تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 710 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 710 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 710 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۷۱۰ دیوان شمس مولانا

آن شعله نور می‌خرامد
وان فتنه حور می‌خرامد

شب جامه سپید کرد زیرا
کان ماه ز دور می‌خرامد

مستان شبانه را بشارت
ساقی به سحور می‌خرامد

جان را به مثال عود سوزیم
کان کان بلور می‌خرامد

آن فتنه نگر که بار دیگر
با صد شر و شور می‌خرامد

آن دشمن صبرهای عاشق
در خون صبور می‌خرامد

جانم به فدای آن سلیمان
کو جانب مور می‌خرامد

جز چهره عاشقان مبینید
کان شاه غیور می‌خرامد

در قالب خلق شمس تبریز
چون نفخه صور می‌خرامد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۷۱۰ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۷۱۰ مولانا، غزلی سرشار از شوق و جذبه‌ی آمدن معشوق (نماد حقیقت الهی یا پیر کامل) است. مولانا در این غزل، بر نورانیت و فتانت معشوق، قدرت او در دگرگون کردن احوال، و فروتنی و لطفش نسبت به عاشقان تأکید می‌کند. او با تصویرسازی‌های بدیع، فضای حضور معشوق را به مثابه‌ی یک تجلی عظیم و بیدارکننده به تصویر می‌کشد و در نهایت به نقش شمس تبریزی به عنوان تجلی‌کننده‌ی این نفخه‌ی صور الهی اشاره دارد.

تجلی نور و فتنه معشوق

مولانا غزل را با توصیف حرکت باشکوه معشوق آغاز می‌کند:

آن شعله نور می‌خرامد وان فتنه حور می‌خرامد

«آن شعله‌ی نور (معشوق که سراپا نور است) آرام و با وقار در حرکت است،» «و آن فتنه (مایه‌ی شیدایی و آشوب دل‌ها) که چون حور (زیبا و دلربا) است، در حرکت است.» این بیت به جلوه‌گری معشوقی اشاره دارد که هم منبع نور و هدایت است و هم با جمال خود، دل‌ها را به شیدایی می‌کشد.

شب جامه سپید کرد زیرا کان ماه ز دور می‌خرامد

«شب (تاریکی و ظلمات) لباس سفید پوشید (و روشن شد)، زیرا» «آن ماه (معشوق تابان) از دور (آرام و باوقار) در حرکت است (و نور می‌افشاند).» این بیت به تأثیر نورانی معشوق بر عالم تاریکی و تبدیل آن به روشنایی و امید اشاره دارد.

بشارت برای مستان و قربانی شدن عاشق

مولانا به بشارت برای عاشقان و فداکاری جان در راه معشوق می‌پردازد:

مستان شبانه را بشارت ساقی به سحور می‌خرامد

«مستان شبانه (عاشقانی که شب‌ها به راز و نیاز می‌پردازند) را مژده باد،» «که ساقی (معشوق فیض‌بخش) به سوی سحور (زمان بیداری و دمیدن سپیده دم، کنایه از وقت تجلی) در حرکت است.» این بیت به آماده‌باش عاشقان برای دریافت فیض در لحظات تجلی معشوق.

جان را به مثال عود سوزیم کان کان بلور می‌خرامد

«جان (خود) را مانند عود (که برای خوشبویی می‌سوزانند) می‌سوزانیم (فدا می‌کنیم)،» «چرا که آن (معشوق که) سرچشمه‌ی (کان) بلور (شفافیت و پاکی) است، در حرکت است.» این بیت به آمادگی عاشق برای فداکاری جان در راه معشوقی که منبع پاکی و شفافیت است.

فتنه معشوق و شکستن صبر

مولانا به قدرت فتنه‌انگیز معشوق و شکستن صبر عاشقان اشاره می‌کند:

آن فتنه نگر که بار دیگر با صد شر و شور می‌خرامد

«به آن فتنه‌گر (معشوق) نگاه کن که بار دیگر،» «با صدها شور و آشوب (در دل‌ها) در حرکت است.» این بیت به قدرت بی‌نظیر معشوق در ایجاد شور و هیجان در دل عاشقان.

آن دشمن صبرهای عاشق در خون صبور می‌خرامد

«آن (معشوق که) دشمن صبرهای عاشق است (صبوری را از عاشق سلب می‌کند)،» «در خون صبور (دلی که صبرش شکسته شده و خونین است) در حرکت است.» این بیت به شدت تأثیر عشق که صبر و قرار را از عاشق سلب می‌کند و دل او را خونین می‌سازد.

فروتنی سلیمان‌وار و غیرت معشوق

مولانا به فروتنی معشوق و غیرت او می‌پردازد:

جانم به فدای آن سلیمان کو جانب مور می‌خرامد

«جانم فدای آن سلیمان (معشوقی که دارای سلطنت و قدرت است)،» «که به سوی مور (بندگان کوچک و ناچیز، اشاره به داستان حضرت سلیمان و مورچه) در حرکت است (و به آن‌ها توجه می‌کند).» این بیت به لطف و فروتنی معشوق با وجود عظمتش، که به کوچک‌ترین بندگان نیز توجه دارد.

جز چهره عاشقان مبینید کان شاه غیور می‌خرامد

«جز چهره‌ی عاشقان (که نشانه‌ی عشق و وارستگی است) را مبینید،» «چرا که آن شاه غیور (معشوقی که بر جمال خود غیرت دارد و نمی‌خواهد نامحرمان او را ببینند) در حرکت است.» این بیت به لزوم توجه تنها به اهل عشق و عدم توجه به غیر در حضور معشوقی که بر جمال خود غیرت دارد.

تجلی شمس تبریزی

مولانا در پایان، به تجلی شمس تبریزی به عنوان نفخه‌ی صور اشاره می‌کند:

در قالب خلق شمس تبریز چون نفخه صور می‌خرامد

«شمس تبریزی در قالب (وجود) خلق،» «مانند نفخه‌ی صور (دمیدن در صور اسرافیل در روز قیامت که مردگان را زنده می‌کند) در حرکت است.» این بیت به قدرت احیاکنندگی و بیدارکننده‌ی شمس تبریزی که با حضور خود، جان‌های مرده را زنده می‌کند و عالم را به جنبش درمی‌آورد.


نکات مهم

  • نورانیت و فتانت معشوق: معشوق هم منبع نور و هدایت است و هم با جمال خود، دل‌ها را به شیدایی می‌کشاند.
  • دگرگون‌سازی احوال: حضور معشوق شب را به روز تبدیل می‌کند و تاریکی‌ها را می‌زداید.
  • بشارت وصال: آمدن ساقی (معشوق) در سحور، مژده‌ای برای عاشقان بی‌قرار است.
  • فداکاری عاشقانه: عاشق با سوزاندن جان خود (فنای فی‌الله) به سوی منبع پاکی و حقیقت حرکت می‌کند.
  • شکستن صبر: عشق معشوق چنان قدرتی دارد که صبر و قرار را از عاشق می‌گیرد و دل او را خونین می‌سازد.
  • فروتنی سلیمان‌وار: معشوق با وجود عظمت و سلطنتش، به کوچک‌ترین بندگان (مور) نیز توجه و لطف دارد.
  • لزوم اهل عشق بودن: در حضور معشوق غیور، تنها عاشقان واقعی حق دیدن او را دارند.
  • شمس تبریزی، نفخه صور: شمس تبریزی با حضور و کلام خود، همچون نفخه صور، جان‌های خفته را بیدار و احیا می‌کند.

این غزل با بیانی پرشور و تصاویری زنده، عمق تأثیر حضور معشوق بر عاشق و جهان را به نمایش می‌گذارد و به نقش شمس تبریزی در این بیداری معنوی اشاره دارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: