مطالب پیشنهادی![]()
پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کند
خون بدان شد دل که طالب خون دل را بو کند
چنگ را در عشق او از بهر آن آموختم
کس نداند حالت من ناله من او کند
ای به هر سویی دویده کار تو یک سو نشد
آنک در شش سو نگنجد کار او یک سو کند
شیر آهو میدراند شیر ما بس نادرست
نقش آهو را بگیرد دردمد آهو کند
باطنت را لاله سازد ظاهرت را ارغوان
یک دمت سازد قزلبک یک دمت صارو کند
موج آن دریا مجو کو را مدد از جو بود
آن بجو کز نور جان دو پیه را دو جو کند
خوش قمررویی کز این غم میگذارد چون هلال
خوش شکرخویی که با آن شکرستان خو کند
آهنی کو موم شد بهر قبول مهر عشق
خاک را عنبر کند او سنگ را لؤلؤ کند
دل کباب و خون دیده پیشکش پیشش برم
گر تقاضای شراب و یخنی و طرغو کند
لکلک آن حق شناسد ملک را لکلک کند
فاخته محجوب باشد لاجرم کوکو کند
آب و روغن کم کن و خامش چو روغن میگداز
خرم آن کاندر غم آن روی تن چون مو کند
غزل ۷۴۱ مولانا، غزلی پر از درد فراق و تمنای وصال، و بیان قدرت دگرگونکنندهی معشوق است. مولانا در این غزل، به ناتوانی دل در برابر هجران و نقش عشق در بیان حالات درونی اشاره میکند. او با استعارات و تمثیلات مختلف، تأثیر معشوق بر ماهیت اشیا و انسانها را به تصویر میکشد و در نهایت، بر لزوم فنای عاشق در غم معشوق تأکید میورزد.
مولانا غزل را با گله از هجران و بیان علت نواختن چنگ آغاز میکند:
پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کند خون بدان شد دل که طالب خون دل را بو کند
«پنج حس (بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی، بمسایی) چه فایدهای دارد، وقتی که هجران (فراق) آن را (درد را) شش برابر کند (و درد را افزون کند)؟» «دل از این رو خون شد که طالب (عاشق)، بوی (و اثر) خون دل (درد درونی) را (از خود یا از معشوق) استشمام کند (و به عمق درد پی ببرد).» این بیت، به ناتوانی حواس در برابر شدت درد فراق و نیاز عاشق به درک عمیق این رنج درونی.
چنگ را در عشق او از بهر آن آموختم کس نداند حالت من ناله من او کند
«من چنگ (وسیلهی بیان) را در عشق او (معشوق) از این جهت آموختم،» «(تا) کسی حالت (درونی) من را نداند و (تنها) نالههای من را او (معشوق) بفهمد (و ترجمان حال من باشد).» این بیت، به نقش هنر (چنگ) در بیان رمزآلود حالات باطنی عاشق، به طوری که تنها معشوق قادر به درک عمق آن باشد.
مولانا به محدودیتهای جهان مادی و وسعت وجود معشوق اشاره میکند:
ای به هر سویی دویده کار تو یک سو نشد آنک در شش سو نگنجد کار او یک سو کند
«ای کسی که به هر سو دویدهای (و پراکنده عمل کردهای)، کار تو (به سامان نهایی) یک سو نشد (متمرکز نشد)،» «(اما) آن (معشوق) که در شش جهت (ابعاد عالم مادی) نمیگنجد (نامحدود است)، کار (تمام امور) را یک سو (متحد و سامانمند) میکند.» این بیت، به بیثمری پراکندهکاری در عالم مادی و قدرت معشوق نامحدود در سامان بخشیدن و وحدت دادن به امور.
مولانا به قدرت بینظیر معشوق در دگرگونسازی اشاره میکند:
شیر آهو میدراند شیر ما بس نادرست نقش آهو را بگیرد دردمد آهو کند
«شیر (مادی) آهو را میدراند (و از بین میبرد)، (اما) شیر ما (معشوق، که بسیار نادر و خاص است)،» «نقش آهو را (ظاهر نرم و لطیف آهو را) میگیرد و (در وجود) او (شیر)، دَم میدمد (و او را) آهو میکند (یعنی ماهیت درنده را به لطافت تبدیل میکند).» این بیت، به قدرت معشوق در تبدیل خشونت (شیر) به لطافت (آهو) و دگرگون ساختن ماهیت موجودات.
باطنت را لاله سازد ظاهرت را ارغوان یک دمت سازد قزلبک یک دمت صارو کند
«(معشوق) باطن تو را لاله (زیبا و سرخگون) میسازد و ظاهرت را ارغوان (بنفش و دلربا)،» «یک لحظه تو را قزلبک (اشاره به گروهی از سربازان جنگجو یا به معنای فرمانده) و یک لحظه صارو (احتمالاً اشاره به نوعی پرنده شکاری یا معنای پرقدرت) میکند (یعنی احوال تو را دگرگون میکند).» این بیت، به تأثیر معشوق بر دگرگون کردن ظاهر و باطن انسان و تبدیل او به حالات مختلف.
موج آن دریا مجو کو را مدد از جو بود آن بجو کز نور جان دو پیه را دو جو کند
«موج آن دریایی را (دریاهایی که محدودند) مجو که از جوی (آب کم) کمک میگیرد،» «آن (دریا یا سرچشمه) را بجو که از نور جان (فیض الهی)، دو قطره (دو پیه) را (به اندازه) دو جو (رود بزرگ) میکند (یعنی از کمترین چیز، عظیمترین فیض را ایجاد میکند).» این بیت، دعوت به جستجوی سرچشمهی فیض بیکران الهی که از کوچکترین چیز، عظیمترینها را میآفریند، نه منابع محدود.
مولانا به زیبایی و حلاوت معشوق اشاره میکند:
خوش قمررویی کز این غم میگذارد چون هلال خوش شکرخویی که با آن شکرستان خو کند
«خوشا به حال آن ماهرویی (معشوق) که از این غم (فراق و رنج) مانند هلال (ماه نو که از غم میگذرد و دوباره کامل میشود) گذر میکند،» «خوشا به حال آن شیریناخلاقی (معشوق) که با آن شکرستان (لب شیرین و کلام دلنشین) خو میکند (و انس میگیرد).» این بیت، به جمال معشوق که غم را میزداید و به شیرینی اخلاق او که همه را شیفته خود میکند.
مولانا به قدرت کیمیاگری عشق اشاره میکند:
آهنی کو موم شد بهر قبول مهر عشق خاک را عنبر کند او سنگ را لؤلؤ کند
«آهنی که (از سختی) به موم (نرمی و انعطاف) تبدیل شد برای پذیرش مهر عشق،» «(آن عشق یا آن معشوق) خاک را به عنبر (خوشبو) و سنگ را به لؤلؤ (مروارید) تبدیل میکند (و آنها را ارزشمند میسازد).» این بیت، به قدرت دگرگونکنندهی عشق که سختترین چیزها را نرم میکند و بیارزشترینها را گرانبها.
مولانا به پیشکش عاشقانه و سپس به کنایه به ظاهربینان میپردازد:
دل کباب و خون دیده پیشکش پیشش برم گر تقاضای شراب و یخنی و طرغو کند
«دل کباب شده و خون دیده (اشک خونین) را به عنوان پیشکش به پیش او (معشوق) میبرم،» «اگر (معشوق) تقاضای شراب و یخنی (نوعی غذا) و طرغو (نوعی خوراک لذیذ) کند (یعنی به جای لذتهای مادی، لذتهای روحانی را طلب کند).» این بیت، بیان فداکاری و ایثار عاشق که حاضر است تمام وجود خود را (غم و درد خود را) فدای معشوق کند، در صورتی که معشوق خواهان لذتهای معنوی باشد نه مادی.
لکلک آن حق شناسد ملک را لکلک کند فاخته محجوب باشد لاجرم کوکو کند
«لکلک (پرندهای که گردن دراز دارد و در عرفان به معنای اهل تحقیق و جستجو است) آن حق (معرفت حقیقی) را میشناسد و (به همین دلیل) ملک (پادشاه) را لکلک میکند (یعنی او را به سوی حقیقت سوق میدهد یا بر او تسلط مییابد)،» «اما فاخته (پرندهی کوچکتر، نماد کسانی که محدود به ظواهر هستند) محجوب (با حجاب و دور از حقیقت) است و به همین دلیل، “کوکو” (ناله و اعتراض) میکند (و از درک حقیقت عاجز است).» این بیت، تمثیل دو گروه از سالکان؛ لکلک (اهل معرفت) که حقیقت را میشناسد و بر پادشاهی دنیا غالب میشود، در مقابل فاخته (اهل ظاهر) که محجوب است و تنها ناله میکند.
مولانا غزل را با دعوت به خاموشی و فنا در غم معشوق به پایان میرساند:
آب و روغن کم کن و خامش چو روغن میگداز خرم آن کاندر غم آن روی تن چون مو کند
«آب و روغن (تعلقات دنیوی و ظاهرپرستی) را کم کن و ساکت باش و مانند روغن (در آتش عشق) بگداز،» «خوشا به حال آن کس که در غم آن (معشوق) روی (وجود) خود را مانند مو (ناچیز و بیمقدار) کند (و در غم او فانی شود).» این بیت، دعوت به رهایی از تعلقات مادی، سکوت در برابر عظمت عشق، و فنای کامل در غم معشوق.
این غزل با بیانی عمیق و شورانگیز، به مراتب عشق و درد فراق، قدرت بیبدیل معشوق در دگرگونسازی هستی، و لزوم فنای عاشق در این مسیر میپردازد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر