مطالب پیشنهادی![]()
چمنی که جمله گلها به پناه او گریزد
که در او خزان نباشد که در او گلی نریزد
شجری خوش و خرامان به میانه بیابان
که کسی به سایه او چو بخفت مست خیزد
فلکی چو آسمانها که بدوست قصد جانها
که زحل نیارد آن جا که به زهره برستیزد
گهری لطیف کانی به مکان لامکانی
بویست اشارت دل چو دو دیده اشک بیزد
غزل ۷۶۸ مولانا، غزلی کوتاه و پر از تصاویر زیبا و نمادین از کمالات معشوق (خداوند یا شمس تبریزی) است. مولانا در این غزل، به ماندگاری و حیاتبخشی معشوق، آرامشبخشی و مستیآفرینی حضور او، اقتدار بیحدش، و لطافت و حضور پنهان او در دل عاشق اشاره میکند. این غزل در ستایش ویژگیهای منحصر به فرد معشوق، بیانی شاعرانه و عمیق دارد.
مولانا غزل را با توصیف معشوق به عنوان سرچشمهی حیات و آرامش آغاز میکند:
چمنی که جمله گلها به پناه او گریزد که در او خزان نباشد که در او گلی نریزد
«(معشوق) چمنی است که تمام گلها (زیباییها و لطافتها) به پناه او میگریزند،» «زیرا در آن (چمن)، خزان (فنا و پژمردگی) وجود ندارد و هیچ گلی (زیبایی و لطافت) پرپر نمیشود.» این بیت، توصیف معشوق به عنوان منبع حیات ابدی و زیبایی جاودانه؛ جایی که فنا و زوال به آن راه ندارد و همهی لطافتها در پناه او در اماناند.
شجری خوش و خرامان به میانه بیابان که کسی به سایه او چو بخفت مست خیزد
«(معشوق) درختی است خوشرو و دلربا (خرامان) در میان بیابانی (دنیای پررنج و خشک)،» «که هر کس در سایهی او (لطف و حمایتش) به خواب رود، مست از خواب برمیخیزد.» این بیت، بیانگر نقش معشوق به عنوان پناهگاه و آرامشبخش در بیابان زندگی؛ حضور او موجب مستی و بیخودی معنوی میشود.
مولانا به اقتدار مطلق معشوق و حضور پنهان او در دل اشاره میکند:
فلکی چو آسمانها که بدوست قصد جانها که زحل نیارد آن جا که به زهره برستیزد
«(معشوق) آسمانی (فلکی) است چون آسمانها (بلند و پر عظمت) که جانها (تمام هستی) قصد او را دارد،» «جایی که زحل (نماد نحوست و سختی) جرأت ندارد با زهره (نماد خوشی و زیبایی) در ستیز باشد (یعنی در قلمرو او، نحوست و بدشگونی جایی ندارد و همه چیز تحت فرمان اوست).» این بیت، توصیف اقتدار و عظمت بیحد معشوق که تمام هستی به سوی او میل دارد و در قلمرو او، هیچ نیروی منفی (زحل) یارای مقابله با نیروهای مثبت (زهره) را ندارد.
گهری لطیف کانی به مکان لامکانی بویست اشارت دل چو دو دیده اشک بیزد
«(معشوق) گوهری لطیف (ظریف و ارزشمند) است که معدن (کان) آن در مکان بیمکان (لامکان، عالم غیب) است،» «و با اشارهی دل (کشف باطنی) به دست میآید، هنگامی که دو چشم (عاشق) اشک میریزد.» این بیت، بیان لطافت و ارزش معشوق که از عالم غیب سرچشمه میگیرد و تنها از طریق شهود باطنی (اشارت دل) و اشک و آه عاشقانه قابل دسترسی است.
این غزل با استفاده از استعارههای طبیعت (چمن، گل، درخت، بیابان) و نمادهای نجومی (فلک، زحل، زهره) و عرفانی (لامکان، گوهر)، به تصویر کشیدن معشوقی والا و بینظیر میپردازد. مولانا در این ابیات، عاشق را به شناخت و تقرب به این معشوق دعوت میکند که منبع تمام خیرات، آرامشها، و زیباییهای جاودانه است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر