مطالب پیشنهادی![]()
یا رب این بوی خوش از روضه جان میآید
یا نسیمیست کز آن سوی جهان میآید
یا رب این آب حیات از چه وطن میجوشد
یا رب این نور صفات از چه مکان میآید
عجب این غلغله از جوق ملک میخیزد
عجب این قهقهه از حور جنان میآید
چه سماعست که جان رقص کنان میگردد
چه صفیرست که دل بال زنان میآید
چه عروسیست چه کابین که فلک چون تتقیست
ماه با این طبق زر به نشان میآید
چه شکارست که این تیر قضا پرانست
ور چنین نیست چرا بانگ کمان میآید
مژده مژده همه عشاق بکوبید دو دست
کانک از دست بشد دست زنان میآید
از حصار فلکی بانگ امان میخیزد
وز سوی بحر چنین موج گمان میآید
چشم اقبال به اقبال شما مخمورست
این دلیلست که از عین عیان میآید
برهیدیت از این عالم قحطی که در او
از برای دو سه نان زخم سنان میآید
خوشتر از جان چه بود جان برود باک مدار
غم رفتن چه خوری چون به از آن میآید
هر کسی در عجبی و عجب من اینست
کو نگنجد به میان چون به میان میآید
بس کنم گرچه که رمزست بیانش نکنم
خود بیان را چه کنیم جان بیان میآید
غزل ۸۰۶ مولانا، غزلی پرسشگونه و سرشار از شگفتی از تجلیات و فیوضات الهی است. مولانا در این غزل، با تکرار استفهامهای پیدرپی، به منشأ غیبی بوی خوش، آب حیات، و نور صفات الهی اشاره میکند و به تأثیرات شورانگیز این تجلیات بر جان، دل و کائنات میپردازد. او عشاق را به مژده و رهایی از قحطی دنیوی دعوت میکند و در نهایت به فنای عاشق در معشوق و بینیازی از بیان لفظی اشاره دارد.
مولانا غزل را با طرح سوالاتی در مورد منشأ فیوضات الهی آغاز میکند:
یا رب این بوی خوش از روضه جان میآید یا نسیمیست کز آن سوی جهان میآید
«پروردگارا! آیا این بوی خوشی که (به مشام ما) میرسد، از باغ جان (عالم ارواح) است،» «یا نسیمی است که از آن سوی جهان (عالم غیب) میآید؟» این بیت، نشاندهنده ابهام و حیرت عاشق از منشأ بوی خوش معنوی و احساس حضور غیبی.
یا رب این آب حیات از چه وطن میجوشد یا رب این نور صفات از چه مکان میآید
«پروردگارا! این آب حیات (معرفت و زندگی جاودان) از کدام سرچشمه (وطن) میجوشد؟» «پروردگارا! این نور صفات (الهی) از چه جایی (مکان) میآید؟» این بیت، افزایش حیرت و پرسش در مورد منشأ آب حیات و نور تجلی صفات الهی.
مولانا به شور و وجد حاصل از این تجلیات اشاره میکند:
عجب این غلغله از جوق ملک میخیزد عجب این قهقهه از حور جنان میآید
«شگفتا! این شور و غوغا (غلغله) از گروه فرشتگان (جوق ملک) بلند میشود،» «شگفتا! این خندهی از سر شور و نشاط (قهقهه) از حوریان بهشت (حور جنان) میآید.» این بیت، بیانگر شادی و وجد موجودات ملکوتی از تجلی الهی که به عالم پایین نیز سرایت میکند.
چه سماعست که جان رقص کنان میگردد چه صفیرست که دل بال زنان میآید
«این چه سماعی (رقص و وجدی) است که جان (انسان) رقصکنان میچرخد؟» «این چه آوازی (صفیر) است که دل (انسان) بالزنان به سوی آن میآید؟» این بیت، توصیف تأثیرات بیبدیل این تجلیات بر جان و دل عاشق که آنها را به رقص و پرواز وامیدارد.
مولانا به وصلت هستی با حقیقت و تقدیر الهی اشاره میکند:
چه عروسیست چه کابین که فلک چون تتقیست ماه با این طبق زر به نشان میآید
«این چه عروسی (وصلت و پیوندی) است و چه مهریهای (کابین) دارد که آسمان (فلک) همچون یک سقف و چتر (تتق) است،» «(و) ماه با این طبق زر (اشاره به نور ماه که مانند طبق طلا میدرخشد) به عنوان نشانه و هدیه میآید؟» این بیت، تشبیه هستی به یک مراسم عروسی بزرگ که در آن تمام کائنات (فلک و ماه) در خدمت این وصلت بزرگاند.
چه شکارست که این تیر قضا پرانست ور چنین نیست چرا بانگ کمان میآید
«این چه شکاری (معشوق/لطف الهی) است که این تیر قضا (تقدیر الهی) به سوی آن در حال پرواز است،» «و اگر چنین نیست، چرا صدای کمان (نشانهی پرتاب تیر) شنیده میشود؟» این بیت، بیانگر این است که هر اتفاقی در عالم، تقدیر الهی است که به سوی مقصود خاصی در حرکت است.
مولانا به مژده به عاشقان و رهایی از تعلقات اشاره میکند:
مژده مژده همه عشاق بکوبید دو دست کانک از دست بشد دست زنان میآید
«مژده! مژده! ای همهی عاشقان، دستهایتان را (به نشان شادی) به هم بکوبید،» «زیرا آنکه از دست رفته بود (معشوق/جان از دست رفته)، اکنون دستزنان (با شادی و نشاط) بازمیگردد.» این بیت، بشارت بازگشت معشوق و رهایی از غم هجران برای عاشقان.
از حصار فلکی بانگ امان میخیزد وز سوی بحر چنین موج گمان میآید
«از دژ (حصار) آسمان (فلکی) فریاد امان و پناهندگی بلند میشود،» «و از سوی دریای (عشق) چنین موجی از گمان (امید و تجلی) میآید.» این بیت، نشاندهنده تأثیر گستردهی فیض الهی که حتی آسمانیان را به التماس واداشته و امید را در عالم جاری میکند.
مولانا به مستی از اقبال الهی و رهایی از قحطی دنیوی اشاره میکند:
چشم اقبال به اقبال شما مخمورست این دلیلست که از عین عیان میآید
«چشم بخت و سعادت (اقبال) از بخت و اقبال شما (ای عاشقان) در خمار (مستی) است،» «این (مستی) دلیل است که (فیض) از خود حقیقت آشکار (عین عیان) میآید.» این بیت، بیانگر این است که سعادت و بخت عاشق از منبع حقیقت مطلق نشأت میگیرد.
برهیدیت از این عالم قحطی که در او از برای دو سه نان زخم سنان میآید
«از این عالم قحطی (عالم دنیا که در آن کمبود و سختی است) رها شوید،» «که در آن (عالم دنیا)، برای (بدست آوردن) دو سه تکه نان (مادیات ناچیز)، زخم نیزه (سنان، سختی و نزاع) میرسد.» این بیت، دعوت به رهایی از تعلقات دنیوی که همراه با رنج و نزاع برای مادیات ناچیز است.
مولانا به لزوم فدا کردن جان و بینیازی از بیان لفظی اشاره میکند:
خوشتر از جان چه بود جان برود باک مدار غم رفتن چه خوری چون به از آن میآید
«چه چیزی خوشتر از جان است؟ (اما) اگر جان (هم در این راه) برود، باکی نداشته باش،» «غم رفتن (فنا شدن) چه میخوری، وقتی (چیزی) بهتر از آن (یعنی وصال معشوق) میآید؟» این بیت، تأکید بر لزوم فدا کردن جان در راه عشق و اطمینان از رسیدن به مقامی والاتر.
هر کسی در عجبی و عجب من اینست کو نگنجد به میان چون به میان میآید
«هر کسی در حال حیرت و شگفتی (عجب) از چیزی است، و شگفتی من این است که:» «(معشوق) چگونه در میان (فکر و خیال و وصف ما) نمیگنجد، در حالی که (دائم) در حال تجلی و آمدن به میان (هستی) است؟» این بیت، بیانگر حیرت از بینهایت بودن معشوق که هرچند تجلی میکند، اما در وصف و خیال نمیگنجد.
بس کنم گرچه که رمزست بیانش نکنم خود بیان را چه کنیم جان بیان میآید
«بس کنم (سخن گفتن را)، گرچه (این حقایق) رمز و راز است و آن را بیان نمیکنم،» «(زیرا) خود به بیان (سخن گفتن) چه نیازی داریم، وقتی که جان (معشوق/حقیقت) خود به بیان (آشکار) میآید (و نیازی به کلمات ندارد)؟» این بیت، دعوت به سکوت و پرهیز از کلام، زیرا حقیقت (جان) خود به وضوح تجلی میکند و نیازی به وصف ندارد.
این غزل با بیانی سرشار از حیرت، شوق، و تمنا، به تجلیات اسرارآمیز و جانبخش الهی در هستی و تأثیرات عمیق آن بر روح انسان میپردازد. مولانا در این ابیات، با پرسشهای پیدرپی، عظمت و فراگیری فیض معشوق را به تصویر میکشد و عاشقان را به رهایی از تعلقات دنیوی و فدا کردن جان در راه وصال دعوت میکند. پایان غزل نیز با اشاره به بینیازی حقیقت از بیان لفظی و لزوم سکوت، عمق عارفانه غزل را فزونی میبخشد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر