تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 716 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 716 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 716 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۷۱۶ دیوان شمس مولانا

دیر آمده‌ای سفر مکن زود
ای مایه هر مراد و هر سود

ای ز آتش عزم رفتن تو
از بینی‌ها برآمده دود

هر عود تلف شود ز آتش
در آتش توست عید هر عود

اومید تو هر دمی بگوید
دستت گیرم به فضل خود زود

اما تو مگو که جهد و کوشش
سودم نکند که بودنی بود

معزول مکن تو قدرتم را
من بسته نیم چو تار در پود

هر لحظه بکاهمت چو خواهم
وز فضل توانمت بیفزود

بربند دهان ز گفت و سر نه
در سجده دوست کوست مسجود

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۷۱۶ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۷۱۶ مولانا، غزلی پر از تذکر و هشدار از جانب معشوق (حق تعالی) به عاشق و سالک است. مولانا در این غزل، بر اراده‌ی مطلق الهی، بی‌حاصلی تلاش‌های صرفاً انسانی بدون مدد حق، و لزوم تسلیم و توکل در برابر مشیت الهی تأکید می‌کند. لحن غزل، ترکیبی از عتاب و مهربانی است که عاشق را به سوی فهم عمیق‌تر از جایگاه خود در برابر اراده‌ی الهی رهنمون می‌سازد.

عتاب از جدایی و دوری

مولانا غزل را با درخواست از معشوق برای نماندن آغاز می‌کند:

دیر آمده‌ای سفر مکن زود ای مایه هر مراد و هر سود

این بیت را می‌توان از دو منظر نگریست:

  • خطاب به معشوق: «(ای معشوق،) تو دیر (به سختی و پس از انتظار بسیار) آمده‌ای، پس زود سفر نکن (و ما را ترک مگو)،» «ای (کسی که) منشأ و اساس هر آرزو و هر سودی هستی.» این دیدگاه، تقاضای عاشق از معشوق برای ماندن و عدم ترک کردن اوست.
  • خطاب به عاشق: «(ای عاشق/جان،) تو دیر (به حق) رسیده‌ای، پس زود (از این مسیر) سفر مکن (و برنگرد)،» «ای (وجود) که اساس هر آرزو و هر سودی (برای تو) است (با ماندن در این راه).» این دیدگاه، توصیه‌ای به سالک برای ثبات قدم در راه حق است.

ای ز آتش عزم رفتن تو از بینی‌ها برآمده دود

«ای (معشوق/سالک) که از آتش عزم و اراده‌ی رفتن تو،» «دود از بینی‌ها (و جان‌های) مردم (عاشقان/عوام) برآمده است (یعنی موجب درد و رنج و آه آن‌ها شده است).» این بیت به تأثیر عمیق تصمیم به جدایی (چه از جانب معشوق و چه از جانب سالک) بر دیگران اشاره دارد.

فنا در عشق و امید به فضل الهی

مولانا به فنای در عشق و امید به لطف خداوند می‌پردازد:

هر عود تلف شود ز آتش در آتش توست عید هر عود

«هر عود (ماده‌ی خوشبوکننده) در آتش می‌سوزد و نابود می‌شود،» «(اما) در آتش (عشق) تو (معشوق)، سوزاندن هر عود (فنای هر عاشق) به مثابه‌ی جشن (عید) است (زیرا به بقای جاودان در تو منجر می‌شود).» این بیت به فنای عاشق در معشوق که با وجود ظاهراً تلخ، در حقیقت مایه‌ی بقا و شادی جاودان است.

اومید تو هر دمی بگوید دستت گیرم به فضل خود زود

«امید (امید به رحمت) تو (الهی) در هر لحظه (به عاشق) می‌گوید،» «به زودی دستت را با فضل و کرم خود می‌گیرم.» این بیت به نوید همیشگی لطف و رحمت الهی به بندگان و عاشقان، که همواره دستگیر آن‌هاست.

اراده‌ی مطلق خداوند

مولانا به قدرت و اراده‌ی مطلق خداوند اشاره می‌کند و به عاشق تذکر می‌دهد:

اما تو مگو که جهد و کوشش سودم نکند که بودنی بود

«اما تو (ای بنده/عاشق) این‌گونه مگو که تلاش و کوشش،» «سودی برایم ندارد (و نتیجه‌ای نمی‌دهد)، چرا که هر چه باید بشود، شده است (و همه چیز مقدر است).» این بیت به خطای انسان در نادیده گرفتن نقش اراده و عمل، به بهانه‌ی تقدیر. مولانا می‌خواهد بگوید که در کنار تقدیر، تلاش و کوشش نیز مهم است.

معزول مکن تو قدرتم را من بسته نیم چو تار در پود

«(ای بنده،) قدرت مرا (اراده‌ی الهی) را نادیده نگیر (معزول مکن)،» «من مانند تار و پود (که به هم گره خورده و محدودند) بسته و محدود نیستم (بلکه بی‌حد و رها هستم).» این بیت، سخن خداوند است که به بنده می‌گوید قدرت مطلق و بی‌حد و حصر او را دست‌کم نگیرد و گمان نکند که همه چیز از پیش تعیین شده و دست او بسته است.

هر لحظه بکاهمت چو خواهم وز فضل توانمت بیفزود

«هر لحظه که بخواهم، (می‌توانم) تو را (از هر جهت) بکاهم و کم کنم،» «و با فضل و کرم خود می‌توانم تو را (از هر جهت) افزایش دهم (و بیفزایم).» این بیت نیز سخن خداوند است که قدرت مطلق خود را در قبض و بسط احوال بندگان، کاهش و افزایش نعمت‌ها و مراتب آن‌ها، بیان می‌کند.

سکوت و تسلیم در برابر حق

مولانا در پایان به لزوم سکوت و تسلیم در برابر حق می‌پردازد:

بربند دهان ز گفت و سر نه در سجده دوست کوست مسجود

«دهان خود را از سخن گفتن (زیاده‌گویی و اعتراض) ببند و سر (وجود) خود را بگذار،» «در سجده‌ی دوست (معشوق حقیقی) که او (تنها) سزاوار سجده (عبادت و تسلیم مطلق) است.» این بیت به دعوت نهایی به سکوت در برابر اراده‌ی الهی، و تسلیم کامل در برابر حق که یگانه شایسته‌ی پرستش و اطاعت است.


نکات مهم

  • اراده‌ی مطلق الهی: خداوند دارای قدرتی بی‌حد و حصر است که می‌تواند در هر لحظه احوال را دگرگون کند.
  • اهمیت تلاش در کنار تقدیر: مولانا، بنده را از نادیده گرفتن تلاش و عمل به بهانه‌ی تقدیر برحذر می‌دارد، هرچند نتیجه‌ی نهایی در دست خداست.
  • قبض و بسط الهی: تمام کم و زیاد شدن‌ها، سختی‌ها و آسانی‌ها، به اراده و فضل خداوند است.
  • فنا در عشق، عین بقا: سوزاندن وجود در آتش عشق الهی، عین بقای جاودان و عید حقیقی است.
  • نوید رحمت: امید به رحمت الهی همواره به بنده نوید دستگیری و لطف می‌دهد.
  • تسلیم و سکوت: در نهایت، راه رسیدن به آرامش و رضایت، بستن دهان از اعتراض و تسلیم کامل در برابر اراده‌ی حق و سجده بر آستان اوست.

این غزل با لحنی پر معنا، انسان را به تأمل در جایگاه خود در برابر قدرت و اراده‌ی الهی دعوت می‌کند و راه رهایی را در تسلیم و توکل به او می‌داند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: