مطالب پیشنهادی![]()
خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد
خبرت هست که دی گم شد و تابستان شد
خبرت هست که ریحان و قرنفل در باغ
زیر لب خنده زنانند که کار آسان شد
خبرت هست که بلبل ز سفر بازرسید
در سماع آمد و استاد همه مرغان شد
خبرت هست که در باغ کنون شاخ درخت
مژده نو بشنید از گل و دست افشان شد
خبرت هست که جان مست شد از جام بهار
سرخوش و رقص کنان در حرم سلطان شد
خبرت هست که لاله رخ پرخون آمد
خبرت هست که گل خاصبک دیوان شد
خبرت هست ز دزدی دی دیوانه
شحنه عدل بهار آمد او پنهان شد
بستدند آن صنمان خط عبور از دیوان
تا زمین سبز شد و باسر و باسامان شد
شاهدان چمن ار پار قیامت کردند
هر یک امسال به زیبایی صد چندان شد
گلرخانی ز عدم چرخ زنان آمدهاند
کانجم چرخ نثار قدم ایشان شد
ناظر ملک شد آن نرگس معزول شده
غنچه طفل چو عیسی فطن و خط خوان شد
بزم آن عشرتیان بار دگر زیب گرفت
باز آن باد صبا باده ده بستان شد
نقشها بود پس پرده دل پنهانی
باغها آینه سر دل ایشان شد
آنچ بینی تو ز دل جوی ز آیینه مجوی
آینه نقش شود لیک نتاند جان شد
مردگان چمن از دعوت حق زنده شدند
کفرهاشان همه از رحمت حق ایمان شد
باقیان در لحدند و همه جنبان شدهاند
زانک زنده نتواند گرو زندان شد
گفت بس کن که من این را به از این شرح کنم
من دهان بستم کو آمد و پایندان شد
هم لب شاه بگوید صفت جمله تمام
گر خلاصه ز شما در کنف کتمان شد
غزل ۷۸۲ مولانا، غزلی پر از شور و سرور از آمدن بهار معنوی و تجلی انوار الهی است. مولانا در این غزل، بهار طبیعت را استعارهای از بهار جان و ظهور حقایق الهی (احتمالاً ظهور شمس تبریزی) قرار میدهد. او با بیانی پرسشگونه و شورانگیز، دگرگونیهای عظیم روحی و عالم هستی را در پرتو این تجلی به تصویر میکشد و در نهایت، به وحدت وجود و ناتوانی زبان در بیان حقیقت اشاره میکند.
مولانا غزل را با مژدهی آمدن بهار و دگرگونیهای ناشی از آن آغاز میکند:
خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد خبرت هست که دی گم شد و تابستان شد
«خبر داری که در شهر (وجود/جهان)، شکر (لذت و شیرینی معنوی) ارزان شد؟» «خبر داری که دی (فصل سختی و زمستان) گم شد و تابستان (فصل فیض و شکوفایی) فرا رسید؟» این بیت، استعاره از فرا رسیدن دوران فیض و رحمت الهی، که موجب آسانی و شیرینی امور معنوی میشود؛ و از بین رفتن سختیها و قبضهای روحی.
خبرت هست که ریحان و قرنفل در باغ زیر لب خنده زنانند که کار آسان شد
«خبر داری که ریحان و قرنفل در باغ (وجود/جهان)، زیر لب میخندند که کار آسان شد؟» این بیت، بیانگر شادی و آرامش موجودات (استعاره از جانها) با فرا رسیدن این بهار معنوی و آسانی راه سلوک.
خبرت هست که بلبل ز سفر بازرسید در سماع آمد و استاد همه مرغان شد
«خبر داری که بلبل (جان عاشق/عارف کامل) از سفر (سلوک و غیبت) بازگشت؟» «به سماع (رقص و وجد صوفیانه) آمد و استاد و رهبر همهی مرغان (جانها) شد.» این بیت، اشاره به بازگشت عارف کامل (مانند بلبل) پس از طی طریق و تبدیل شدن او به رهبر و مربی دیگر جانها در رقص سماع عشق.
خبرت هست که در باغ کنون شاخ درخت مژده نو بشنید از گل و دست افشان شد
«خبر داری که در باغ (وجود)، اکنون شاخ درخت (وجود عاشق) مژدهی نو از گل (معشوق/شمس) شنید و دستافشان (رقصان و شادمان) شد؟» این بیت، توصیف شادی و سرور بیحد عاشق با دریافت بشارت از معشوق و رقص وجودی او.
خبرت هست که جان مست شد از جام بهار سرخوش و رقص کنان در حرم سلطان شد
«خبر داری که جان (روح) از جام بهار (فیض بهاری معنوی) مست شد؟» «سرخوش و رقصکنان در حرم سلطان (درگاه الهی) وارد شد.» این بیت، بیانگر مستی و بیخودی جان از فیض الهی و ورود آن به حریم قرب حق.
مولانا به ظهور زیباییهای معنوی و برطرف شدن سیاهیها اشاره میکند:
خبرت هست که لاله رخ پرخون آمد خبرت هست که گل خاصبک دیوان شد
«خبر داری که لاله (عاشق خونیندل) با چهرهای خونین (پرخون) آمد؟» «خبر داری که گل (معشوق/شمس) حاکم (خاصبک) و رئیس (دیوان) عالم شد؟» این بیت، اشاره به ظهور عاشق (لاله) با نشانههای عشق و سلطنت معشوق (گل) بر عالم هستی.
خبرت هست ز دزدی دی دیوانه شحنه عدل بهار آمد او پنهان شد
«خبر داری از دزدی دی دیوانه (زمستان یا نفس اماره)؟» «پاسبان عدل (شحنه عدل) بهار (معشوق/شمس) آمد و او (دی) پنهان شد.» این بیت، استعاره از غلبه عدالت و نور الهی بر ظلمت و تباهی نفس یا زمستان سختیها.
بستدند آن صنمان خط عبور از دیوان تا زمین سبز شد و باسر و باسامان شد
«آن زیبارویان (صنمان، معشوق و پیروانش) فرمان عبور از دیوان (مقام الهی/عالم غیب) را گرفتند،» «تا زمین (عالم ماده) سبز و خرم شد و دارای سر و سامان (نظم و زیبایی) گشت.» این بیت، بیانگر تأثیر قدسیان الهی بر جهان مادی و نظم بخشیدن به آن.
مولانا به زیباییهای بیحد و تحولات بنیادین در پرتو این تجلی اشاره میکند:
شاهدان چمن ار پار قیامت کردند هر یک امسال به زیبایی صد چندان شد
«زیبارویان باغ (شاهدان چمن) اگر سال گذشته قیامت (شور و غوغا) برپا کردند،» «امسال هر یک (به دلیل فیض بهار) صد برابر زیباتر شدند.» این بیت، تأکید بر افزایش بیحد زیبایی و شکوه موجودات (یا عارفان) در این بهار معنوی.
گلرخانی ز عدم چرخ زنان آمدهاند کانجم چرخ نثار قدم ایشان شد
«گلچهرهها (زیبارویان معنوی) از عدم (عالم غیب) در حال رقص (چرخ زنان) آمدند،» «به گونهای که ستارگان آسمان (انجم چرخ) نثار قدم آنها شدند.» این بیت، نشاندهنده ظهور موجودات لطیف و نورانی از عالم غیب و عظمت آنها که ستارگان را نیز تحت تأثیر قرار میدهند.
ناظر ملک شد آن نرگس معزول شده غنچه طفل چو عیسی فطن و خط خوان شد
«آن نرگس (چشم عاشق) که (قبل از این به دلیل عدم بینایی حقیقت) معزول شده بود، ناظر و صاحب ملک (بیننده حقیقت) شد،» «غنچهی طفل (وجود کوچک عاشق) مانند عیسی (که در گهواره سخن میگفت)، هوشیار (فطن) و خطخوان (دانای اسرار) شد.» این بیت، توصیف بیداری بصیرت باطنی عاشق و رشد سریع معنوی او تا حد درک اسرار الهی.
بزم آن عشرتیان بار دگر زیب گرفت باز آن باد صبا باده ده بستان شد
«محفل آن بادهنوشان (عشرتیان) بار دیگر زیبا و آراسته شد،» «و باز آن باد صبا (نسیم الهی) بادهبخش (باده ده) باغها (بستان) شد.» این بیت، اشاره به برپایی دوباره محفل انس و سرمستی عاشقان و فیضبخشی باد صبا (نسیم فیض الهی).
مولانا به تجلی حقایق در دل و محدودیت آینه (عقل/حواس) اشاره میکند:
نقشها بود پس پرده دل پنهانی باغها آینه سر دل ایشان شد
«نقشها و حقایقی (معانی) پس پرده دل (باطن) پنهان بودند،» «(اکنون) باغها (جهان ظاهر) آینهی راز دل آنها (عارفان) شد.» این بیت، بیانگر آشکار شدن حقایق پنهان دل عارفان در جهان ظاهر؛ جهان آینهی باطن عارف میشود.
آنچ بینی تو ز دل جوی ز آیینه مجوی آینه نقش شود لیک نتاند جان شد
«آنچه را که میبینی، از دل (باطن) جستجو کن، نه از آینه (ظاهر/عقل)،» «آینه (ظاهر) میتواند نقش را نشان دهد، اما نمیتواند جان (حقیقت) شود.» این بیت، دعوت به باطنگرایی و جستجوی حقیقت در دل، نه در ظواهر یا عقل جزوی؛ زیرا آینه تنها تصویر را منعکس میکند نه جوهر را.
مولانا به احیای معنوی و غلبه ایمان اشاره میکند:
مردگان چمن از دعوت حق زنده شدند کفرهاشان همه از رحمت حق ایمان شد
«مردگان چمن (دلهای مرده در غفلت) با دعوت حق (معشوق/شمس) زنده شدند،» «تمام کفرهاشان (تاریکیها و انکارها) از رحمت حق به ایمان (نور و یقین) تبدیل شد.» این بیت، توصیف قدرت احیای معنوی معشوق که دلهای مرده را زنده و کفر را به ایمان تبدیل میکند.
باقیان در لحدند و همه جنبان شدهاند زانک زنده نتواند گرو زندان شد
«باقیان (افراد مرده دل) در لحد (قبر) هستند و همه (از فیض الهی) جنبش و تکان یافتهاند،» «زیرا موجود زنده نمیتواند گرفتار زندان (قبر) باشد.» این بیت، بیانگر نفوذ فیض الهی حتی به مردگان؛ و این که حیات حقیقی با زندان مادی (تن یا قبر) سازگار نیست.
مولانا غزل را با دعوت به سکوت و اشاره به ظهور حقیقت مطلق به پایان میبرد:
گفت بس کن که من این را به از این شرح کنم من دهان بستم کو آمد و پایندان شد
«(شمس یا خود الهام الهی) گفت: بس کن، زیرا من (این حقیقت را) بهتر از این (کلام تو) شرح خواهم داد،» «من (مولانا) دهان بستم، زیرا او (شمس/حقیقت مطلق) آمد و کفیل و ضامن (پایندان) شرح شد.» این بیت، دعوت به سکوت و ناتوانی زبان در بیان حقیقت؛ خود حقیقت (شمس) ضامن بیان و تجلی خویش است.
هم لب شاه بگوید صفت جمله تمام گر خلاصه ز شما در کنف کتمان شد
«همان لب شاه (معشوق/شمس) تمام صفات را به طور کامل بیان خواهد کرد،» «اگر خلاصهی (حقیقت) از شما (عاشقان) در پردهی پنهانی (کتمان) باقی مانده باشد.» این بیت، تأکید بر قدرت بینهایت معشوق در بیان حقیقت؛ هر آنچه از بیان عاشق پنهان بماند، خود معشوق آشکار خواهد کرد.
این غزل با بیانی شاد و سرشار از وجد، به تجلی بهار معنوی و حضور شمس تبریزی به عنوان منشأ تمام دگرگونیها و فیوضات میپردازد. مولانا در این ابیات، عاشق را به بیداری و درک این تحولات عمیق دعوت میکند و بر ناتوانی زبان در بیان حقیقت مطلق تأکید میورزد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر