تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 797 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 797 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 797 دیوان شمس مولانا

ز اول روز که مخموری مستان باشد

شیخ را ساغر جان در کف دستان باشد

پیش او ذره صفت هر سحری رقص کنیم

این چنین عادت خورشیدپرستان باشد

تا ابد این رخ خورشید سحر در سحرست

تا دل سنگ از او لعل بدخشان باشد

ای صلاح دل و دین تو ز برون جهتی

تا چنین شش جهت از نور تو رخشان باشد

بنده عشق تو در عشق کجا سرد شود

چون صلاح دل و دین آتش سوزان باشد

تو رضای دل او جو اگرت دل باید

دل او چون طلبد آنک گران جان باشد

ای بس ایمان که شود کفر چو با او نبود

ای بسی کفر که از دولتش ایمان باشد

گلخنی را چو ببینی به دل و روی سیاه

هر چه از کان گهر گوید بهتان باشد

شمس تبریز تو سلطان همه خوبانی

هم جمال تو مگر یوسف کنعان باشد

توضیح . معنی . تفسیر

غزل شماره ۷۹۷ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۷۹۷ مولانا، به مستی عشق الهی و تأثیرات آن بر شیخ (سالک کامل) و عاشقان می‌پردازد. مولانا در این غزل، عشق را نیرویی می‌داند که دل‌ها را روشن می‌کند، کفر را به ایمان تبدیل می‌سازد، و در نهایت به تجلی صلاح‌الدین زرکوب (نماد تجلی حق) ختم می‌شود. او با بیانی پرشور، پایداری این مستی و جاودانگی نور معشوق را بیان می‌کند.

مستی ازلی و رقص عاشقان

مولانا غزل را با توصیف مستی ازلی عشق آغاز می‌کند:

ز اول روز که مخموری مستان باشد شیخ را ساغر جان در کف دستان باشد

«از همان روز ازل که مستی (مخموری) عاشقان (مستان) آغاز شد،» «جام (ساغر) جان (یعنی روح و هستی) شیخ (مرشد کامل) در دست‌های (کف دستان) او (معشوق/حق) باشد (یعنی شیخ همواره در قبضه و اختیار عشق الهی است).» این بیت، بیانگر ازلی بودن مستی عشق و تسلیم کامل شیخ در برابر اراده‌ی الهی.

پیش او ذره صفت هر سحری رقص کنیم این چنین عادت خورشیدپرستان باشد

«در برابر او (معشوق/حق)، مانند ذره‌ای (ناچیز) هر سحرگاه رقص می‌کنیم،» «این چنین عادتی (رفتاری) برای خورشیدپرستان (عاشقان حقیقی که معشوق را چون خورشید می‌پرستند) است.» این بیت، نشان‌دهنده تواضع و فنای عاشق در برابر عظمت معشوق و پویایی همیشگی او در راه عشق.

پایداری نور معشوق و تأثیر آن

مولانا به پایداری نور معشوق و تأثیرات شگرف آن اشاره می‌کند:

تا ابد این رخ خورشید سحر در سحرست تا دل سنگ از او لعل بدخشان باشد

«تا ابد، این چهره‌ی خورشیدگون (رخ خورشید) هر سحرگاه (در حال طلوع و تجلی) است،» «تا دل‌های سخت (سنگ) از نور او به لعل بدخشان (گوهری گرانبها و درخشان) تبدیل شود.» این بیت، تأکید بر جاودانگی و پایداری نور معشوق و قدرت او در دگرگون ساختن دل‌های سخت و تبدیل آن‌ها به گوهرهای ارزشمند.

ای صلاح دل و دین تو ز برون جهتی تا چنین شش جهت از نور تو رخشان باشد

«ای کسی که صلاح (نیکویی) دل و دین (انسان‌ها) هستی، تو از ورای (برون) جهات (محدودیت‌های مکانی) هستی،» «تا (به همین دلیل) این چنین شش جهت (تمام عالم) از نور تو درخشان باشد.» این بیت، بیانگر فرازمکانی و بی‌حد و مرز بودن معشوق که نور او تمام عالم را فرا گرفته است.

عشق، آتش سوزان و دگرگون‌کننده

مولانا عشق را آتشی سوزان و دگرگون‌کننده توصیف می‌کند:

بنده عشق تو در عشق کجا سرد شود چون صلاح دل و دین آتش سوزان باشد

«بنده‌ی عشق تو (عاشق) در عشق کجا سرد و بی‌حال می‌شود؟» «چون (خود) صلاح دل و دین (معشوق) آتشی سوزان (پرشور) است.» این بیت، تأکید بر شور و حرارت دائمی عشق الهی؛ عاشق حقیقی هرگز در این عشق سرد نمی‌شود.

تو رضای دل او جو اگرت دل باید دل او چون طلبد آنک گران جان باشد

«تو رضایت دل او (معشوق) را بجوی، اگر دل (حقیقی) می‌خواهی،» «(زیرا) دل او هرگز آن کسی را که سنگین‌جان (گران‌جان، بی‌شور و حال) است، نمی‌طلبد.» این بیت، دعوت به کسب رضایت معشوق برای رسیدن به دل حقیقی؛ معشوق تنها دل‌های پرشور و سبک‌بال را می‌پذیرد.

تبدیل کفر به ایمان

مولانا به قدرت عشق در تبدیل کفر به ایمان اشاره می‌کند:

ای بس ایمان که شود کفر چو با او نبود ای بسی کفر که از دولتش ایمان باشد

«ای بسا ایمانی که (در ظاهر ایمان است اما) چون با او (معشوق) نباشد، به کفر تبدیل می‌شود،» «ای بسا کفری که از دولت (برکت و فیض) او (معشوق)، به ایمان تبدیل می‌گردد.» این بیت، بیانگر این حقیقت که ایمان حقیقی، تنها با اتصال به معشوق حاصل می‌شود و فیض او می‌تواند حتی کفر را به ایمان مبدل سازد.

گلخنی را چو ببینی به دل و روی سیاه هر چه از کان گهر گوید بهتان باشد

«هنگامی که کسی را با دلی سیاه و رویی زشت (گلخنی، نماد پلیدی و تاریکی) ببینی،» «هر چه از معدن گوهر (کان گهر، یعنی از حقایق معنوی) بگوید، دروغ و بهتان است (زیرا خود از آن بی‌بهره است).» این بیت، نشان‌دهنده این که سخن حق از دلی پاک و روشن برمی‌خیزد و کسی که خود آلوده است، نمی‌تواند از حقایق سخن بگوید.

شمس تبریزی، سلطان خوبان

مولانا غزل را با ستایش شمس تبریزی به پایان می‌برد:

شمس تبریز تو سلطان همه خوبانی هم جمال تو مگر یوسف کنعان باشد

«شمس تبریز تویی، (ای کسی که) سلطان همه‌ی خوبان هستی،» «جمال تو نیز شاید (همانند) یوسف کنعان (نماد زیبایی بی‌بدیل) باشد.» این بیت، پایان‌بندی غزل با ستایش شمس تبریزی به عنوان سلطان زیبایی‌ها و منبع تمام خوبی‌ها، و مقایسه‌ی جمال او با یوسف کنعان.

نکات مهم

  • مستی ازلی و تسلیم شیخ: عشق الهی ازلی است و سالک کامل (شیخ) همواره در قبضه و اختیار آن است.
  • فنا و تواضع عاشق: عاشق در برابر عظمت معشوق، مانند ذره‌ای ناچیز است و همواره در حال رقص و پویایی.
  • جاودانگی نور معشوق: نور معشوق پایدار و ابدی است و قدرت دگرگون‌کنندگی دل‌های سخت را دارد.
  • فرازمکانی معشوق: معشوق از قید مکان و جهات رهاست و نور او تمام عالم را فرا گرفته است.
  • شور و حرارت دائمی عشق: عشق الهی آتشی سوزان است و عاشق حقیقی هرگز در آن سرد نمی‌شود.
  • طلب رضای معشوق: برای رسیدن به دل حقیقی، باید رضایت معشوق را کسب کرد؛ او تنها دل‌های پرشور را می‌پذیرد.
  • قدرت عشق در تبدیل کفر به ایمان: ایمان حقیقی تنها با اتصال به معشوق حاصل می‌شود و فیض او می‌تواند کفر را به ایمان مبدل سازد.
  • اصالت سخن حق: سخن حق از دلی پاک و روشن برمی‌خیزد و کسی که خود آلوده است، نمی‌تواند از حقایق معنوی سخن بگوید.
  • شمس تبریزی، سلطان خوبان: شمس تبریزی نمادی از زیبایی و منبع تمام خوبی‌هاست.

نتیجه‌گیری

این غزل با بیانی پرشور و عارفانه، به قدرت بی‌کران عشق الهی و تأثیرات شگرف آن بر جان و دل انسان می‌پردازد. مولانا در این ابیات، عشق را نیرویی می‌داند که از ازل وجود داشته، دل‌ها را روشن می‌کند، و حتی کفر را به ایمان تبدیل می‌سازد. او بر تسلیم کامل در برابر این عشق و کسب رضایت معشوق تأکید می‌ورزد و در نهایت، شمس تبریزی را به عنوان سلطان زیبایی‌ها و منبع تمام خوبی‌ها ستایش می‌کند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: