مطالب پیشنهادی![]()
آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد
امسال در این خرقه زنگار برآمد
آن ترک که آن سال به یغماش بدیدی
آنست که امسال عرب وار برآمد
آن یار همانست اگر جامه دگر شد
آن جامه بدل کرد و دگربار برآمد
آن باده همانست اگر شیشه بدل شد
بنگر که چه خوش بر سر خمار برآمد
شب رفت حریفان صبوحی به کجایید
کان مشعله از روزن اسرار برآمد
رومی پنهان گشت چو دوران حبش دید
امروز در این لشکر جرار برآمد
شمس الحق تبریز رسیدست بگویید
کز چرخ صفا آن مه انوار برآمد
غزل ۶۵۰ مولانا، غزلی پر از رمز و راز و اشاره به تجلیات مداوم و متنوع حقیقت الهی است. مولانا در این غزل، بر ثبات ذات معشوق در ورای تغییرات ظاهری، ابطال مفهوم تناسخ در مقابل وحدت وجود، و ظهور دائمی شمس تبریزی به عنوان نور حقیقت تأکید میکند. او خواننده را به دیدن ورای ظواهر و رسیدن به معرفت شهودی دعوت میکند.
مولانا غزل را با تأکید بر ثبات معشوق در پس تغییر شکل و ظاهر آغاز میکند:
آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد امسال در این خرقه زنگار برآمد
«آن معشوق که سال گذشته با قبای سرخ (نماد عشق و شور) مانند ماه ظاهر شد،» «امسال در این جامهی غبارآلود و کهنه (خرقه زنگار، یعنی در شکلی متفاوت و شاید ناآشنا) ظاهر شده است.» این بیت به تغییر تجلیات ظاهری معشوق در زمانهای مختلف اشاره دارد، در حالی که اصل و حقیقت او ثابت و یکسان است.
آن ترک که آن سال به یغماش بدیدی آنست که امسال عرب وار برآمد
«آن ترک (معشوق زیبارو و دلربا) را که سال گذشته به صورت تاراجگر دلها (به یغما) میدیدی،» «همان است که امسال به شیوهی عربها (با هیبت و وقار و شاید در کسوت شریعت یا با شکوهی متفاوت) ظاهر شده است.» این بیت نیز بر تغییر لباس و ظاهر معشوق، در حالی که ذات او یکسان است، تأکید دارد.
آن یار همانست اگر جامه دگر شد آن جامه بدل کرد و دگربار برآمد
«آن یار (حقیقت الهی) همان است، حتی اگر جامهاش (تجلی ظاهریاش) عوض شده باشد.» «او آن جامه را از تن بیرون کرد و بار دیگر (در جامهای جدید و تجلیای تازه) ظاهر شد.» این بیت به تغییرات پیوستهی ظواهر و تجلیات حقیقت، اما پایداری خود حقیقت، اشاره میکند.
آن باده همانست اگر شیشه بدل شد بنگر که چه خوش بر سر خمار برآمد
«آن باده (شراب عشق و معرفت الهی) همان است، حتی اگر ظرفش (شیشه، یعنی مظهر یا شخص تجلی) عوض شده باشد.» «بنگر که چه زیبا و دلنشین، بر (درد) خمار (ناشی از نبودش یا شوق به او) غلبه کرد و ظاهر شد.» این بیت به ثبات ماهیت شراب معرفت در پس تغییرات ظروف (اشخاص، زمانها و مکانهای تجلی) و تأثیر شفابخش آن بر تشنگان اشاره دارد.
مولانا به بیداری معنوی و ظهور حقیقت از روزنهی اسرار میپردازد:
شب رفت حریفان صبوحی به کجایید کان مشعله از روزن اسرار برآمد
«شب (تاریکی غفلت) به پایان رسید؛ ای رندان صبوحی (بادهنوشان صبحگاهی و طالبان بیداری)، کجایید؟» «زیرا آن مشعل (نور هدایت و حقیقت) از روزنهی اسرار (عالم غیب) ظاهر شد (و نورافشانی کرد).» این بیت به پایان یافتن دوران غفلت و آشکار شدن نور حقیقت از عالم غیب و فراخوان عاشقان به بیداری اشاره دارد.
مولانا به تجلی حقیقت در اشکال گوناگون و نهایتاً به شمس تبریزی میپردازد:
رومی پنهان گشت چو دوران حبش دید امروز در این لشکر جرار برآمد
«(حقیقت) که به صورت رومی (جلوهای از جمال یا کمال و نورانیت) پنهان گشت، چون دوران حَبَش (جلوهای دیگر که شاید کمتر آشنا یا دارای جلوه جلال بود) را مشاهده کرد،» «امروز در این لشکر انبوه و قدرتمند (جرار) ظاهر شد.» این بیت میتواند کنایه از ظهور حقیقت در تجلیات و صورتهای مختلف باشد؛ گاه در جمال و گاه در جلال، یا در افراد و زمانهای متفاوت.
شمس الحق تبریز رسیدست بگویید کز چرخ صفا آن مه انوار برآمد
«بگویید که شمسالحق تبریزی (نور حقیقت و مراد مولانا) رسیده است؛» «(یعنی) از آسمان پاکی (چرخ صفا)، آن ماه پرنور و شعاع (مه انوار، یعنی نور حقیقت) ظاهر شده است.» این بیت به ظهور کامل و مبارک شمس تبریزی به عنوان تجلی اصلی و نورانی حقیقت در این زمان اشاره دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر