تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 817 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 817 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 817 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۸۱۷ دیوان شمس مولانا

چون مرا جمعی خریدار آمدند
کهنه دوزان جمله در کار آمدند

از ستیزه ریش را صابون زدند
وز حسد ناشسته رخسار آمدند

همچو نغزان روز شیوه می‌کنند
همچو چغزان شب به تکرار آمدند

شکر کز آواز من این خفتگان
خواب را هشتند و بیدار آمدند

کاش بیداری برای حق بدی
اینک بهر سیم و زر زار آمدند

چون شود بیمار از ایشان سرخ رو
چون به زردی همچو دینار آمدند

خلق را پس چون رهانند از حسد
کز حسد این قوم بیمار آمدند

در دل خلقند چون دیده منیر
آن شهان کز بهر دیدار آمدند

همچو هفت استاره یک نور آمدند
همچو پنج انگشت یک کار آمدند

تا نگردی ریش گاو مردمی
سر به سر خود ریش و دستار آمدند

اهل دل خورشید و اهل گل غبار
اهل دل گل اهل گل خار آمدند

غم مخور ای میر عالم زین گروه
کاهل دل دل بخش و دلدار آمدند

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۸۱۷ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۸۱۷ مولانا، غزلی نقدآمیز و تمایز‌بخش است که در آن، مولانا به دو دسته‌ی متفاوت از افراد که مدعی پیروی از او یا راه حق هستند، اشاره می‌کند. او اهل دل (عاشقان حقیقی) را در مقابل کهنه‌دوزان (مقیدان به ظاهر/مدعیان دروغین) و حسودان قرار می‌دهد و تفاوت میان بیداری حقیقی برای حق و بیداری برای دنیا را برجسته می‌کند. در نهایت، مولانا به همدلی و اتحاد اهل دل و تسلی خاطر خود می‌پردازد.

ظهور کهنه‌دوزان و حسودان

مولانا غزل را با اشاره به کسانی که به ظاهر به او روی آورده‌اند، آغاز می‌کند:

چون مرا جمعی خریدار آمدند کهنه دوزان جمله در کار آمدند

«زمانی که گروهی (برای بهره‌برداری یا به ظاهر) خریدار من (پیام من/راه من) شدند،» «تمام کهنه‌دوزان (کسانی که تنها به ظاهر و ظواهر اهمیت می‌دهند/مدعیان دروغین) نیز در این کار (مدعی شدن) فعال شدند.» این بیت، انتقاد از کسانی که به جای جوهر و حقیقت، به ظواهر یا منافع مادی روی می‌آورند و خود را اهل راه می‌دانند. “کهنه‌دوز” کنایه از کسی است که کار بی‌ارزش می‌کند یا در ظاهر سازی ماهر است.

از ستیزه ریش را صابون زدند وز حسد ناشسته رخسار آمدند

«(این کهنه‌دوزان) از روی ستیزه و دشمنی (یا برای تظاهر)، ریش خود را صابون زدند (خود را آماده مقابله یا تظاهر کردند)،» «و از روی حسادت (با وجود این تظاهر) با روی نشسته (باطن ناپاک/نیت پلید) آمدند.» این بیت، توصیف ریاکاری و نیت ناپاک این گروه که با ظاهرسازی (صابون زدن ریش) و باطنی آلوده به حسد (رخسار ناشسته) جلوه می‌کنند.

همچو نغزان روز شیوه می‌کنند همچو چغزان شب به تکرار آمدند

«(اینان) در روز مانند افراد زیبا و لطیف (نغزان) عشوه و ناز می‌کنند (تظاهر به زیبایی باطنی)،» «(اما) در شب مانند جغدها (چغزان) (که مظهر بدیمنی هستند) با تکرار (عادات ناپسند خود/نیت‌های پلیدشان) بازمی‌گردند.» این بیت، نشان‌دهنده دو رویی و تناقض رفتاری این افراد که در ظاهر خود را نیکو نشان می‌دهند اما در خلوت به عادات ناپسند خود ادامه می‌دهند.

بیداری ظاهری و بیداری حقیقی

مولانا به نوعی بیداری اشاره می‌کند، اما با افسوس که برای هدف نادرست است:

شکر کز آواز من این خفتگان خواب را هشتند و بیدار آمدند

«شکر (خداوند را) که از صدای من (سخن و فیض من)، این خفتگان (غافلان)،» «خواب (غفلت) را رها کردند (هشتند) و بیدار شدند.» این بیت، بیانگر تأثیر کلام مولانا بر بیداری برخی از غافلان، اما با افسوسی در بیت بعد.

کاش بیداری برای حق بدی اینک بهر سیم و زر زار آمدند

«ای کاش (این) بیداری برای (درک) حق (حقیقت) بود،» «اما (افسوس که) اینان به خاطر نقره (سیم) و طلا (زر) (مادیات) پریشان و نالان (زار) آمدند.» این بیت، نقطه اوج نقد مولانا؛ او از بیداری‌ای که صرفاً برای منافع مادی باشد، اظهار تأسف می‌کند.

بیماری حسد و ناتوانی در درمان

مولانا به بیماری درونی این افراد و ناتوانی‌شان در هدایت دیگران اشاره می‌کند:

چون شود بیمار از ایشان سرخ رو چون به زردی همچو دینار آمدند

«چگونه بیمار (دردمند/راهجو) از (همنشینی با) ایشان (که خود بیمارند) سرخی (سلامتی و نشاط) پیدا کند،» «در حالی که (خودشان) با رنگ زرد (بیماری و ضعف) مانند دینار (پول زرد رنگ) آمده‌اند (و نشان از آلودگی و بیماری درونی دارند).» این بیت، نشان‌دهنده ناتوانی این افراد در کمک به دیگران، زیرا خودشان بیمارند. “زردی همچو دینار” کنایه از هم بیماری و هم تعلق خاطر به دنیاست.

خلق را پس چون رهانند از حسد کز حسد این قوم بیمار آمدند

«پس چگونه این (قوم) مردم را از حسد (که خود در آن غرق هستند) رها کنند،» «در حالی که خود این گروه از حسد بیمار شده‌اند؟» این بیت، تأکید بر ریشه‌ی بیماری این گروه که همان حسادت است و ناتوانی آن‌ها در درمان دیگران.

عظمت اهل دل و اتحاد آنان

مولانا در ادامه به اهل دل و ویژگی‌های مثبتشان می‌پردازد:

در دل خلقند چون دیده منیر آن شهان کز بهر دیدار آمدند

«آن پادشاهان (عارفان حقیقی) که برای (تجربه) دیدار (دیدار حق) آمده‌اند،» «در دل مردم (و در عالم وجود) مانند دیده‌ی روشن‌بین (منیر) هستند.» این بیت، توصیف اهل دل به عنوان رهبران بصیر که دیده‌ی مردم را روشن می‌کنند و خود طالب دیدار حق‌اند.

همچو هفت استاره یک نور آمدند همچو پنج انگشت یک کار آمدند

«(این اهل دل) مانند هفت ستاره (نشانه‌ی کثرت و تنوع) هستند، اما از یک نور (الهی) سرچشمه می‌گیرند،» «مانند پنج انگشت (که متنوع‌اند) اما برای یک کار (و هدف واحد) عمل می‌کنند.» این بیت، بیانگر وحدت در کثرت میان اهل دل؛ با وجود تفاوت‌های ظاهری، همگی از یک نور هستند و در جهت یک هدف مشترک (وصال حق) فعالیت می‌کنند.

تا نگردی ریش گاو مردمی سر به سر خود ریش و دستار آمدند

«اینان (اهل دل) سر تا پا (سر به سر) خود ریش و دستار (نماد اهل شریعت/ظاهر) هستند،» «تا (مبادا) مردمی (عوام) گاو ریش (موجود بی‌فایده و ظاهربین) نشوند.» این بیت، کنایه از اینکه اهل دل باطن‌گرا هستند، اما برای هدایت مردم و جلوگیری از ظاهرگرایی افراطی، گاهی خود نیز به ظاهر شرع توجه می‌کنند. یا به معنای دیگر، چنان در ظاهر مردمی فرو رفته‌اند که مانند گاو می‌شوند اگر باطنشان را نشناسی. (معنای پیچیده‌ای دارد).

اهل دل خورشید و اهل گل غبار اهل دل گل اهل گل خار آمدند

«اهل دل (عقیفان حقیقی) مانند خورشید (نورانیند)، و اهل گل (اهل دنیا و ماده) مانند غبار (ناچیزند)،» «اهل دل مانند گل (زیبا و خوش‌بویند)، و اهل گل (اهل دنیا) مانند خار (آزاردهنده‌اند).» این بیت، تقابل آشکار میان اهل دل و اهل دنیا از نظر ارزش و تأثیرگذاری.

تسلی خاطر و پایان غزل

مولانا غزل را با تسلی خاطر و تأکید بر قدرت اهل دل به پایان می‌برد:

غم مخور ای میر عالم زین گروه کاهل دل دل بخش و دلدار آمدند

«ای میر عالم (مولانا خطاب به خود یا به یک رهبر معنوی)! از این گروه (کهنه‌دوزان و حسودان) غم مخور،» «زیرا اهل دل (عقیفان حقیقی) کسانی هستند که دل (قوت و شجاعت) می‌بخشند و دلبر (یار و یاور) هستند (و حضورشان تسلی‌بخش است).» این بیت، دعوت به بی‌اعتنایی نسبت به ظاهربینان و حسودان و تکیه بر حضور و حمایت اهل دل حقیقی.


نکات مهم

  • کهنه‌دوزان (مقیدان به ظاهر/مدعیان دروغین): افرادی که به جای حقیقت، به ظواهر یا منافع مادی توجه دارند و ریاکارانه عمل می‌کنند.
  • حسادت و نیت ناپاک: ریشه‌ی رفتار منفی این گروه، حسادت و باطن آلوده است.
  • دو رویی و تناقض: تظاهر به نیکی در ظاهر و ادامه عادات ناپسند در خلوت.
  • بیداری ناقص: بیداری‌ای که تنها برای منافع دنیوی باشد، بی‌ارزش است.
  • ناتوانی در هدایت: بیمار نمی‌تواند بیمار دیگر را شفا دهد؛ حسود نمی‌تواند از حسد رهایی بخشد.
  • اهل دل (عارفان حقیقی): رهبران بصیر، منبع نور، دارای وحدت در کثرت، و دارای قدرت یاری‌رسانی.
  • تقابل اهل دل و اهل گل: اهل دل منبع نور و زیبایی، و اهل گل (دنیا) منبع غبار و خار هستند.
  • تسلی خاطر: دعوت به بی‌اعتنایی به گروه ظاهربین و تکیه بر قوت و حمایت اهل دل.

نتیجه‌گیری

این غزل مولانا، مایه‌ی تفکیک میان سالکان حقیقی و مدعیان دروغین در راه عشق و عرفان است. مولانا با نقد تند ظاهربینان، ریاکاران، و حسودانی که به طمع دنیا به راه حق روی می‌آورند، بر این تأکید می‌کند که بیداری حقیقی باید برای درک حق باشد نه برای منافع مادی. در مقابل، او اهل دل را به عنوان نور چشمان، متحد، و شفابخش معرفی می‌کند و با این تمایز، به خود و دیگر رهروان حقیقی راه، قوت قلب می‌بخشد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: