تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 816 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 816 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 816 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۸۱۶ دیوان شمس مولانا

خلق می‌جنبند مانا روز شد
روز را جان بخش جانا روز شد

چند شب گشتیم ما و چند روز
در غم و شادی تو تا روز شد

در جهان بس شهرها کان جا شبست
اندر این ساعت که این جا روز شد

در شب غفلت جهانی خفته‌اند
ز آفتاب عشق ما را روز شد

هر که عاشق نیست او را روز نیست
هر که را عشقست و سودا روز شد

صبح را در کنج این خانه مجوی
رو به بالا کن به بالا روز شد

بر تو گر خارست بر ما گل شکفت
بر تو گر شامست بر ما روز شد

گر تو از طفلی ز روز آگه نه‌ای
خیز با ما جان بابا روز شد

روز را منکر مشو لا لا مگو
چند لا لا جان لالا روز شد

آفتاب آمد که انشق القمر
بشنو این فرمان اعلا روز شد

پاسبانا بس دگر چوبک مزن
پاسبان و حارس ما روز شد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۸۱۶ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۸۱۶ مولانا، غزلی شور انگیز و بیدارکننده است که در آن، مولانا با تکرار واژه‌ی “روز شد”، به طلوع آفتاب عشق الهی و روشنایی معرفت در دل انسان اشاره می‌کند. این “روز” نه یک روز ظاهری، بلکه روشنایی باطنی است که با حضور عشق و غلبه بر غفلت حاصل می‌شود. او با این غزل، انسان‌ها را به بیداری، حرکت، و درک این روز معنوی فرا می‌خواند.

طلوع روز معنوی

مولانا غزل را با اعلام طلوع روز آغاز می‌کند:

خلق می‌جنبند مانا روز شد روز را جان بخش جانا روز شد

«مردم به جنب و جوش افتاده‌اند، گویا (گویا) روز (روشنایی معنوی) فرا رسیده است،» «ای جان! ای محبوب! (این) روز را (که طلوع کرده) جان ببخش (آن را با حضور خود کامل کن).» این بیت، بیانگر آغاز حرکت و جنبش درونی در پی طلوع روز معرفت و عشق.

چند شب گشتیم ما و چند روز در غم و شادی تو تا روز شد

«ما چه شب‌ها و چه روزها (دوران‌ها) را،» «در غم و شادی (فراق و وصال) تو (معشوق) سپری کردیم تا (این) روز (وصال و معرفت) فرا رسید.» این بیت، نشان‌دهنده طی طریق عاشق در فراز و نشیب‌های عشق تا رسیدن به این روز موعود.

تفاوت روز عاشقان با روز ظاهری

مولانا به تفاوت روز عاشقان با شب غفلت دیگران اشاره می‌کند:

در جهان بس شهرها کان جا شبست اندر این ساعت که این جا روز شد

«در این جهان (هستی) چه بسیار شهرها (وجودها/دل‌ها) که هنوز در آن‌ها شب (غفلت) است،» «در این لحظه که در اینجا (در دل ما) روز (روشنایی عشق) فرا رسیده است.» این بیت، مقایسه‌ی حال عاشقان بیدار با حال غافلان که هنوز در تاریکی شب جهل و غفلت‌اند.

در شب غفلت جهانی خفته‌اند ز آفتاب عشق ما را روز شد

«جهانی (بسیاری از مردم) در شب غفلت (شب نادانی و بی‌خبری) خفته‌اند،» «(اما) از تابش آفتاب عشق (الهی)، برای ما روز (روشنایی و معرفت) فرا رسیده است.» این بیت، تأکید بر منشأ این روز، که آفتاب عشق الهی است و تنها نصیب بیداردلان می‌شود.

هر که عاشق نیست او را روز نیست هر که را عشقست و سودا روز شد

«هر کس که عاشق نیست، برای او (حقیقت) روزی (روشنایی و بصیرتی) وجود ندارد،» «هر کس که عشق و شوریدگی (سودا) دارد، برای او (روز) فرا رسیده است.» این بیت، تأکید بر این که عشق، شرط لازم برای درک این روز معنوی است.

مسیر رسیدن به روز معنوی

مولانا به جایگاه این روز و چگونگی دستیابی به آن اشاره می‌کند:

صبح را در کنج این خانه مجوی رو به بالا کن به بالا روز شد

«صبح (روشنایی حقیقی) را در گوشه‌ی این خانه‌ی (دنیای محدود) مادی جستجو نکن،» «رو به بالا (به سوی عالم معنوی و غیب) کن که در آن بالا (در عالم حقیقت) روز (واقعی) فرا رسیده است.» این بیت، دعوت به ترک جستجوی حقایق در دنیای مادی و توجه به عالم معنوی.

بر تو گر خارست بر ما گل شکفت بر تو گر شامست بر ما روز شد

«اگر برای تو (ای غافل)، خار (سختی و رنج دنیوی) است، برای ما (ای عاشق) گل (لطف و زیبایی) شکفته است،» «اگر برای تو شب (تاریکی و غفلت) است، برای ما روز (روشنایی و معرفت) فرا رسیده است.» این بیت، نشان‌دهنده تفاوت برداشت و تجربه عاشقان و غافلان از دنیا.

گر تو از طفلی ز روز آگه نه‌ای خیز با ما جان بابا روز شد

«اگر تو از (نادانی و بی‌خبری همچون) کودکی (طفلی)، از این روز (معنوی) آگاه نیستی،» «برخیز و با ما همراه شو، ای عزیز! (جان بابا)، (این) روز (حقیقی) فرا رسیده است.» این بیت، دعوت به بیداری و پیوستن به جمع عاشقان و بیداردلان.

روز را منکر مشو لا لا مگو چند لا لا جان لالا روز شد

«این روز (معنوی) را انکار نکن و “نه، نه” (لا لا) مگو،» «چقدر “نه، نه” گفتن؟ ای جان! (این) روز (حقیقی) فرا رسیده است.» این بیت، تأکید بر پذیرش این روز معنوی و پرهیز از انکار آن با عقل جزئی.

فرمان الهی و پایان تاریکی

مولانا به فرمان الهی برای روشنایی و رهایی از پاسبانان اشاره می‌کند:

آفتاب آمد که انشق القمر بشنو این فرمان اعلا روز شد

«آفتاب (عشق الهی/شمس تبریزی) آمد تا ماه (کنایه از ظلمت یا عقل جزئی یا نور کمتر) را بشکافد (انشق القمر)،» «این فرمان والا (اعلا) را بشنو، که (اکنون) روز (حقیقت) فرا رسیده است.» این بیت، اشاره به معجزه شق القمر و نمادین بودن آن برای غلبه‌ی نور مطلق بر تاریکی‌ها و نورهای جزئی، و تأکید بر عظمت فرمان الهی.

پاسبانا بس دگر چوبک مزن پاسبان و حارس ما روز شد

«ای پاسبان (نماد قید و بندهای دنیوی/نفس اماره)، دیگر بس است چوب نزن (که دیگر نیازی به نگهبانی نیست)،» «(زیرا) پاسبان و نگهبان (حارس) حقیقی ما (یعنی خداوند/عشق) در این روز (روشنایی) فرا رسیده است.» این بیت، اعلام رهایی از قید و بندهای دنیوی و نفسانی با حضور پاسبان حقیقی (عشق الهی) که دیگر نیازی به مراقبت‌های ظاهری نیست.


نکات مهم

  • “روز شد” نماد روشنایی معنوی: این روز نه یک روز ظاهری، بلکه طلوع آفتاب عشق، معرفت، و بصیرت در دل است.
  • عشق، شرط لازم برای درک روز: تنها کسانی که عاشق و شوریده‌اند، می‌توانند این روز معنوی را تجربه کنند.
  • مقایسه عاشقان و غافلان: غافلان در شب جهل و تاریکی‌اند، اما عاشقان در روشنایی روز معرفت.
  • محل جستجوی حقیقت: حقیقت را باید در عالم معنوی (بالا) جستجو کرد، نه در محدودیت‌های دنیایی.
  • تفاوت تجربه‌ی عالم: دنیا برای غافلان رنج و تاریکی است، اما برای عاشقان گل و روشنایی.
  • دعوت به بیداری و پذیرش: مولانا انسان‌ها را به رهایی از نادانی و پذیرش این روز حقیقی فرا می‌خواند.
  • آفتاب عشق و شق القمر: نور مطلق عشق الهی (آفتاب) می‌تواند تاریکی‌ها و نورهای جزئی (ماه) را بشکافد.
  • رهایی از قید و بندها: با حضور پاسبان حقیقی (عشق)، دیگر نیازی به قید و بندهای دنیوی و نفسانی نیست.

نتیجه‌گیری

این غزل مولانا، با تکرار پرشور “روز شد”، پیامی قوی از بیداری و تحول معنوی را در خود نهفته دارد. مولانا در این ابیات، عاشقان را به درک این روز درونی که با تابش آفتاب عشق الهی حاصل می‌شود، دعوت می‌کند. او بر این تأکید می‌کند که تنها با عشق می‌توان از شب غفلت رهایی یافت و به روشنایی بصیرت رسید، و این بیداری، منجر به آزادی از تمام قید و بندهای دنیوی و نفسانی می‌شود.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: