تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 747 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 747 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 747 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۷۴۷ دیوان شمس مولانا

ای طربناکان ز مطرب التماس می‌کنید
سوی عشرت‌ها روید و میل بانگ نی کنید

شهسوار اسب شادی‌ها شوید ای مقبلان
اسب غم را در قدم‌های طرب‌ها پی کنید

زان می صافی ز خم وحدتش ای باخودان
عقل و هوش و عاقبت بینی همه لاشیء کنید

نوبهاری هست با صد رنگ گلزار و چمن
ترک سرد و خشک و ادباری ماه دی کنید

کشتگان خواهید دیدن سربریده جوق جوق
ایها العشاق مرتدید اگر هی هی کنید

سوی چینست آن بت چینی که طالب گشته‌اید
این چه عقلست این که هر دم قصد راه ری کنید

در خرابات بقا اندر سماع گوش جان
ترک تکرار حروف ابجد و حطی کنید

از شراب صرف باقی کاسه سر پر کنید
فرش عقل و عاقلی از بهر لله طی کنید

از صفات باخودی بیرون شوید ای عاشقان
خویشتن را محو دیدار جمال حی کنید

با شه تبریز شمس الدین خداوند شهان
جان فدا دارید و تن قربان ز بهر وی کنید

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۷۴۷ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۷۴۷ مولانا، غزلی پرشور و دعوت‌کننده به سوی بزم عشق و رهایی از قید عقل و خودی است. مولانا در این غزل، مخاطبان را به شادی و سرمستی عارفانه فرامی‌خواند و با بیان تأثیر عشق بر عقل و هوش، لزوم فنا در معشوق و تقدیم جان به پای شمس تبریزی را تبیین می‌کند. این غزل سرشار از امر و نهی‌های شورانگیز و بیان مراحل سیر و سلوک است.

دعوت به شادی و رهایی از غم

مولانا غزل را با دعوت به شادی و کنار گذاشتن غم آغاز می‌کند:

ای طربناکان ز مطرب التماس می‌کنید سوی عشرت‌ها روید و میل بانگ نی کنید

«ای کسانی که اهل طرب و شادی هستید، از مطرب (نوازنده، نماد الهام‌بخش معنوی) درخواست (فیض و بزم) کنید،» «به سوی بزم‌های شادی بروید و به صدای نی (که نماد ناله‌ی فراق و سپس وصل است) گوش جان بسپارید.» این بیت، دعوت به بزم معنوی و توجه به موسیقی عرفانی که دل را به سوی شادی می‌برد.

شهسوار اسب شادی‌ها شوید ای مقبلان اسب غم را در قدم‌های طرب‌ها پی کنید

«ای خوشبختان (مقبلان)، سوار بر اسب‌های شادی شوید (و در مسیر شادمانی و سرور معنوی حرکت کنید)،» «اسب غم را در زیر گام‌های (اسب) طرب‌ها (باغ‌های شادی) له کنید و از بین ببرید.» این بیت، دعوت به غلبه بر غم و اندوه با سوار شدن بر مرکب شادی‌های معنوی.

فنای عقل و هوش در باده‌ی وحدت

مولانا به ضرورت فنای عقل و هوش در باده‌ی وحدت اشاره می‌کند:

زان می صافی ز خم وحدتش ای باخودان عقل و هوش و عاقبت بینی همه لاشیء کنید

«ای کسانی که هنوز “باخود” (در قید خودی و عقل) هستید، از آن شراب صافی (ناب) از خمره‌ی وحدت او (معشوق، که ذات یگانه الهی است) بنوشید،» «(تا) عقل و هوش و عاقبت‌بینی (دوراندیشی‌های دنیوی) را همه هیچ (لاشيء) کنید (و در راه عشق فنا شوید).» این بیت، دعوت به رهایی از قید عقل و خودبینی با نوشیدن شراب وحدت، که منجر به فنای هرگونه حجاب می‌شود.

نوبهاری هست با صد رنگ گلزار و چمن ترک سرد و خشک و ادباری ماه دی کنید

«(اکنون) نوبهاری (تازه‌ای) است با صدها رنگ گلزار و چمن (اشاره به تجلیات زیبای الهی)،» «(پس) سرما و خشکی (ناامیدی و جمود) و بدشانسی (ادباری) ماه دی (فصل زمستان) را رها کنید.» این بیت، دعوت به بهره‌مندی از تجلیات و فیض نوبهار معنوی و رها کردن یأس و سردی.

شهادت در راه عشق و رهایی از قید مکان

مولانا به مقام شهیدان عشق و رهایی از محدودیت‌ها اشاره می‌کند:

کشتگان خواهید دیدن سربریده جوق جوق ایها العشاق مرتدید اگر هی هی کنید

«(در این راه) کشتگانی را خواهید دید که دسته‌دسته (جوق جوق) سر بریده‌اند (نماد فانی شدن در عشق)،» «ای عاشقان، اگر (در برابر این کشتگان) بترسید (و “هی هی” کنید، مانند چوپانی که برای راندن گوسفند می‌گوید)، مرتد (از راه عشق بازگشته) هستید.» این بیت، تأکید بر لزوم شهادت و فنا در راه عشق و مذمت هرگونه ترس و تردید در این مسیر.

سوی چینست آن بت چینی که طالب گشته‌اید این چه عقلست این که هر دم قصد راه ری کنید

«آن بت چینی (معشوق زیبایی که چون بت‌های چینی دست‌نیافتنی است یا کنایه از شمس) که طالب آن شده‌اید، به سوی چین (نماد دوردست و مقام غیب) است،» «این چه عقلی است که شما هر لحظه قصد راه ری (نماد دنیای مادی و محدودیت‌های جغرافیایی یا راهی اشتباه) می‌کنید؟» این بیت، تأکید بر جایگاه والای معشوق (شمس) که در مقام غیب است و نکوهش هرگونه تلاش برای یافتن او در مسیرهای مادی و محدود.

ترک رسوم ظاهری و پر کردن کاسه سر از شراب باقی

مولانا به لزوم رها کردن ظواهر و پر شدن از شراب معرفت اشاره می‌کند:

در خرابات بقا اندر سماع گوش جان ترک تکرار حروف ابجد و حطی کنید

«در خرابات بقا (مکان فنای در حق و رسیدن به بقا)، در سماع گوش جان،» «تکرار حروف ابجد و حطی (یعنی مشغول شدن به علوم ظاهری و رسوم خشک) را رها کنید.» این بیت، دعوت به رهایی از علم ظاهری و رسوم خشک و توجه به سماع باطنی و معرفت حقیقی در بزم عشق.

از شراب صرف باقی کاسه سر پر کنید فرش عقل و عاقلی از بهر لله طی کنید

«کاسه‌ی سر خود را از شراب خالص (صرف) و جاودانه (باقی) پر کنید،» «فرش عقل و عاقلی (تمام تعلقات عقلانی و دوراندیشی‌های دنیوی) را برای رضای خدا (لله) درنوردید (طی کنید).» این بیت، تأکید بر پر کردن وجود از شراب معرفت الهی و کنار گذاشتن کامل عقل جزوی و هرگونه خودخواهی.

فنا در جمال حی و جانفشانی برای شمس تبریزی

مولانا غزل را با دعوت به فنا در معشوق و تقدیم جان به شمس تبریزی به پایان می‌رساند:

از صفات باخودی بیرون شوید ای عاشقان خویشتن را محو دیدار جمال حی کنید

«ای عاشقان، از صفات “باخودی” (تمام ویژگی‌های نفسانی و خودمحوری) بیرون شوید،» «خودتان را محو (فانی) دیدار جمال حی (معشوق زنده‌ی حقیقی، حق تعالی) کنید.» این بیت، دعوت صریح به فنای کامل در معشوق ازلی و رهایی از تمام قید و بندهای نفسانی.

با شه تبریز شمس الدین خداوند شهان جان فدا دارید و تن قربان ز بهر وی کنید

«با پادشاه تبریز، شمس‌الدین، پروردگار شاهان،» «جان خود را فدا کنید و تن خود را قربانی در راه او کنید.» این بیت، اوج کلام مولانا و تأکید بر جان‌فشانی و قربانی کردن تمام وجود در راه شمس تبریزی، که او را خداوند شاهان و مظهر حق می‌داند.


نکات مهم

  • دعوت به بزم عشق: مولانا مخاطبان را به شادی و سرمستی عارفانه، با گوش سپردن به نوای نی و مطرب، فرامی‌خواند.
  • غلبه بر غم: با سوار شدن بر اسب شادی‌ها، باید غم را زیر پا گذاشت.
  • فنای عقل در وحدت: نوشیدن شراب وحدت الهی، عقل و هوش و عاقبت‌بینی را بی‌اثر و هیچ می‌کند.
  • رها کردن سردی و جمود: باید از یأس و خشکی زمستانی رها شد و از نوبهار تجلیات الهی بهره برد.
  • شجاعت در عشق: عاشق نباید از فنا و شهادت در راه عشق بترسد، وگرنه مرتد است.
  • ترک راه اشتباه: معشوق در مقامی ورای مکان‌های مادی است و نباید به دنبال او در راه‌های دنیوی (مانند ری) گشت.
  • رهایی از ظواهر: در بزم بقا و سماع، باید از رسوم خشک و علوم ظاهری دست کشید.
  • فنای کامل در معشوق: باید کاسه سر را از شراب معرفت پر کرد، عقل را کنار گذاشت و خویشتن را محو جمال حق کرد.
  • جان‌فشانی برای شمس تبریزی: اوج این سلوک، فدا کردن جان و تن در راه شمس تبریزی است که او را مظهر حق و سلطان عالم می‌داند.

این غزل با بیانی قدرتمند و آمرانه، عاشقان را به سوی فنا در معشوق و رهایی از تمام قید و بندهای دنیوی و نفسانی فرامی‌خواند و نقش محوری شمس تبریزی را در رسیدن به این مقام والا برجسته می‌سازد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: