مطالب پیشنهادی![]()
بیچاره کسی که می ندارد
غوره به سلف همیفشارد
بیچاره زمین که شوره باشد
وین ابر کرم بر او نبارد
باری دل من صبوح مستست
وام شب دوش میگزارد
گفتم به صبوح خفتگان را
پامزد ویم که سر برآرد
امروز گریخت شرم از من
او بر کف مست کی نگارد
ساقیست گرفته گوشم امروز
یک لحظه مرا نمیگذارد
جام چو عصاش اژدها شد
بر قبطی عقل میگمارد
خاموش و ببین که خم مستان
چون جام شریف میسپارد
غزل ۶۹۹ مولانا، غزلی پرشور و پر از مستی و بیخودی ناشی از عشق الهی است. مولانا در این غزل، بر بیچارگی کسانی که از بادهی عشق بیبهرهاند، سخاوت بیکران الهی، و قدرت دگرگونکنندهی جام عشق تأکید میکند. این غزل سراسر بیان تجربهی غرق شدن در مستی عشق و رهایی از قید عقل و شرم است.
مولانا غزل را با بیان حال کسانی که از عشق بیبهرهاند آغاز میکند:
بیچاره کسی که می ندارد غوره به سلف همیفشارد
«بیچاره و درمانده کسی است که “می” (شراب عشق الهی) را ندارد،» «(و به جای آن) غوره را به سلف (کف دست خود) میفشارد (یعنی به جای طلب حقیقت، به امور بیارزش و بیفایده میپردازد).» این بیت به محرومیت از عشق حقیقی و پرداختن به امور سطحی و بیحاصل اشاره دارد.
بیچاره زمین که شوره باشد وین ابر کرم بر او نبارد
«بیچاره زمینی است که شوره باشد (نمکزار و بیحاصل)،» «و این ابر کرم (ابر لطف و رحمت الهی) بر آن نبارد (و آن را سیراب نکند).» این بیت با تمثیل زمین شوره، به دلی اشاره دارد که از فیض الهی بیبهره مانده و قابل کشت و رویش نیست.
مولانا به مستی دل و رهایی از قید و شرم اشاره میکند:
باری دل من صبوح مستست وام شب دوش میگزارد
«به هر حال، دل من از (شراب) صبوح (شراب صبحگاهی عشق) مست است،» «(و) قرض و دین شب گذشته را (که شاید منظور از آن رنجهای فراق یا قید و بندهای عادی بوده) میپردازد (و جبران میکند).» این بیت به رهایی دل از مشکلات و قید و بندها به واسطهی مستی عشق صبحگاهی.
گفتم به صبوح خفتگان را پامزد ویم که سر برآرد
«(من) به خفتگان (غافلان) در صبح (بیداری معنوی) گفتم،» «پامزدی (جایزهای) میدهم به کسی که (از خواب غفلت) سر برآرد (و بیدار شود).» این بیت به دعوت مولانا از غافلان برای بیداری و نوید پاداش معنوی برای آن.
امروز گریخت شرم از من او بر کف مست کی نگارد
«امروز (در این مستی عشق) شرم و حیا از من گریخت،» «(چون) او (شرم) بر کف دست مست (عاشق بیپروا) چگونه میتواند نقش بندد (و قرار گیرد)؟» این بیت به رها شدن عاشق از قید شرم و حیا در اوج مستی عشق، چرا که در این حالت، خودآگاهیهای معمول از بین میرود.
مولانا به ساقی (معشوق) و قدرت دگرگونکنندهی جام عشق اشاره میکند:
ساقیست گرفته گوشم امروز یک لحظه مرا نمیگذارد
«امروز ساقی (معشوق یا پیر کامل) گوش مرا گرفته است (و مرا به سوی خود میکشد)،» «(و) یک لحظه نیز مرا رها نمیکند.» این بیت به جذب کامل و بیوقفه توسط معشوق و رهایی از ارادهی شخصی.
جام چو عصاش اژدها شد بر قبطی عقل میگمارد
«جام (شراب عشق) مانند عصای (حضرت موسی) او (ساقی) اژدها شد،» «(و) آن اژدها را بر قبطی (مصریان، نماد اهل ظاهر و عقل جزوی) عقل میگمارد (و آن را از بین میبرد).» این بیت به قدرت شگفتانگیز و دگرگونکنندهی جام عشق که عقل جزوی و ظاهرگرایی را از بین میبرد، همانگونه که عصای موسی، جادوی فرعون را باطل کرد.
مولانا در پایان غزل، به خم مستان و لزوم سکوت اشاره میکند:
خاموش و ببین که خم مستان چون جام شریف میسپارد
«خاموش باش (ای مولانا) و ببین که خم (شراب) مستان (مست از عشق)،» «چگونه (شراب را) مانند جام گرانبها و شریف میبخشد (و بیدریغ فیض میرساند).» این بیت به فراوانی و سخاوت خم عشق الهی و دعوت به سکوت و مشاهدهی این فیضبخشی بیمانند.
این غزل با بیانی پر از شور و مستی، به قدرت تحولآفرین عشق و رهایی از قیدهای دنیوی میپردازد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر