تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 801 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 801 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 801 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۸۰۱ دیوان شمس مولانا

عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید
دولتی هست حریفان سر دولت خارید

چو شکر یک دل و آغشته این شیر شوید
که ظریفید و لطیفید و نکومقدارید

دانه چیدن چه مروت بود آخر مکنید
که امیران دو صد خرمن و صد انبارید

با چنین لاله رخان روح چرا نفزایید
در چنین معصره‌ای غوره چرا افشارید

دست در دامن همچون گل و ریحانش زنید
نه که پرورده و بسرشته آن گلزارید

رنگ دیدیت بسی جان و حیاتیش نبود
مه خوبان مرا از چه چنین پندارید

چون ره خانه ندانید که زاده وصلید
چون سره و قلب ندانید کز این بازارید

فخر مصرید چو یوسف هله تعبیر کنید
چو لب نوش وفا جمله شکر می‌کارید

ملکانید و ملک زاده ز آغاز و سرشت
گرچه امروز گدایانه چنین می‌زارید

ساقیان باده به کف گوش شما می‌پیچند
گرد خمخانه برآیید اگر خمارید

همه صیاد هنر گشته پی بی‌عیبی
همه عیبید چو در مجلس جان هشیارید

شمس تبریز درآمد به عیان عذر نماند
دیده روح طلب را به رخش بسپارید

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۸۰۱ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۸۰۱ مولانا، یک غزل دعوت‌کننده به بزم عشق و رهایی از تعلقات و غفلت‌ها است. مولانا در این غزل، مخاطبان را به بهره‌برداری از فرصت حضور عشق الهی، اتحاد در آن، و رهایی از مادیات دعوت می‌کند. او با بیانی پرشور، بی‌ارزشی هشیاری در مجلس عشق، و ضرورت فنا در تجلی شمس تبریزی را بیان می‌نماید.

دعوت به غنیمت‌شمردن فرصت بزم عشق

مولانا غزل را با دعوت به بهره‌برداری از فرصت حال آغاز می‌کند:

عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید دولتی هست حریفان سر دولت خارید

«در این گوشه (مجلس عشق/حضور معشوق)، بزم و شادمانی (عشرت) وجود دارد، آن را غنیمت شمارید،» «حریفان (ای یاران!)، ثروت (دولت) بزرگی در کار است، سر (لذت) این ثروت را بخارید (یعنی کاملاً از آن بهره‌مند شوید).» این بیت، دعوت به استفاده‌ی کامل از فرصت حضور در بزم عشق و بهره‌برداری از دولت معنوی آن.

اتحاد و پاکی در عشق

مولانا به لزوم اتحاد و پاکی دل در عشق اشاره می‌کند:

چو شکر یک دل و آغشته این شیر شوید که ظریفید و لطیفید و نکومقدارید

«مانند شکر، یکدل شوید و با این شیر (شیرینِ عشق) آغشته گردید،» «زیرا شما لطیف، ظریف و باارزش هستید.» این بیت، دعوت به اتحاد و همبستگی در راه عشق، که با طبیعت لطیف و ارزشمند انسان سازگار است.

رهایی از مادیات و جستجوی معنویت

مولانا به رهایی از مادیات و تمرکز بر معنویت اشاره می‌کند:

دانه چیدن چه مروت بود آخر مکنید که امیران دو صد خرمن و صد انبارید

«چیدن دانه (کسب رزق مادی و جزئی) چه جوانمردی است؟ این کار را دیگر نکنید،» «زیرا شما (از نظر معنوی) امیرانی هستید که دو صد خرمن (محصول) و صد انبار (ذخیره) دارید.» این بیت، دعوت به رهایی از حرص مادی و توجه به ثروت بی‌کران معنوی که در باطن انسان نهفته است.

با چنین لاله رخان روح چرا نفزایید در چنین معصره‌ای غوره چرا افشارید

«با چنین (زیبارویان و) لاله رخانی (که معشوق است و تجلیاتش)، چرا روح خود را فزونی نمی‌بخشید؟» «در چنین دستگاه عصاره‌گیری (معصره، محل فشار آوردن برای گرفتن عصاره) (مجلس عشق)، چرا غوره (نارسی) می‌فشارید؟ (چرا به دنبال چیزهای بی‌ارزش و نارس هستید؟).» این بیت، نشان‌دهنده جایگاه بزم عشق که محل افزایش روح است و نه پرداختن به امور بی‌ارزش و نارسا.

دست در دامن همچون گل و ریحانش زنید نه که پرورده و بسرشته آن گلزارید

«دست در دامن او (معشوق) که مانند گل و ریحان (لطیف و معطر) است، بزنید،» «زیرا شما پرورده شده و سرشته شده از آن گلزار (جهان عشق و زیبایی الهی) هستید.» این بیت، دعوت به پیوستن به معشوق، با یادآوری این که ریشه‌ی وجودی انسان از عالم عشق و زیبایی است.

حقیقت عشق و ناتوانی ظواهر

مولانا به حقیقت بی‌رنگ و نشان عشق و ناتوانی ظواهر اشاره می‌کند:

رنگ دیدیت بسی جان و حیاتیش نبود مه خوبان مرا از چه چنین پندارید

«رنگ و صورت‌های بسیاری را دیده‌اید که جان و حیاتی نداشتند (بی‌ثمر بودند)،» «(پس) ماه خوبان (معشوق مرا) از چه رو این‌گونه (مانند رنگ و صورت بی‌جان) می‌پندارید؟» این بیت، انکار این که معشوق نیز مانند ظواهر بی‌جان باشد؛ معشوق حقیقی، منبع حیات و ورای رنگ‌ها و صورت‌هاست.

چون ره خانه ندانید که زاده وصلید چون سره و قلب ندانید کز این بازارید

«چگونه راه خانه (مقصود حقیقی) را نمی‌دانید، در حالی که شما زاده‌ی وصال (از جنس وصال) هستید؟» «چگونه (زر) خالص (سره) و ناسره (قلب) را نمی‌شناسید، در حالی که (سال‌ها) در این بازار (دنیا) بوده‌اید؟» این بیت، توبیخ عاشقان از روی لطف؛ با یادآوری اصل وجودی آن‌ها از وصال و بصیرتشان در تشخیص حق از باطل.

تعبیر یوسف‌گونه و سخن شکرریز

مولانا به مقام والای مخاطبان و تأثیر کلامشان اشاره می‌کند:

فخر مصرید چو یوسف هله تعبیر کنید چو لب نوش وفا جمله شکر می‌کارید

«شما چون یوسف، افتخار مصر (وجود خود) هستید، پس آگاه باشید! (خواب‌ها را) تعبیر کنید (حقایق را آشکار سازید)،» «چون لبان (نوشین) شما از وفاداری (وفا) سخن بگویند، همه جا شکر (شیرینی و لطف) می‌کارید.» این بیت، تأکید بر مقام و بصیرت مخاطبان و قدرت کلام آن‌ها در آشکار ساختن حقایق و شیرین کردن فضای اطراف.

مقام ملکوتی انسان و گدایی ظاهری

مولانا به حقیقت ملکوتی انسان و وضعیت ظاهری او اشاره می‌کند:

ملکانید و ملک زاده ز آغاز و سرشت گرچه امروز گدایانه چنین می‌زارید

«شما پادشاهان و شاهزاده‌های (ملک زاده) از آغاز و سرشت (تکوین) هستید،» «گرچه امروز مانند گدایان چنین ناله و زاری می‌کنید.» این بیت، یادآوری مقام والای انسانی که در اصل خود پادشاه است، اما به دلیل غفلت، گدای ظواهر دنیا شده است.

دعوت به مستی و بی‌عیبی در عشق

مولانا به دعوت ساقی عشق و بی‌عیبی در مجلس او اشاره می‌کند:

ساقیان باده به کف گوش شما می‌پیچند گرد خمخانه برآیید اگر خمارید

«ساقی‌ها (تجلیات الهی) با باده در کف، گوش شما را می‌پیچند (دعوت می‌کنند)،» «پس اگر در خمار (خماری دنیوی) هستید، گرد خمخانه (محل تجلی عشق) حاضر شوید.» این بیت، دعوت به بیداری از غفلت و روی آوردن به خمخانه‌ی عشق برای رفع خماری.

همه صیاد هنر گشته پی بی‌عیبی همه عیبید چو در مجلس جان هشیارید

«همه در پی بی‌عیبی، شکارچی هنر (و کمال ظاهری) شده‌اید،» «(اما) شما خود سراپا عیب (ناقص) هستید، وقتی که در مجلس جان (مجلس عشق) هشیار باشید (و از خود بی‌خود نشوید).» این بیت، پارادوکس‌نمایی؛ بیانگر این که کمال حقیقی در فنا در عشق و بی‌خودی است و هشیاری در این مجلس، خود عین نقص است.

تجلی شمس تبریزی و فنا در او

مولانا غزل را با اشاره به تجلی شمس تبریزی و دعوت به فنا در او به پایان می‌برد:

شمس تبریز درآمد به عیان عذر نماند دیده روح طلب را به رخش بسپارید

«شمس تبریز به وضوح (به عیان) ظاهر شد، دیگر عذری باقی نمانده است،» «(پس) دیده‌ی جویای روح (دیده روح طلب) خود را به روی او بسپارید (و در جمالش فنا شوید).» این بیت، نشان‌دهنده اتمام حجت با تجلی شمس تبریزی و دعوت نهایی به فنا در جمال او برای درک حقیقت.


نکات مهم

  • غنیمت‌شمردن فرصت عشق: باید از فرصت حضور در بزم عشق و دولت معنوی آن حداکثر بهره را برد.
  • اتحاد و پاکی در عشق: لزوم همبستگی و پاکی دل برای آغشته شدن به شیرینی عشق.
  • رهایی از مادیات: دعوت به ترک حرص مادی و توجه به ثروت بی‌کران معنوی.
  • اهمیت مجلس عشق: بزم عشق محل افزایش روح و توجه به امور باارزش است.
  • ریشه‌ی وجودی از عالم عشق: انسان پرورده و سرشته شده از گلزار عشق الهی است.
  • حقیقت بی‌رنگ معشوق: معشوق حقیقی، منبع حیات و ورای رنگ‌ها و صورت‌هاست.
  • بصیرت در تشخیص حق از باطل: با یادآوری اصل وجودی از وصال، انسان باید حق را از باطل تشخیص دهد.
  • مقام والای انسان: انسان در اصل خود پادشاه است، گرچه به دلیل غفلت گدا می‌شود.
  • دعوت ساقی عشق: ساقی (تجلیات الهی) گوش عاشقان را می‌پیچد و آن‌ها را به خمخانه (مجلس عشق) دعوت می‌کند.
  • بی‌عیبی در فنای عشق: کمال حقیقی در فنا در عشق و بی‌خودی است؛ هشیاری در این مجلس عین نقص است.
  • تجلی شمس تبریزی و فنا: با تجلی آشکار شمس تبریزی، دیگر عذری برای فنا نشدن در جمال او باقی نمی‌ماند.

این غزل با بیانی پویا و پرشور، به دعوت عاشقان به ورود به بزم عشق الهی و رهایی از تمامی محدودیت‌ها و تعلقات می‌پردازد. مولانا در این ابیات، بر عظمت و بیکرانگی فیض معشوق تأکید می‌کند و از مخاطبان می‌خواهد که از فرصت حال بهره ببرند، در عشق متحد شوند، و با فنا در جمال شمس تبریزی به کمال حقیقی دست یابند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: