس تبریزی حاصل می‌شود و در آن مقام، زبان از بیان حقایق عاجز می‌ماند و سکوت اختیار می‌شود.


نکات مهم

  • شب، زمان خلوت و تجلی الهی: شب فرصتی برای بیداری روحانی و ارتباط عمیق با معشوق است.
  • فنای “ما و من” در خواب: خواب جسمانی فرصتی برای رهایی از خودبینی و رسیدن به توحید.
  • جدایی باطن از ظاهر: خواب تن موجب آشکار شدن حقایق درونی از حجاب ظاهری می‌شود.
  • پاکسازی نفس برای حضور روح: باید نفس را پاک کرد تا روح بتواند در خلوتگاه وجود جای گیرد.
  • سکوت از دنیا برای شنیدن ندای حق: رهایی از دغدغه‌های دنیوی، فرصتی برای شنیدن سخن الهی.
  • شمس تبریزی، مظهر حقیقت و سکوت: با ظهور شمس، حقایق چنان آشکار می‌شوند که دیگر نیازی به کلام نیست.

نتیجه‌گیری

غزل ۸۳۲ مولانا، دعوتی شورانگیز به سلوک شبانه و بهره‌برداری از اوقات خلوت برای قرب الهی است. مولانا با تأکید بر نقش خواب در فنای خودی و جدایی مغز از کاه، راه رسیدن به حقایق باطنی را نشان می‌دهد. در نهایت، با اشاره به “شمس تبریزی” به عنوان مظهر و واسطه تجلی حقیقت، این غزل به اوج معرفت و سکوت حاصل از آن می‌رسد، جایی که دیگر نیازی به گفتار نیست و حقایق با شهود مستقیم درک می‌شوند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: