تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 699 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 699 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 699 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۶۹۹ دیوان شمس مولانا

بیچاره کسی که می ندارد
غوره به سلف همی‌فشارد

بیچاره زمین که شوره باشد
وین ابر کرم بر او نبارد

باری دل من صبوح مستست
وام شب دوش می‌گزارد

گفتم به صبوح خفتگان را
پامزد ویم که سر برآرد

امروز گریخت شرم از من
او بر کف مست کی نگارد

ساقیست گرفته گوشم امروز
یک لحظه مرا نمی‌گذارد

جام چو عصاش اژدها شد
بر قبطی عقل می‌گمارد

خاموش و ببین که خم مستان
چون جام شریف می‌سپارد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۶۹۹ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۹۹ مولانا، غزلی پرشور و پر از مستی و بی‌خودی ناشی از عشق الهی است. مولانا در این غزل، بر بیچارگی کسانی که از باده‌ی عشق بی‌بهره‌اند، سخاوت بی‌کران الهی، و قدرت دگرگون‌کننده‌ی جام عشق تأکید می‌کند. این غزل سراسر بیان تجربه‌ی غرق شدن در مستی عشق و رهایی از قید عقل و شرم است.

محرومیت از عشق و فضل الهی

مولانا غزل را با بیان حال کسانی که از عشق بی‌بهره‌اند آغاز می‌کند:

بیچاره کسی که می ندارد غوره به سلف همی‌فشارد

«بیچاره و درمانده کسی است که “می” (شراب عشق الهی) را ندارد،» «(و به جای آن) غوره را به سلف (کف دست خود) می‌فشارد (یعنی به جای طلب حقیقت، به امور بی‌ارزش و بی‌فایده می‌پردازد).» این بیت به محرومیت از عشق حقیقی و پرداختن به امور سطحی و بی‌حاصل اشاره دارد.

بیچاره زمین که شوره باشد وین ابر کرم بر او نبارد

«بیچاره زمینی است که شوره باشد (نمکزار و بی‌حاصل)،» «و این ابر کرم (ابر لطف و رحمت الهی) بر آن نبارد (و آن را سیراب نکند).» این بیت با تمثیل زمین شوره، به دلی اشاره دارد که از فیض الهی بی‌بهره مانده و قابل کشت و رویش نیست.

مستی صبوح و رهایی از قید

مولانا به مستی دل و رهایی از قید و شرم اشاره می‌کند:

باری دل من صبوح مستست وام شب دوش می‌گزارد

«به هر حال، دل من از (شراب) صبوح (شراب صبحگاهی عشق) مست است،» «(و) قرض و دین شب گذشته را (که شاید منظور از آن رنج‌های فراق یا قید و بندهای عادی بوده) می‌پردازد (و جبران می‌کند).» این بیت به رهایی دل از مشکلات و قید و بندها به واسطه‌ی مستی عشق صبحگاهی.

گفتم به صبوح خفتگان را پامزد ویم که سر برآرد

«(من) به خفتگان (غافلان) در صبح (بیداری معنوی) گفتم،» «پامزدی (جایزه‌ای) می‌دهم به کسی که (از خواب غفلت) سر برآرد (و بیدار شود).» این بیت به دعوت مولانا از غافلان برای بیداری و نوید پاداش معنوی برای آن.

امروز گریخت شرم از من او بر کف مست کی نگارد

«امروز (در این مستی عشق) شرم و حیا از من گریخت،» «(چون) او (شرم) بر کف دست مست (عاشق بی‌پروا) چگونه می‌تواند نقش بندد (و قرار گیرد)؟» این بیت به رها شدن عاشق از قید شرم و حیا در اوج مستی عشق، چرا که در این حالت، خودآگاهی‌های معمول از بین می‌رود.

ساقی و قدرت دگرگون‌کننده‌ی جام

مولانا به ساقی (معشوق) و قدرت دگرگون‌کننده‌ی جام عشق اشاره می‌کند:

ساقیست گرفته گوشم امروز یک لحظه مرا نمی‌گذارد

«امروز ساقی (معشوق یا پیر کامل) گوش مرا گرفته است (و مرا به سوی خود می‌کشد)،» «(و) یک لحظه نیز مرا رها نمی‌کند.» این بیت به جذب کامل و بی‌وقفه توسط معشوق و رهایی از اراده‌ی شخصی.

جام چو عصاش اژدها شد بر قبطی عقل می‌گمارد

«جام (شراب عشق) مانند عصای (حضرت موسی) او (ساقی) اژدها شد،» «(و) آن اژدها را بر قبطی (مصریان، نماد اهل ظاهر و عقل جزوی) عقل می‌گمارد (و آن را از بین می‌برد).» این بیت به قدرت شگفت‌انگیز و دگرگون‌کننده‌ی جام عشق که عقل جزوی و ظاهرگرایی را از بین می‌برد، همان‌گونه که عصای موسی، جادوی فرعون را باطل کرد.

خم مستان و سکوت عارفانه

مولانا در پایان غزل، به خم مستان و لزوم سکوت اشاره می‌کند:

خاموش و ببین که خم مستان چون جام شریف می‌سپارد

«خاموش باش (ای مولانا) و ببین که خم (شراب) مستان (مست از عشق)،» «چگونه (شراب را) مانند جام گرانبها و شریف می‌بخشد (و بی‌دریغ فیض می‌رساند).» این بیت به فراوانی و سخاوت خم عشق الهی و دعوت به سکوت و مشاهده‌ی این فیض‌بخشی بی‌مانند.


نکات مهم

  • بیچارگی غافلان: کسانی که از عشق حقیقی محرومند و به امور سطحی می‌پردازند، بیچاره‌اند.
  • زمین شوره و رحمت الهی: دل بی‌فیض الهی مانند زمین شوره است که لطف خدا بر آن نمی‌بارد.
  • رهایی از قید: مستی عشق صبحگاهی، دل را از مشکلات و قید و بندها رها می‌سازد.
  • دعوت به بیداری: مولانا غافلان را به بیداری معنوی دعوت می‌کند و نوید پاداش می‌دهد.
  • سقوط شرم: در اوج مستی عشق، شرم و حیا از عاشق رخت برمی‌بندد.
  • جذب توسط ساقی: عاشق کاملاً توسط ساقی (معشوق) جذب شده و اختیار خود را از دست می‌دهد.
  • قدرت دگرگون‌کننده‌ی جام: جام عشق دارای قدرتی شگفت‌انگیز است که عقل جزوی و ظاهرگرایی را از بین می‌برد.
  • سخاوت بی‌کران عشق: خم مستان (منبع عشق) با سخاوت بی‌دریغ، فیض خود را به همگان می‌بخشد.
  • سکوت عارفانه: در برابر عظمت و فیض عشق، سکوت و مشاهده برتر است.

این غزل با بیانی پر از شور و مستی، به قدرت تحول‌آفرین عشق و رهایی از قیدهای دنیوی می‌پردازد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: