تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 786 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 786 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 786 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۷۸۶ دیوان شمس مولانا

آنک عکس رخ او راه ثریا بزند
گر ره قافله عقل زند تا بزند

آنک نقل و می او در ره صوفی نقدست
رسدش گر به نظر گردن فردا بزند

گر پراکنده دلی دامن دل گیر که دل
خیمه امن و امان بر سر غوغا بزند

عمری باید تا دیو از او بگریزد
احمدی باید تا راه چلیپا بزند

در هر آن کنج دلی که غم تو معتکفست
نیم شب تابش خورشید بر آن جا بزند

عارفا بهر سه نان دعوت جان را مگذار
تا سنانت چو علی در صف هیجا بزند

زین گذر کن که رسیدست شهنشاه کرم
خیز تا جان تو بر عیش و تماشا بزند

کف حاجت بگشا جام الهی بستان
تا شعاع می جان بر رخ و سیما بزند

رخ و سیمای تو زان رونق و نوری گیرد
که کف شق قمر بر مه بالا بزند

بر سرت بردود و عقل دهد مغز تو را
عقل پرمغز تو پا بر سر جوزا بزند

خواجه بربند دو گوش و بگریز از سخنم
ور نه در رخت تو هم آتش یغما بزند

بگریز از من و از طالع شیرافکن من
کاخترم کوکبه بر آدم و حوا بزند

هین خمش باش که نور تو چو بر دل‌ها زد
نور محسوس شود بر سر و بر پا بزند

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۷۸۶ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۷۸۶ مولانا، بیانگر قدرت بی‌حد و حصر معشوق (خداوند/شمس تبریزی) و تأثیر عمیق عشق او بر جان و عقل آدمی است. مولانا در این غزل، به نفوذ عشق الهی بر تمام سطوح وجود، رهایی از قید و بندها، برتری جان بر عقل، و فرا رسیدن زمان وصال اشاره می‌کند. او با بیانی کوبنده و قاطع، مقام معشوق و تأثیر نور او را بر هستی به تصویر می‌کشد و در نهایت، به ناتوانی عقل در برابر این نور الهی می‌پردازد.

نفوذ و قدرت معشوق

مولانا غزل را با توصیف قدرت و نفوذ معشوق آغاز می‌کند:

آنک عکس رخ او راه ثریا بزند گر ره قافله عقل زند تا بزند

«کسی که پرتو چهره‌اش (عکس رخ او) تا راه ثریا (کهکشانی دوردست) می‌رود،» «اگر راه قافله عقل را بزند (آن را متوقف کند)، چه می‌شود؟ (یعنی می‌تواند عقل را نیز در هم شکند).» این بیت، بیانگر قدرت فوق‌العاده معشوق که نه تنها بر آسمان‌ها تأثیر می‌گذارد، بلکه می‌تواند عقل و منطق را نیز تحت سیطره خود درآورد.

آنک نقل و می او در ره صوفی نقدست رسدش گر به نظر گردن فردا بزند

«کسی که نقل (تنقلات) و می (شراب) او در راه صوفی، نقد و حاضر است (همان لحظه موجود است)،» «اگر تصمیم بگیرد (به نظر)، گردن فردا را بزند (آینده را معدوم کند)، می‌تواند.» این بیت، نشان‌دهنده حضور همیشگی فیض معشوق برای صوفی؛ و قدرت او در تأثیرگذاری بر زمان و آینده.

پناهگاه دل و قدرت احمدی

مولانا به نقش دل به عنوان پناهگاه و قدرت هدایت‌گر اشاره می‌کند:

گر پراکنده دلی دامن دل گیر که دل خیمه امن و امان بر سر غوغا بزند

«اگر دلت پراکنده و پریشان است، دامن دل (به دامان حقیقت دل) چنگ بزن،» «زیرا دل می‌تواند خیمه‌ی امن و امان را بر سر هر آشوب و غوغایی (درونی) برپا کند.» این بیت، دعوت به بازگشت به دل به عنوان پناهگاه و منشأ آرامش در برابر پریشانی‌ها.

عمری باید تا دیو از او بگریزد احمدی باید تا راه چلیپا بزند

«(برای رهایی کامل از دیو نفس و شیطان) عمری باید (سلوک کرد) تا دیو از او فرار کند،» «پیامبرگونه‌ای (احمدی، اشاره به پیامبر اسلام) باید باشد تا (با شجاعت و قدرت) راه صلیب و شرک (چلیپا، نماد کفر و تعلقات) را بزند (و از بین ببرد).» این بیت، بیان لزوم وجود راهبری الهی (مانند پیامبر) برای غلبه بر نفس و کفر درونی.

تابش خورشید بر دل

مولانا به حضور نور الهی در دل عاشق اشاره می‌کند:

در هر آن کنج دلی که غم تو معتکفست نیم شب تابش خورشید بر آن جا بزند

«در هر گوشه از دلی که غم تو (معشوق) پنهان و ساکن است،» «(حتی در) نیمه‌شب (اوج تاریکی و ناامیدی)، تابش خورشید (نور الهی) بر آنجا خواهد تابید (بر آن دل خواهد زد).» این بیت، نشان‌دهنده حضور امید و نور الهی حتی در عمیق‌ترین غم‌ها و تاریک‌ترین لحظات دل عاشق.

دعوت به جان و ترک دنیا

مولانا به دعوت جان برای حضور در معرکه عشق و رهایی از تعلقات اشاره می‌کند:

عارفا بهر سه نان دعوت جان را مگذار تا سنانت چو علی در صف هیجا بزند

«ای عارف! به خاطر سه نان (لقمه‌ی ناچیز دنیوی)، دعوت جان (ندای حق) را رها مکن،» «تا نوک نیزه‌ی تو (سنانت) مانند علی (ع) در میدان جنگ (هیجا، نماد مبارزه با نفس) حمله کند.» این بیت، دعوت به ترک تعلقات دنیوی و جنگیدن شجاعانه در راه حق، مانند حضرت علی (ع).

زین گذر کن که رسیدست شهنشاه کرم خیز تا جان تو بر عیش و تماشا بزند

«از این (تعلقات دنیوی) بگذر، که پادشاه کرم (خداوند/شمس) رسیده است،» «برخیز تا جان تو بر عیش و تماشا (لذت وصال و مشاهده جمال) حمله کند (و به آن برسد).» این بیت، دعوت به رهایی از تعلقات و آماده شدن برای وصال با معشوق که منشأ تمام کرامات است.

دریافت فیض الهی و اثر آن بر چهره

مولانا به دریافت جام الهی و تأثیر آن بر ظاهر عاشق اشاره می‌کند:

کف حاجت بگشا جام الهی بستان تا شعاع می جان بر رخ و سیما بزند

«کف دست نیازت را باز کن و جام الهی را بگیر،» «تا پرتو شراب جان (می جان، شراب روحانی) بر چهره و صورتت (رخ و سیما) بتابد.» این بیت، دعوت به تضرع و دریافت فیض الهی؛ این فیض، چهره‌ی عاشق را نورانی و زیبا می‌کند.

رخ و سیمای تو زان رونق و نوری گیرد که کف شق قمر بر مه بالا بزند

«چهره و صورت تو چنان رونق و نوری می‌گیرد،» «که (گویا) دست شق‌القمر (معجزه پیامبر در شکافتن ماه) بر ماه آسمان (مه بالا) می‌زند (و نور آن را افزایش می‌دهد).» این بیت، تأکید بر شدت نورانی شدن عاشق از فیض الهی، به گونه‌ای که حتی ماه آسمان نیز در برابر آن ناچیز می‌گردد.

برتری عقل نورانی و ناتوانی عقل جزوی

مولانا به عقل نورانی و برتری آن بر عقل مادی اشاره می‌کند:

بر سرت بردود و عقل دهد مغز تو را عقل پرمغز تو پا بر سر جوزا بزند

«(معشوق/فیض او) بر سرت (مانند عود) دود (اثر خوشبو) می‌کند و به مغزت عقل (نورانی) می‌دهد،» «(آنگاه) عقل پرمغز تو (که از او نور گرفته)، پا بر سر صورت فلکی جوزا (نماد عظمت و اوج) خواهد زد (و از آن نیز فراتر خواهد رفت).» این بیت، بیانگر ارتقاء عقل انسانی به واسطه‌ی فیض الهی و رسیدن آن به مقام‌های عالی ورای ادراکات عادی.

خواجه بربند دو گوش و بگریز از سخنم ور نه در رخت تو هم آتش یغما بزند

«ای خواجه (انسان عاقل و ظاهربین)، دو گوش خود را ببند و از سخن من فرار کن،» «وگرنه (اگر به این سخنان گوش دهی)، آتش غارتگر (یغما) در لباس تو نیز خواهد افتاد (و تعلقات و آرامش ظاهری‌ات را بر هم خواهد زد).» این بیت، هشدار به عقل‌گرایان و دنیاپرستان؛ سخن عشق برای آن‌ها ویرانگر است و آرامش ظاهری‌شان را بر هم می‌زند.

بگریز از من و از طالع شیرافکن من کاخترم کوکبه بر آدم و حوا بزند

«از من (شاعر/عاشق) و از بخت شیرانداز من (طالع شیرافکن) فرار کن،» «زیرا ستاره‌ی بخت من (اخترم) بر آدم و حوا نیز فرمانروایی (کوکبه) می‌کند (یعنی مقام من ورای ادراکات عادی بشر است).» این بیت، تأکید بر مقام والای عاشق که از دایره‌ی فهم عقل جزوی خارج است و حتی بر پدر و مادر بشریت (آدم و حوا) نیز غلبه می‌کند.

هین خمش باش که نور تو چو بر دل‌ها زد نور محسوس شود بر سر و بر پا بزند

«آگاه باش! خاموش باش، زیرا نور تو (نور الهی/نور شمس) چون بر دل‌ها زد،» «(این) نور محسوس می‌شود و بر سر و پا (تمام وجود) تأثیر می‌گذارد.» این بیت، دعوت به سکوت در برابر تجلی نور الهی؛ این نور چنان آشکار و فراگیر است که تمام وجود را فرا می‌گیرد و نیازی به بیان ندارد.


نکات مهم

  • قدرت معشوق: معشوق دارای قدرتی بی‌حد و حصر است که بر آسمان‌ها، زمان، و حتی عقل تأثیر می‌گذارد.
  • دل، پناهگاه آرامش: دل می‌تواند در برابر آشوب‌های درونی، پناهگاه امن و آرامش‌بخش باشد.
  • لزوم راهبر الهی: برای غلبه بر نفس و کفر، وجود راهبری الهی ضروری است.
  • نور در دل غم: حتی در تاریک‌ترین لحظات غم، نور الهی بر دل عاشق می‌تابد.
  • رهایی از دنیا: دعوت به ترک تعلقات دنیوی و آماده شدن برای وصال معشوق.
  • نورانی شدن عاشق: با دریافت جام الهی، چهره و تمام وجود عاشق نورانی می‌شود.
  • ارتقاء عقل: عقل انسانی با فیض الهی ارتقاء یافته و از مرزهای مادی فراتر می‌رود.
  • هشدار به عقل‌گرایان: سخن عشق برای کسانی که به عقل جزوی پایبندند، ویرانگر است.
  • مقام والای عاشق: عاشق در مقامی فراتر از ادراکات عادی و مادی قرار دارد.
  • سکوت در برابر نور الهی: نور الهی چنان آشکار و فراگیر است که نیازی به کلام ندارد.

این غزل با بیانی قدرتمند و پرشور، به غلبه‌ی عشق و معشوق بر تمام هستی و ادراکات انسانی می‌پردازد. مولانا در این ابیات، عاشق را در مقامی نشان می‌دهد که از قید عقل و منطق آزاد شده و غرق در نور و فیض الهی است، و از دیگران می‌خواهد که از این راه نورانی حذر کنند مگر اینکه آماده‌ی فنا باشند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: