مطالب پیشنهادی![]()
آن کز دهن تو رنگ دارد
انصاف که رزق تنگ دارد
وان کس که جدل ببست با تو
با عمر عزیز جنگ دارد
ماهی که بیافت آب حیوان
بر خشک چرا درنگ دارد
در آینه عکس قیصر روم
گر نیست بدانک زنگ دارد
در قدس دلت چو خوک دیدی
ملک قدست فرنگ دارد
ما را باری نگار خوش قول
اندر بر خود چو چنگ دارد
زان زخمه او همیشه این چنگ
پس تن تن و بس ترنگ دارد
هر ذره که پای کوفت با ما
از مشرق چرخ ننگ دارد
هر جان که در این روش بلنگد
جان تو که عذر لنگ دارد
زیرا کاین بحر بس کریمست
آن نیست که او نهنگ دارد
سگ طبع کسی که با چنین شیر
او سرکشی پلنگ دارد
سنگین جانی که با چنین لعل
سودای کلوخ و سنگ دارد
خامش کن و جاه گفت کم جوی
کاین جاه مزاج بنگ دارد
غزل ۶۹۴ مولانا، غزلی پر از نکات عرفانی دربارهی اهمیت کلام حق، نکوهش جدل و انکار، و تبیین حال عاشق در برابر معشوق است. مولانا در این غزل، بر لزوم پیوستن به آب حیات عشق، پاک کردن آینهی دل، و ترک تعصب و مادیتگرایی تأکید میکند. او با تشبیهات قوی، بیارزشی جدل و منیت در برابر حقیقت مطلق عشق را نشان میدهد.
مولانا غزل را با بیان ارزش کلام معشوق و نکوهش جدل آغاز میکند:
آن کز دهن تو رنگ دارد انصاف که رزق تنگ دارد
«آن کس که (کلام و وجودش) از دهان تو (معشوق) رنگ میگیرد (و فیض مییابد)،» «انصاف است که (او) رزق تنگ (و محدودی از غیر تو) داشته باشد (زیرا از سرچشمهی اصلی فیض مییابد).» این بیت به منبع فیض بودن معشوق و بینیازی کسی که از او بهرهمند است از دیگران اشاره دارد.
وان کس که جدل ببست با تو با عمر عزیز جنگ دارد
«و آن کس که با تو (معشوق) به جدل (مخالفت و بحث بیهوده) برخاست،» «(در واقع) با عمر گرانبهای خود در جنگ است (و آن را تباه میکند).» این بیت به بیهودگی و زیانبار بودن جدل و مخالفت با حقیقت عشق اشاره دارد.
مولانا به لزوم رهایی از تعلقات و پیوستن به آب حیات اشاره میکند:
ماهی که بیافت آب حیوان بر خشک چرا درنگ دارد
«ماهی که (بالاخره) آب حیات (عشق الهی) را یافت،» «چرا بر خشکی (تعلقات دنیوی و زندگی بیمعنا) درنگ میکند (و نمیخواهد به آب بازگردد)؟» این بیت با تمثیل ماهی، به لزوم رهایی از دنیا و پیوستن به دریای عشق پس از درک آب حیات اشاره دارد.
در آینه عکس قیصر روم گر نیست بدانک زنگ دارد
«اگر در آینه (دل) تو عکس قیصر روم (معشوق، که نماد قدرت و زیبایی مطلق است) نیست،» «بدان که (آینهی دلت) زنگار دارد (و آلوده است).» این بیت به ضرورت پاکی و جلای دل برای مشاهدهی جلوهی معشوق اشاره دارد.
در قدس دلت چو خوک دیدی ملک قدست فرنگ دارد
«اگر در قدس (مکان مقدس) دلت (چیزهای ناپاک و) خوک (نماد پلیدی و شهوات) را دیدی،» «پس ملک قدس (قلمرو پاک) دلت (در تصرف) فرنگ (اجنبی، نماد نیروهای منفی و شیطانی) است.» این بیت به آلودگی دل و تسلط نیروهای شیطانی (فرنگ) بر آن، در صورت وجود ناپاکیها (خوک) در حریم قدسی دل.
مولانا به شادی و سرور عاشق در آغوش معشوق اشاره میکند:
ما را باری نگار خوش قول اندر بر خود چو چنگ دارد
«به هر حال، معشوق خوشگفتار ما،» «(ما را) در آغوش خود مانند چنگ (آلت موسیقی) دارد (و با ما نوازش میکند).» این بیت به فیض و عنایت معشوق نسبت به عاشق و همنشینی عاشق با معشوق اشاره دارد.
زان زخمه او همیشه این چنگ پس تن تن و بس ترنگ دارد
«از آن زخمه (نواختن) او (معشوق)، این چنگ (وجود عاشق) همیشه،» «صدای تنتن و ترنگ (آهنگ سماع و شور) دارد (و از عشق او به وجد میآید).» این بیت به دائمی بودن شور و وجد عاشق از نوازش و فیض معشوق.
مولانا به رقص ذرات در پرتو عشق و عظمت آن اشاره میکند:
هر ذره که پای کوفت با ما از مشرق چرخ ننگ دارد
«هر ذرهای که با ما (در بزم عشق) پای کوبید (و رقصید)،» «(دیگر) از خورشید (مشرق) آسمان ننگ دارد (و خود را برتر از آن میبیند).» این بیت به قدرت عشق در اعطای شکوه و عظمت به هر ذرهای که با آن همراه شود.
هر جان که در این روش بلنگد جان تو که عذر لنگ دارد
«هر جانی که در این راه (راه عشق و رقص معنوی) لنگ بزند (و ناتوان باشد)،» «جان تو (ای مخاطب) عذر لنگ دارد (یعنی تو نیز اگر نتوانی، عذرت پذیرفته نیست زیرا راه روشن است).» این بیت به روشن بودن راه عشق و عدم پذیرش بهانه برای کسانی که از این راه باز میمانند.
مولانا به عظمت دریای عشق و نکوهش جمود و کوتهنظری اشاره میکند:
زیرا کاین بحر بس کریمست آن نیست که او نهنگ دارد
«زیرا این دریای (عشق) بسیار بخشنده و کریم است،» «و آن (دریا) چیزی نیست که تنها نهنگ (موجودات بزرگ و خاص) داشته باشد (بلکه همه از آن بهرهمند میشوند).» این بیت به کریم بودن دریای عشق که همگان میتوانند از آن بهرهمند شوند و تنها مختص به عارفان بزرگ نیست.
سگ طبع کسی که با چنین شیر او سرکشی پلنگ دارد
«کسی که با چنین شیر (معشوق قدرتمند و باشکوه) سگطبع (پست و حقیر) است،» «(و) او (در برابر معشوق) سرکشی پلنگ (نماد غرور و نافرمانی) دارد (و نافرمانی میکند).» این بیت به نکوهش افرادی که با وجود عظمت معشوق، غرور و سرکشی میکنند.
سنگین جانی که با چنین لعل سودای کلوخ و سنگ دارد
«سنگینجان (کسی که قلبش سخت و بیعشق است)، آن کس است که با چنین لعل (معشوق ارزشمند و گرانبها)،» «سودا و معاملهی کلوخ و سنگ (چیزهای بیارزش مادی) را دارد.» این بیت به کوتهنظری و جمود کسانی که ارزش معشوق را نمیدانند و به مادیت میچسبند.
مولانا در پایان غزل، به لزوم سکوت و رهایی از جاهطلبی اشاره میکند:
خامش کن و جاه گفت کم جوی کاین جاه مزاج بنگ دارد
«خاموش باش (ای مولانا) و جاه و مقام حاصل از سخن گفتن را کم طلب کن،» «زیرا این جاه (مقام و شهرت) مزاج بنگ (مخدر) دارد (و عقل و هوش را از کار میاندازد و انسان را فریب میدهد).» این بیت به تأکید بر سکوت در برابر عظمت حق و پرهیز از جاهطلبی ناشی از کثرت گفتار، زیرا این نوع جاهطلبی مانند مخدر، انسان را از حقیقت غافل میکند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر