مطالب پیشنهادی![]()
آن یوسف خوش عذار آمد
وان عیسی روزگار آمد
وان سنجق صد هزار نصرت
بر موکب نوبهار آمد
ای کار تو مرده زنده کردن
برخیز که روز کار آمد
شیری که به صید شیر گیرد
سرمست به مرغزار آمد
دی رفت و پریر نقد بستان
کان نقد خوش عیار آمد
این شهر امروز چون بهشتست
میگوید شهریار آمد
میزن دهلی که روز عیدست
میکن طربی که یار آمد
ماهی از غیب سر برون کرد
کاین مه بر او غبار آمد
از خوبی آن قرار جانها
عالم همه بیقرار آمد
هین دامن عشق برگشایید
کز چرخ نهم نثار آمد
ای مرغ غریب پربریده
بر جای دو پر چهار آمد
هان ای دل بسته سینه بگشا
کان گمشده در کنار آمد
ای پای بیا و پای میکوب
کان سرده نامدار آمد
از پیر مگو که او جوان شد
وز پار مگو که پار آمد
گفتی با شه چه عذر گویم
خود شاه به اعتذار آمد
گفتی که کجا رهم ز دستش
دستش همه دستیار آمد
ناری دیدی و نور آمد
خونی دیدی عقار آمد
آن کس که ز بخت خود گریزد
بگریخته شرمسار آمد
خامش کن و لطفهاش مشمر
لطفیست که بیشمار آمد
غزل ۷۰۷ مولانا، غزلی پر از شور و شادمانی از آمدن معشوق (نماد حقیقت الهی یا پیر کامل) است. مولانا در این غزل، بر نیروی حیاتبخش و معجزهآسای معشوق، تبدیل سختیها به آسانی، و غلبهی عشق بر زمان و مکان تأکید میکند. او با تصویرسازیهای پرطراوت، فضای جشن و سرور ناشی از این حضور مبارک را به تصویر میکشد.
مولانا غزل را با توصیف حضور معشوق آغاز میکند:
آن یوسف خوش عذار آمد وان عیسی روزگار آمد
«آن یوسف خوشچهره (نماد زیبایی و جمال الهی) آمد،» «و آن عیسی (نماد دم حیاتبخش و معجزهگری) روزگار آمد.» این بیت به حضور معشوقی اشاره دارد که هم نماد نهایت زیبایی است و هم دارای نیروی زندهکنندگی و اعجازآفرینی.
وان سنجق صد هزار نصرت بر موکب نوبهار آمد
«و آن پرچم (سنجق) صدها هزار پیروزی و یاری (نصرت)،» «بر کاروان (موکب) نوبهار (فصل تازگی و رویش، یا آمدن معشوق) آمد.» این بیت به حضور معشوق به عنوان آورندهی پیروزیهای بیشمار و تازگی روح.
ای کار تو مرده زنده کردن برخیز که روز کار آمد
«ای (عیسیوش) که کار تو زندهکردن مردگان است،» «برخیز که روز (انجام) کار (معجزهگری و حیاتبخشی) فرا رسید.» این بیت به دعوت از معشوق برای ظهور و انجام کار حیاتبخشیاش.
شیری که به صید شیر گیرد سرمست به مرغزار آمد
«شیری (معشوق یا عارف واصل) که شیر (حقیقت یا انسانهای کامل) را شکار میکند (جذب خود میسازد)،» «سرمست و پرشور به مرغزار (جهان یا میدان عمل) آمد.» این بیت به قدرت جذب معشوق یا پیر کامل که حتی انسانهای کامل را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
دی رفت و پریر نقد بستان کان نقد خوش عیار آمد
«دیروز (و گذشته) گذشت، امروز نقد (حقیقت) را دریافت کن،» «چرا که آن نقد (حقیقت) بسیار خالص و ارزشمند (خوش عیار) است.» این بیت به اهمیت بهرهبرداری از زمان حال و دریافت نقد حقیقت.
این شهر امروز چون بهشتست میگوید شهریار آمد
«امروز این شهر (جهان یا قلب انسانها) مانند بهشت است،» «(زیرا) میگوید که شهریار (معشوق/خداوند) آمد.» این بیت به تبدیل جهان به بهشت با حضور معشوق و شادی اهل آن.
میزن دهلی که روز عیدست میکن طربی که یار آمد
«دهل (طبل شادی) بزن که امروز روز عید است،» «شادی کن (طرب کن) که یار (معشوق) آمد.» این بیت به دعوت به جشن و شادمانی به مناسبت حضور معشوق.
مولانا به تجلیات معشوق و تأثیرات آزادیبخش او اشاره میکند:
ماهی از غیب سر برون کرد کاین مه بر او غبار آمد
«ماهی (کنایه از معشوق، یا شخصیتی نورانی) از عالم غیب سر بیرون آورد،» «به گونهای که این ماه (که خود نماد زیبایی است)، بر او (در برابر زیبایی معشوق) غبار (ناچیز) شد.» این بیت به ظهور معشوقی از عالم غیب که زیباییاش چنان بیحد است که حتی ماه نیز در برابر آن ناچیز میشود.
از خوبی آن قرار جانها عالم همه بیقرار آمد
«از زیبایی آن (معشوق) که آرامش (قرار) جانهاست،» «عالم (با دیدن او) همه بیقرار و شوریده شد.» این بیت به پارادوکس زیبایی معشوق که خود آرامش جانهاست، اما حضورش موجب بیقراری عالم میشود.
هین دامن عشق برگشایید کز چرخ نهم نثار آمد
«هشدار! دامن عشق را بگشایید (آمادهی دریافت شوید)،» «که از چرخ نهم (اشاره به عالم بالا و عرش الهی) نثار (هدیه و بخشش) آمد.» این بیت به آمادهباش برای دریافت فیضهای بیکران الهی که از عالم بالا نازل میشوند.
ای مرغ غریب پربریده بر جای دو پر چهار آمد
«ای مرغ غریب و پربریده (عاشق رنجکشیده و ناتوان)،» «(با حضور معشوق) به جای دو پر (ناقص و بریده)، چهار پر (کامل و توانمند) آمد (و توان پرواز دوباره یافت).» این بیت به احیای روحی و جسمی عاشق توسط معشوق، و اعطای قدرت پرواز مجدد.
هان ای دل بسته سینه بگشا کان گمشده در کنار آمد
«هان ای دل دربند (گرفته)، سینهات را بگشا (رها شو)،» «چرا که آن گمشده (معشوقی که در پی آن بودی) اکنون در کنار (تو) آمد.» این بیت به دعوت از دل عاشق برای رهایی از غم و گشوده شدن به روی وصال معشوق.
ای پای بیا و پای میکوب کان سرده نامدار آمد
«ای پا، بیا و رقص کن (پای میکوب)،» «چرا که آن سرور نامدار (معشوق بزرگ و مشهور) آمد.» این بیت به دعوت به رقص سماع و شادمانی بیحد و حصر به دلیل حضور معشوق.
مولانا به رهایی از قید زمان و مکان و بیکرانگی لطف معشوق اشاره میکند:
از پیر مگو که او جوان شد وز پار مگو که پار آمد
«از (زمان) دیروز (پیر) مگو (که پیر بود)، که او (با حضور معشوق) جوان شد،» «و از (گذشتهی) پارسال (پار) مگو (که تمام شد)، که (حقیقت) دیروز و پارسال نیز در امروز (با حضور معشوق) آمد (زمان بیاهمیت شد).» این بیت به شکستن قید زمان و بازگشت جوانی و زندگی به همه چیز با حضور معشوق.
گفتی با شه چه عذر گویم خود شاه به اعتذار آمد
«(تو) گفتی که با شاه (معشوق) چه عذری (به دلیل گناهان یا کمکاریها) بگویم؟» «(اما اکنون ببین که) خود شاه (با لطف و بزرگواری) به عذرخواهی (اعتذار) آمد (و خطاها را نادیده گرفت).» این بیت به کرامت و لطف بیکران معشوق که خود به عذرخواهی از عاشق میآید و او را میبخشد.
گفتی که کجا رهم ز دستش دستش همه دستیار آمد
«(تو) گفتی که چگونه از دست (قدرت) او رها شوم؟» «(اما اکنون ببین که) دست او (قدرت او) همه دستیار و یاریدهنده (به من) آمد.» این بیت به تحول دیدگاه عاشق از قدرت قاهرهی معشوق به قدرت یاریدهنده و مهربان او.
ناری دیدی و نور آمد خونی دیدی عقار آمد
«(تو در ابتدا) آتشی (سختی و بلا) دیدی و (آن) نور (هدایت و رحمت) شد،» «(تو) خونی (مشکلات و مصیبتها) دیدی و (آن) شربت گوارا (عقار) شد.» این بیت به توانایی معشوق در تبدیل بلایا و سختیها به رحمت و نور برای عاشق.
آن کس که ز بخت خود گریزد بگریخته شرمسار آمد
«آن کس که از بخت (تقدیر الهی یا فرصتهای معنوی) خود بگریزد،» «(سرانجام) با شرمساری فرار کرده است.» این بیت به پشیمانی کسانی که فرصتهای الهی را از دست میدهند.
خامش کن و لطفهاش مشمر لطفیست که بیشمار آمد
«خاموش باش (ای مولانا) و لطفهای او را شمارش نکن،» «(چرا که) لطفی است که بیشمار (و بیانتها) است.» این بیت به دعوت به سکوت و ناتوانی زبان در بیان کثرت و عظمت الطاف بیکران الهی.
این غزل با فضایی شادمانه و بیانگر قدرت تحولبخش عشق، خواننده را به شور و پایکوبی در حضور معشوق فرامیخواند و او را به سوی دریافت فیضهای بیکران الهی سوق میدهد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر