تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 741 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 741 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 741 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۷۴۱ دیوان شمس مولانا

پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کند
خون بدان شد دل که طالب خون دل را بو کند

چنگ را در عشق او از بهر آن آموختم
کس نداند حالت من ناله من او کند

ای به هر سویی دویده کار تو یک سو نشد
آنک در شش سو نگنجد کار او یک سو کند

شیر آهو می‌دراند شیر ما بس نادرست
نقش آهو را بگیرد دردمد آهو کند

باطنت را لاله سازد ظاهرت را ارغوان
یک دمت سازد قزلبک یک دمت صارو کند

موج آن دریا مجو کو را مدد از جو بود
آن بجو کز نور جان دو پیه را دو جو کند

خوش قمررویی کز این غم می‌گذارد چون هلال
خوش شکرخویی که با آن شکرستان خو کند

آهنی کو موم شد بهر قبول مهر عشق
خاک را عنبر کند او سنگ را لؤلؤ کند

دل کباب و خون دیده پیشکش پیشش برم
گر تقاضای شراب و یخنی و طرغو کند

لکلک آن حق شناسد ملک را لکلک کند
فاخته محجوب باشد لاجرم کوکو کند

آب و روغن کم کن و خامش چو روغن می‌گداز
خرم آن کاندر غم آن روی تن چون مو کند

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۷۴۱ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۷۴۱ مولانا، غزلی پر از درد فراق و تمنای وصال، و بیان قدرت دگرگون‌کننده‌ی معشوق است. مولانا در این غزل، به ناتوانی دل در برابر هجران و نقش عشق در بیان حالات درونی اشاره می‌کند. او با استعارات و تمثیلات مختلف، تأثیر معشوق بر ماهیت اشیا و انسان‌ها را به تصویر می‌کشد و در نهایت، بر لزوم فنای عاشق در غم معشوق تأکید می‌ورزد.

درد هجران و نقش عشق در بیان آن

مولانا غزل را با گله از هجران و بیان علت نواختن چنگ آغاز می‌کند:

پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کند خون بدان شد دل که طالب خون دل را بو کند

«پنج حس (بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی، بمسایی) چه فایده‌ای دارد، وقتی که هجران (فراق) آن را (درد را) شش برابر کند (و درد را افزون کند)؟» «دل از این رو خون شد که طالب (عاشق)، بوی (و اثر) خون دل (درد درونی) را (از خود یا از معشوق) استشمام کند (و به عمق درد پی ببرد).» این بیت، به ناتوانی حواس در برابر شدت درد فراق و نیاز عاشق به درک عمیق این رنج درونی.

چنگ را در عشق او از بهر آن آموختم کس نداند حالت من ناله من او کند

«من چنگ (وسیله‌ی بیان) را در عشق او (معشوق) از این جهت آموختم،» «(تا) کسی حالت (درونی) من را نداند و (تنها) ناله‌های من را او (معشوق) بفهمد (و ترجمان حال من باشد).» این بیت، به نقش هنر (چنگ) در بیان رمزآلود حالات باطنی عاشق، به طوری که تنها معشوق قادر به درک عمق آن باشد.

محدودیت هستی و وسعت وجود معشوق

مولانا به محدودیت‌های جهان مادی و وسعت وجود معشوق اشاره می‌کند:

ای به هر سویی دویده کار تو یک سو نشد آنک در شش سو نگنجد کار او یک سو کند

«ای کسی که به هر سو دویده‌ای (و پراکنده عمل کرده‌ای)، کار تو (به سامان نهایی) یک سو نشد (متمرکز نشد)،» «(اما) آن (معشوق) که در شش جهت (ابعاد عالم مادی) نمی‌گنجد (نامحدود است)، کار (تمام امور) را یک سو (متحد و سامان‌مند) می‌کند.» این بیت، به بی‌ثمری پراکنده‌کاری در عالم مادی و قدرت معشوق نامحدود در سامان بخشیدن و وحدت دادن به امور.

دگرگون‌سازی ماهیت‌ها توسط معشوق

مولانا به قدرت بی‌نظیر معشوق در دگرگون‌سازی اشاره می‌کند:

شیر آهو می‌دراند شیر ما بس نادرست نقش آهو را بگیرد دردمد آهو کند

«شیر (مادی) آهو را می‌دراند (و از بین می‌برد)، (اما) شیر ما (معشوق، که بسیار نادر و خاص است)،» «نقش آهو را (ظاهر نرم و لطیف آهو را) می‌گیرد و (در وجود) او (شیر)، دَم می‌دمد (و او را) آهو می‌کند (یعنی ماهیت درنده را به لطافت تبدیل می‌کند).» این بیت، به قدرت معشوق در تبدیل خشونت (شیر) به لطافت (آهو) و دگرگون ساختن ماهیت موجودات.

باطنت را لاله سازد ظاهرت را ارغوان یک دمت سازد قزلبک یک دمت صارو کند

«(معشوق) باطن تو را لاله (زیبا و سرخگون) می‌سازد و ظاهرت را ارغوان (بنفش و دلربا)،» «یک لحظه تو را قزلبک (اشاره به گروهی از سربازان جنگجو یا به معنای فرمانده) و یک لحظه صارو (احتمالاً اشاره به نوعی پرنده شکاری یا معنای پرقدرت) می‌کند (یعنی احوال تو را دگرگون می‌کند).» این بیت، به تأثیر معشوق بر دگرگون کردن ظاهر و باطن انسان و تبدیل او به حالات مختلف.

موج آن دریا مجو کو را مدد از جو بود آن بجو کز نور جان دو پیه را دو جو کند

«موج آن دریایی را (دریاهایی که محدودند) مجو که از جوی (آب کم) کمک می‌گیرد،» «آن (دریا یا سرچشمه) را بجو که از نور جان (فیض الهی)، دو قطره (دو پیه) را (به اندازه) دو جو (رود بزرگ) می‌کند (یعنی از کمترین چیز، عظیم‌ترین فیض را ایجاد می‌کند).» این بیت، دعوت به جستجوی سرچشمه‌ی فیض بی‌کران الهی که از کوچک‌ترین چیز، عظیم‌ترین‌ها را می‌آفریند، نه منابع محدود.

قمر رویی و شکر خویی معشوق

مولانا به زیبایی و حلاوت معشوق اشاره می‌کند:

خوش قمررویی کز این غم می‌گذارد چون هلال خوش شکرخویی که با آن شکرستان خو کند

«خوشا به حال آن ماه‌رویی (معشوق) که از این غم (فراق و رنج) مانند هلال (ماه نو که از غم می‌گذرد و دوباره کامل می‌شود) گذر می‌کند،» «خوشا به حال آن شیرین‌اخلاقی (معشوق) که با آن شکرستان (لب شیرین و کلام دلنشین) خو می‌کند (و انس می‌گیرد).» این بیت، به جمال معشوق که غم را می‌زداید و به شیرینی اخلاق او که همه را شیفته خود می‌کند.

تأثیر عشق بر آهن و خاک

مولانا به قدرت کیمیاگری عشق اشاره می‌کند:

آهنی کو موم شد بهر قبول مهر عشق خاک را عنبر کند او سنگ را لؤلؤ کند

«آهنی که (از سختی) به موم (نرمی و انعطاف) تبدیل شد برای پذیرش مهر عشق،» «(آن عشق یا آن معشوق) خاک را به عنبر (خوش‌بو) و سنگ را به لؤلؤ (مروارید) تبدیل می‌کند (و آن‌ها را ارزشمند می‌سازد).» این بیت، به قدرت دگرگون‌کننده‌ی عشق که سخت‌ترین چیزها را نرم می‌کند و بی‌ارزش‌ترین‌ها را گران‌بها.

پیشکش عاشق و نکوهش ظاهربینان

مولانا به پیشکش عاشقانه و سپس به کنایه به ظاهربینان می‌پردازد:

دل کباب و خون دیده پیشکش پیشش برم گر تقاضای شراب و یخنی و طرغو کند

«دل کباب شده و خون دیده (اشک خونین) را به عنوان پیشکش به پیش او (معشوق) می‌برم،» «اگر (معشوق) تقاضای شراب و یخنی (نوعی غذا) و طرغو (نوعی خوراک لذیذ) کند (یعنی به جای لذت‌های مادی، لذت‌های روحانی را طلب کند).» این بیت، بیان فداکاری و ایثار عاشق که حاضر است تمام وجود خود را (غم و درد خود را) فدای معشوق کند، در صورتی که معشوق خواهان لذت‌های معنوی باشد نه مادی.

لکلک آن حق شناسد ملک را لکلک کند فاخته محجوب باشد لاجرم کوکو کند

«لک‌لک (پرنده‌ای که گردن دراز دارد و در عرفان به معنای اهل تحقیق و جستجو است) آن حق (معرفت حقیقی) را می‌شناسد و (به همین دلیل) ملک (پادشاه) را لک‌لک می‌کند (یعنی او را به سوی حقیقت سوق می‌دهد یا بر او تسلط می‌یابد)،» «اما فاخته (پرنده‌ی کوچکتر، نماد کسانی که محدود به ظواهر هستند) محجوب (با حجاب و دور از حقیقت) است و به همین دلیل، “کوکو” (ناله و اعتراض) می‌کند (و از درک حقیقت عاجز است).» این بیت، تمثیل دو گروه از سالکان؛ لک‌لک (اهل معرفت) که حقیقت را می‌شناسد و بر پادشاهی دنیا غالب می‌شود، در مقابل فاخته (اهل ظاهر) که محجوب است و تنها ناله می‌کند.

دعوت به خاموشی و فنا

مولانا غزل را با دعوت به خاموشی و فنا در غم معشوق به پایان می‌رساند:

آب و روغن کم کن و خامش چو روغن می‌گداز خرم آن کاندر غم آن روی تن چون مو کند

«آب و روغن (تعلقات دنیوی و ظاهرپرستی) را کم کن و ساکت باش و مانند روغن (در آتش عشق) بگداز،» «خوشا به حال آن کس که در غم آن (معشوق) روی (وجود) خود را مانند مو (ناچیز و بی‌مقدار) کند (و در غم او فانی شود).» این بیت، دعوت به رهایی از تعلقات مادی، سکوت در برابر عظمت عشق، و فنای کامل در غم معشوق.


نکات مهم

  • درد هجران و بیان عشق: شدت فراق فراتر از درک حواس است و عاشق حالات خود را از طریق هنر بیان می‌کند، به طوری که فقط معشوق او را درک کند.
  • وسعت معشوق و سامان‌بخشی او: معشوق نامحدود است و می‌تواند پراکندگی‌ها را جمع کرده و سامان دهد، برخلاف تلاش‌های بی‌حاصل انسان در عالم مادی.
  • دگرگون‌سازی ماهیت‌ها: معشوق قادر است ماهیت اشیا و انسان‌ها را دگرگون کند (شیر را آهو، باطن را لاله و ظاهر را ارغوان سازد).
  • جستجوی فیض بی‌کران: باید به دنبال منبع فیضی بود که از کوچک‌ترین چیز، عظیم‌ترین‌ها را می‌آفریند.
  • کیمیاگری عشق: عشق می‌تواند سخت‌ترین چیزها (آهن) را نرم کند و بی‌ارزش‌ترین‌ها (خاک و سنگ) را گران‌بها سازد.
  • پیشکش فنا: عاشق در راه معشوق، حاضر به فدا کردن تمام وجود خود (دل و دیده) است، به جای لذت‌های مادی.
  • تقابل اهل معرفت و اهل ظاهر: لک‌لک نماد اهل معرفت است که حق را می‌شناسند، و فاخته نماد اهل ظاهربین که از درک حقیقت عاجزند.
  • فنا در غم معشوق: اوج سلوک در این است که عاشق از تعلقات دنیوی رها شده و در غم معشوق به حدی فانی شود که خودی از او نماند.

این غزل با بیانی عمیق و شورانگیز، به مراتب عشق و درد فراق، قدرت بی‌بدیل معشوق در دگرگون‌سازی هستی، و لزوم فنای عاشق در این مسیر می‌پردازد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: