مطالب پیشنهادی![]()
کس با چو تو یار راز گوید
یا قصه خویش بازگوید
عاقل کردست با تو کوتاه
لیکن عاشق دراز گوید
از عشق تو در سجود افتد
سودای تو در نماز گوید
از ناز همه دروغ گویی
آنچ این دلم از نیاز گوید
من همچو ایازم و تو محمود
بشنو سخنی کایاز گوید
پیش تو کسی حدیث من گفت
گفتی تو که او مجاز گوید
چون زر سخنان من شنیدی
گفتی به طریق گاز گوید
غزل ۷۲۵ مولانا، غزلی پر از گلهگزاری عاشقانه و بیان تفاوت زبان عقل و عشق است. مولانا در این غزل، به رازگویی و درد دل عاشق با معشوق میپردازد و از بیاعتنایی یا سوءتفاهم معشوق گلایه میکند. او با ارجاع به داستان محمود و ایاز، خود را در جایگاه ایاز (عاشق فروتن) و معشوق را در جایگاه محمود (پادشاه) قرار میدهد تا عمق ارادت و گلایهی خود را بیان کند.
مولانا غزل را با سؤالی خطاب به معشوق آغاز میکند:
کس با چو تو یار راز گوید یا قصه خویش بازگوید
«آیا کسی با یاری همچون تو (که اینقدر والا و بیتفاوت به نظر میرسی)، راز دل خود را بگوید؟» «یا داستان (درد) خویش را بازگو کند؟» این بیت، دربردارندهی نوعی گلایه است؛ آیا معشوق آنقدر دور از دسترس یا بیاعتناست که رازگویی با او بیفایده است؟
عاقل کردست با تو کوتاه لیکن عاشق دراز گوید
«عاقل (کسی که با منطق و عقل سروکار دارد)، سخن خود را با تو کوتاه کرده است (چون تو را درک نمیکند)،» «اما عاشق (که با شور و احساس سروکار دارد)، سخن خود را (از شدت درد و شوق) طولانی (دراز) میگوید.» این بیت به تفاوت ماهیت زبان عقل (که خلاصهگو و منطقی است) با زبان عشق (که پر از شرح و بسط و احساس است).
از عشق تو در سجود افتد سودای تو در نماز گوید
«(عاشق) از عشق تو به سجده میافتد،» «(و) شور و سودای تو را در نماز (و نیایش خود) بیان میکند.» این بیت به تأثیر عمیق عشق بر عبادت عاشق، که سجده و نماز او نیز سرشار از شور معشوق است.
مولانا به ناز معشوق و نیاز عاشق اشاره میکند:
از ناز همه دروغ گویی آنچ این دلم از نیاز گوید
«تو (معشوق) از روی ناز (و بیاعتنایی)، همه دروغها (سخنانی خلاف واقع یا بیاعتنایی) میگویی،» «(در حالی که) آنچه دل من از نیاز (بیتابی و احتیاج به تو) میگوید (حقیقت محض است).» این بیت به تضاد بین ناز و بیاعتنایی معشوق و نیاز و حقیقتگویی عاشق.
من همچو ایازم و تو محمود بشنو سخنی کایاز گوید
«من (در فروتنی و ارادت) همچون ایاز هستم (که بنده و عاشق سلطان محمود بود)، و تو (معشوق) محمود (سلطان بزرگ) هستی،» «(پس) سخنی را که ایاز میگوید (از سر ارادت و بندگی)، بشنو.» این بیت با اشاره به داستان محمود و ایاز، عاشق خود را بنده و مطیع مطلق معشوق میداند و از او میخواهد که به سخنانش گوش دهد.
پیش تو کسی حدیث من گفت گفتی تو که او مجاز گوید
«پیش تو کسی (اغیار یا رقیبان) از حال من سخن گفت (و مرا به زبان عشق متهم کرد)،» «تو (معشوق) گفتی که او (آن شخص) سخنان غیرواقعی (مجاز) میگوید (و حقیقت حال مرا درک نمیکند).» این بیت به بیخبری معشوق از عمق حال عاشق و باور کردن سخنان اغیار، یا برداشت سطحی او از عشق.
چون زر سخنان من شنیدی گفتی به طریق گاز گوید
«هنگامی که (در واقع) سخنان من (از نظر تو) مانند طلا (باارزش) بود (و باید به آنها بها میدادی)،» «(اما تو) گفتی (که او) به شیوهی گزاف (گاز، یعنی بدون دلیل و بیمعنی) سخن میگوید.» این بیت اوج گلایهی عاشق است که معشوق سخنان پرارزش و حقیقی او را بیارزش و گزاف میشمارد.
این غزل، با زبانی شیوا، عمق درد و نیاز عاشق را به تصویر میکشد و از بیاعتنایی معشوق و سوءتفاهمها گلایه میکند، در حالی که بر حقیقت و ارزش عشق پای میفشارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر