تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 756 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 756 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 756 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۷۵۶ دیوان شمس مولانا

علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود
گر زمستان بد بود اندر بهاران صد شود

بر بهار جان فزا زنهار تو جرمی منه
علت ناصور تو گر زانک گرگ و دد شود

هر درخت و باغ را داده بهاران بخششی
هر درخت تلخ و شیرین آنچ می‌ارزد شود

ای برادر از رهی این یک سخن را گوش دار
هر نباتی این نیرزد آنک چون سر زد شود

از هزاران آب شهوت ناگهان آبی بود
کز خمیرش صورت حسن و جمال و خد شود

وانگه آن حسن و جمالان خرج گردد صد هزار
تا یکی را خود از آن‌ها دولتی باشد شود

نیکبختان در جهان بسیار آیند و روند
لیک بر درگاه شمس الدین نباید رد شود

هر که او یک سجده کردش گرچه کردش از نفاق
در دو عالم عاقبت او خاصه ایزد شود

از جفاها یاد ماور ای حریف باوفا
زانک یاد آن جفاها در ره تو سد شود

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۷۵۶ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۷۵۶ مولانا، غزلی پر از نکات عرفانی درباره‌ی تأثیر بهار معنوی بر باطن انسان، تمایز میان گیاهان، و آفرینش زیبایی از شهوات. مولانا در این غزل، به لطف و بخشش الهی در بهار هستی، اهمیت باطن و جوهر وجود، و نقش شمس تبریزی در سعادت انسان اشاره می‌کند. او با بیان تمثیل‌ها و نکات ظریف، به پیچیدگی‌های سیر معنوی و سرانجام نیکوکاران می‌پردازد.

تأثیر بهار معنوی بر باطن انسان

مولانا غزل را با تمثیل بهار و زمستان آغاز می‌کند تا به تأثیر احوال معنوی بر باطن انسان اشاره کند:

علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود گر زمستان بد بود اندر بهاران صد شود

«علتی (یا خصلتی) وجود دارد که اگر در زمستان (دوران سختی یا غفلت) بد باشد،» «در بهاران (دوران فیض و گشایش معنوی) صد برابر بدتر می‌شود (و آشکارتر می‌گردد).» این بیت، اشاره به این حقیقت که صفات و خصلت‌های باطنی انسان، در دوران گشایش و فیض معنوی (بهار)، بیشتر خود را نشان می‌دهند و اگر بد باشند، شدت می‌یابند.

بر بهار جان فزا زنهار تو جرمی منه علت ناصور تو گر زانک گرگ و دد شود

«زنهار! بر بهار جان‌افزا (فیض الهی و تجلیات معنوی) هیچ گناهی (جرمی) قرار مده،» «اگر عیب و نقص (ناصور) تو، مانند گرگ و درنده (وحشی و مخرب) شود (این از نقص خود توست، نه از بهار).» این بیت، تأکید بر پاکی و بی‌عیب بودن فیض الهی (بهار جان‌افزا) و اینکه اگر کسی در این بهار، خوی حیوانی و درندگی (گرگ و دد) پیدا کند، این از نقص و عیب درونی خودش است، نه از بهار.

بخشش بهار و ارزش هر موجود

مولانا به بخشش عمومی بهار و تمایز میان موجودات اشاره می‌کند:

هر درخت و باغ را داده بهاران بخششی هر درخت تلخ و شیرین آنچ می‌ارزد شود

«بهار (فیض الهی) به هر درخت و باغی (هر موجودی) بخششی داده است،» «(اما) هر درخت تلخ و شیرین، به اندازه‌ی ارزش خود (آنچه می‌ارزد) میوه می‌دهد (و ماهیت خود را آشکار می‌کند).» این بیت، بیان عمومی بودن فیض الهی، اما تأکید بر این که هر کس به اندازه‌ی ظرفیت و ماهیت خود از این فیض بهره می‌برد و حقیقت باطنی‌اش آشکار می‌شود.

ای برادر از رهی این یک سخن را گوش دار هر نباتی این نیرزد آنک چون سر زد شود

«ای برادر، این یک سخن را از راه (سلوک و معرفت) گوش کن و به خاطر بسپار،» «هر گیاهی (هر موجودی) ارزش آن را ندارد که (به محض) سر زدن (ظاهر شدن) مورد توجه و پرورش قرار گیرد (بلکه باید ماهیت آن را شناخت).» این بیت، دعوت به بصیرت و تمییز؛ هر ظاهری (هر نباتی) ارزش پرداختن ندارد، بلکه باید به باطن و جوهر آن توجه کرد.

آفرینش زیبایی از شهوات و انتخاب نیک‌بختی

مولانا به آفرینش زیبایی و نقش آن در هستی می‌پردازد:

از هزاران آب شهوت ناگهان آبی بود کز خمیرش صورت حسن و جمال و خد شود

«از هزاران آب (مایه) شهوت (غریزه)، ناگهان آبی (مایه‌ای خاص) وجود دارد،» «که از خمیر (سرشت) آن، صورت زیبایی (حسن و جمال) و چهره (خد) پدید می‌آید.» این بیت، اشاره به راز آفرینش زیبایی و کمال از دل غرایز و شهوات طبیعی؛ خداوند از میان کثرت، جوهری را برمی‌گزیند که منشأ زیبایی و کمال می‌شود.

وانگه آن حسن و جمالان خرج گردد صد هزار تا یکی را خود از آن‌ها دولتی باشد شود

«و آنگاه آن زیبایی‌ها (حسن و جمالان) صدها هزار بار (در جهان) خرج می‌شود (و به ظهور می‌رسد)،» «تا از میان آن‌ها، تنها یکی (فردی خاص) به سعادت (دولتی) برسد (و به کمال نهایی دست یابد).» این بیت، بیان کثرت زیبایی‌ها در جهان و اینکه تنها تعداد کمی از انسان‌ها به سعادت حقیقی و کمال نهایی دست می‌یابند.

شمس تبریزی و سعادت حقیقی

مولانا به نقش شمس تبریزی در سعادت انسان اشاره می‌کند:

نیکبختان در جهان بسیار آیند و روند لیک بر درگاه شمس الدین نباید رد شود

«نیک‌بختان (افراد خوش‌شانس و موفق) در جهان بسیار می‌آیند و می‌روند،» «اما (کسی که به سعادت حقیقی می‌رسد) بر درگاه شمس‌الدین (شمس تبریزی) نباید رد شود (و مورد پذیرش قرار گیرد).» این بیت، تأکید بر این که سعادت حقیقی و جاودانه، در گرو پذیرش و قرب در درگاه شمس تبریزی است، نه تنها موفقیت‌های دنیوی.

هر که او یک سجده کردش گرچه کردش از نفاق در دو عالم عاقبت او خاصه ایزد شود

«هر کس که به او (شمس‌الدین) یک سجده کرد، اگرچه آن را از روی نفاق (دورویی) انجام داد،» «در نهایت (عاقبت)، در هر دو عالم (دنیا و آخرت)، خاص و مقرب خداوند (ایزد) می‌شود.» این بیت، بیان لطف و کرامت بی‌نظیر شمس تبریزی؛ حتی یک سجده‌ی ظاهری و از روی نفاق به او، می‌تواند موجب سعادت ابدی و قرب الهی شود. این نشان‌دهنده‌ی قدرت جذب و تحول‌بخشی اوست.

پرهیز از یاد جفاها

مولانا در بیت پایانی، توصیه‌ای به عاشق می‌کند:

از جفاها یاد ماور ای حریف باوفا زانک یاد آن جفاها در ره تو سد شود

«ای دوست باوفا، از جفاها (ستم‌ها و رنج‌ها) یاد مکن،» «زیرا یادآوری آن جفاها، در راه (سلوک) تو مانع (سد) می‌شود.» این بیت، توصیه‌ی مولانا به سالک برای رها کردن گذشته و سختی‌ها؛ یادآوری جفاها می‌تواند مانع پیشرفت در مسیر معنوی شود.

نکات مهم

  • اثر بهار معنوی: صفات باطنی انسان در دوران فیض الهی آشکارتر می‌شوند و اگر بد باشند، شدت می‌یابند.
  • پاکی فیض الهی: اگر نقص و عیبی در انسان ظاهر شود، از خود اوست نه از فیض بی‌عیب الهی.
  • ظرفیت و ماهیت: هر موجودی به اندازه‌ی ظرفیت و ماهیت خود از فیض بهره می‌برد.
  • بصیرت در انتخاب: باید به جوهر و باطن امور توجه کرد، نه صرفاً به ظاهر.
  • آفرینش زیبایی: زیبایی و کمال از دل غرایز و شهوات طبیعی پدید می‌آید.
  • سعادت حقیقی در قرب شمس: نیک‌بختی و سعادت واقعی در گرو پذیرش و قرب در درگاه شمس تبریزی است.
  • کرامت شمس: حتی یک سجده‌ی ظاهری به شمس، می‌تواند موجب قرب الهی شود.
  • رها کردن گذشته: برای پیشرفت در مسیر سلوک، نباید به یادآوری جفاها و رنج‌های گذشته پرداخت.

این غزل با بیانی پر از حکمت و معرفت، به ابعاد مختلف سیر معنوی و نقش فیض الهی و راهبران معنوی (مانند شمس تبریزی) در این مسیر می‌پردازد و سالک را به توجه به باطن، رهایی از تعلقات، و تسلیم در برابر لطف الهی دعوت می‌کند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: