تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 784 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 784 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 784 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۷۸۴ دیوان شمس مولانا

عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند
زیرکان از پی سرمایه به بازار شدند

عاشقان را چو همه پیشه و بازار توی
عاشقان از جز بازار تو بیزار شدند

سفها سوی مجالس گرو فرج و گلو
فقها سوی مدارس پی تکرار شدند

همه از سلسله عشق تو دیوانه شدند
همه از نرگس مخمور تو خمار شدند

دست و پاشان تو شکستی چو نه پا ماند و نه دست
پر گشادند و همه جعفر طیار شدند

صدقات شه ما حصه درویشانست
عاشقان حصه بر آن رخ و رخسار شدند

ما چو خورشیدپرستان همه صحرا کوبیم
سایه جویان چو زنان در پس دیوار شدند

تو که در سایه مخلوقی و او دیواریست
ور نه ز آسیب اجل چون همه مردار شدند

جان چه کار آید اگر پیش تو قربان نشود
جان کنون شد که چو منصور سوی دار شدند

همه سوگند بخورده که دگر دم نزنند
مست گشتند صبوحی سوی گفتار شدند

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۷۸۴ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۷۸۴ مولانا، به تفاوت میان دنیاطلبان و عاشقان حقیقی می‌پردازد. مولانا در این غزل، عاشقان را افرادی می‌داند که تمام هم و غمشان معشوق (خداوند/شمس تبریزی) است و از هر آنچه غیر اوست، بیزارند. او با بیانی پرشور، بی‌خودی و رهایی عاشقان از قید و بندهای مادی، فداکاری آن‌ها در راه عشق، و برتری عشق بر هر چیز دیگر را به تصویر می‌کشد.

تفاوت دنیاطلبان و عاشقان

مولانا غزل را با مقایسه حال مردم عادی و عاشقان پس از عید آغاز می‌کند:

عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند زیرکان از پی سرمایه به بازار شدند

«عید گذشت و تمام مردم به سوی کار و کسب خود رفتند،» «زیرکان (دنیاطلبان) به دنبال جمع‌آوری سرمایه به بازار رفتند.» این بیت، بیانگر بازگشت مردم عادی به زندگی روزمره و تلاش برای کسب مال پس از ایام عید.

عاشقان را چو همه پیشه و بازار توی عاشقان از جز بازار تو بیزار شدند

«چون برای عاشقان، تمام کار و کسب و بازار (مقصود) تو هستی،» «عاشقان از هر بازاری جز بازار تو (بازار عشق و وصل) بیزار شدند.» این بیت، نشان‌دهنده تمرکز کامل عاشقان بر معشوق و بی‌اعتنایی آن‌ها به دنیا و تعلقات آن.

غفلت دنیاپرستان و مستی عاشقان

مولانا به غفلت دنیاپرستان و مستی عاشقان در عشق اشاره می‌کند:

سفها سوی مجالس گرو فرج و گلو فقها سوی مدارس پی تکرار شدند

«نادان‌ها (سفها) به سوی مجالس (لهو و لعب) برای لذت‌های جنسی (فرج) و شکم (گلو) رفتند،» «فقها (عالمان ظاهری) به سوی مدارس برای تکرار (مباحث و علوم ظاهری) رفتند.» این بیت، نقد بر دنیاپرستان و عالمان ظاهربین که هر یک به نوعی در بند لذت‌های مادی یا علوم سطحی هستند.

همه از سلسله عشق تو دیوانه شدند همه از نرگس مخمور تو خمار شدند

«همه‌ی عاشقان از بند عشق تو (سلسله عشق) دیوانه شدند،» «همه از چشم مست (نرگس مخمور) تو، خمار (مست و بی‌خود) شدند.» این بیت، بیانگر مستی و بی‌خودی عاشقان در پرتو عشق و نگاه معشوق؛ این مستی، جنون‌آمیز و رهایی‌بخش است.

رهایی از قید و بندها و پرواز روحانی

مولانا به رهایی عاشقان از تعلقات و پرواز روحانی آن‌ها اشاره می‌کند:

دست و پاشان تو شکستی چو نه پا ماند و نه دست پر گشادند و همه جعفر طیار شدند

«تو دست و پای آن‌ها (عاشقان) را شکستی، به گونه‌ای که نه پایی برای رفتن (به سوی دنیا) ماند و نه دستی برای گرفتن (تعلقات)،» «(در عوض) پر گشادند و همه مانند جعفر طیار (که در جنگ موته دست‌هایش قطع شد و به جای آن بال یافت و بهشتی شد) به پرواز درآمدند.» این بیت، استعاره از رهایی عاشقان از بندهای مادی و جسمانی به واسطه‌ی عشق؛ این رهایی، موجب پرواز روحانی و رسیدن به مقام‌های عالی می‌شود.

صدقات شه ما حصه درویشانست عاشقان حصه بر آن رخ و رخسار شدند

«صدقات و بخشش‌های پادشاه ما (خداوند/شمس) سهم درویشان است،» «(اما) عاشقان سهم خود را از آن چهره و رخسار (جمال معشوق) گرفتند.» این بیت، بیانگر برتری سهم عاشقان؛ آن‌ها به جای صدقات مادی، از جمال و فیض مستقیم معشوق بهره‌مند می‌شوند.

جستجوی حقیقت و دوری از سایه

مولانا به جستجوی حقیقت و دوری از ظواهر اشاره می‌کند:

ما چو خورشیدپرستان همه صحرا کوبیم سایه جویان چو زنان در پس دیوار شدند

«ما (عاشقان) مانند خورشیدپرستان (که رو به خورشید دارند)، همواره در بیابان (صحرا) می‌گردیم (به دنبال حقیقت)،» «(اما) سایه‌جویان (دنیاپرستان) مانند زنان (که در خانه می‌مانند)، پشت دیوار پنهان شدند (و به دنبال ظواهر و آسایش هستند).» این بیت، مقایسه عاشقان (که در جستجوی حقیقت و نور هستند) با دنیاپرستان (که به دنبال آسایش و ظواهرند).

تو که در سایه مخلوقی و او دیواریست ور نه ز آسیب اجل چون همه مردار شدند

«تو (ای انسان غافل) که در سایه‌ی مخلوقی (به مخلوقات تکیه کرده‌ای)، و آن مخلوق دیواری (پوششی فانی) بیش نیست،» «وگرنه (اگر به مخلوق تکیه نمی‌کردی) از آسیب مرگ (اجل) مانند همه (مخلوقات فانی) به مردار تبدیل نمی‌شدی.» این بیت، انتقاد از تکیه بر مخلوقات فانی و هشدار در مورد فناپذیری آن‌ها.

قربانی کردن جان در راه عشق

مولانا به فداکاری جان در راه معشوق اشاره می‌کند:

جان چه کار آید اگر پیش تو قربان نشود جان کنون شد که چو منصور سوی دار شدند

«جان چه ارزشی دارد اگر پیش تو (معشوق) قربانی نشود؟» «جان (حقیقی) اکنون به وجود آمد که (عاشقان) مانند منصور (حلاج) به سوی دار (فنا در عشق) رفتند.» این بیت، تأکید بر ارزش قربانی کردن جان در راه عشق و رسیدن به حیات حقیقی از طریق فنا.

مستی از صبوحی و بیان حقیقت

مولانا به مستی از شراب صبحگاهی و بیان حقایق اشاره می‌کند:

همه سوگند بخورده که دگر دم نزنند مست گشتند صبوحی سوی گفتار شدند

«همه (عاشقان) سوگند خورده بودند که دیگر سخنی نگویند (و راز عشق را فاش نکنند)،» «(اما) مست شدند و با نوشیدن شراب صبحگاهی (صبوحی)، به سوی گفتار (بیان اسرار) رفتند.» این بیت، بیانگر غلبه‌ی مستی عشق بر عهد سکوت؛ عاشقان در مستی، اسرار عشق را آشکار می‌کنند.


نکات مهم

  • عاشقان، رهروان بازار عشق: در حالی که دنیاپرستان به دنبال مال و مقام هستند، عاشقان تنها معشوق را مقصد خود می‌دانند.
  • نقد بر غفلت: انتقاد از کسانی که در بند لذت‌های مادی یا علوم ظاهری هستند.
  • مستی و جنون عشق: عشق الهی موجب بی‌خودی و رهایی عاشقان از قید و بندها می‌شود.
  • رهایی و پرواز روحانی: عشق، دست و پای تعلقات را می‌شکند و موجب پرواز روحانی و رسیدن به مقام‌های عالی (مانند جعفر طیار) می‌شود.
  • سهم عاشقان از جمال معشوق: عاشقان به جای صدقات مادی، از فیض و جمال مستقیم معشوق بهره‌مند می‌شوند.
  • جستجوی حقیقت: عاشقان مانند خورشیدپرستان در جستجوی حقیقت‌اند و از ظواهر دوری می‌کنند.
  • فنای جان در راه عشق: جان حقیقی تنها زمانی ارزشمند می‌شود که در راه معشوق قربانی و فانی گردد.
  • آشکار شدن اسرار در مستی: مستی عشق چنان شدید است که عاشقان را وادار به بیان اسرار و حقایق می‌کند.

این غزل با بیانی پرشور و مقایسه‌ای، به تفاوت میان زندگی عادی و زندگی عاشقانه در راه حق می‌پردازد. مولانا در این ابیات، مقام والای عاشقان را که از تمام تعلقات رها شده و در آتش عشق فانی گشته‌اند، به تصویر می‌کشد و بر قدرت تحول‌آفرین عشق الهی تأکید می‌کند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: