تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 646 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 646 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 646 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۶۴۶ دیوان شمس مولانا

بار دگر آن مست به بازار درآمد
وان سرده مخمور به خمار درآمد

سرهای درختان همه پربار چرا شد
کان بلبل خوش لحن به تکرار درآمد

یک حمله دیگر همه در رقص درآییم
مستانه و یارانه که آن یار درآمد

یک حمله دیگر همه دامن بگشاییم
کز بهر نثار آن شه دربار درآمد

یک حمله دیگر به شکرخانه درآییم
کز مصر چنین قند به خروار درآمد

یک حمله دیگر بنه خواب بسوزیم
زیرا که چنین دولت بیدار درآمد

یک حمله دیگر به شب این پاس بداریم
کان لولی شب دزد به اقرار درآمد

یک حمله دیگر برسان باده که مستی
در عربده ویران شده دستار درآمد

یک حمله دیگر به سلیمان بگراییم
کان هدهد پرخون شده منقار درآمد

این شربت جان پرور جان بخش چه ساقیست
از دست مسیحی که به بیمار درآمد

اکنون بزند گردن غم‌های جهان را
کاقبال تو چون حیدر کرار درآمد

دارالحرج امروز چو دارالفرجی شد
کان شادی و آن مستی بسیار درآمد

بربند لب اکنون که سخن گستر بی‌لب
بی حرف سیه روی به گفتار درآمد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۶۴۶ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۴۶ مولانا، غزلی پر از شادی، شور و طرب ناشی از حضور و تجلی معشوق است. مولانا در این غزل، با تکرار عبارت “یک حمله دیگر”، بر دعوت به وجد، رقص، بخشش و بیداری معنوی در پی آمدن یار تأکید می‌کند. این غزل سراسر ترغیب به استقبال بی‌باکانه از فیض الهی و رهایی از بند غم و خواب غفلت است.


بازگشت مستی و فیض

مولانا غزل را با بیان بازگشت مستی و فیض معنوی آغاز می‌کند:

بار دگر آن مست به بازار درآمد وان سرده مخمور به خمار درآمد

بار دیگر آن مست (عاشق شوریده) به بازار (دنیای کثرات و اجتماع) وارد شد.” “و آن دسته‌ی مخمور (کسانی که در خمار عشق گذشته بودند) به خماری (مستی جدید) وارد شدند.” این بیت به تجدید شور و مستی در میان عاشقان و بازگشت حال خوش معنوی اشاره دارد.

سرهای درختان همه پربار چرا شد کان بلبل خوش لحن به تکرار درآمد

سرهای درختان همگی پربار شدند، چرا؟” “زیرا آن بلبل خوش‌صدا و زیبا، به تکرار (نغمه‌خوانی) درآمد (اشاره به بازگشت لطف الهی و سخن گفتن مرغان حق).” این بیت به برکت‌خیزی و پرباری عالم در پی ظهور فیض الهی و نغمه‌سرایی مرغان حق (عارفان) در ستایش آن، اشاره دارد.


دعوت به رقص و نثار

مولانا به دعوت به رقص عارفانه و نثار در راه معشوق می‌پردازد:

یک حمله دیگر همه در رقص درآییم مستانه و یارانه که آن یار درآمد

یک بار دیگر همگی در رقص (سماع عرفانی) وارد شویم،” “مستانه (از باده‌ی عشق) و دوستانه، زیرا آن یار (معشوق) وارد شد (تجلی کرد).” این بیت به دعوت به وجد و سماع در پی حضور معشوق و رهایی از خودی در رقص عشق، تأکید دارد.

یک حمله دیگر همه دامن بگشاییم کز بهر نثار آن شه دربار درآمد

یک بار دیگر همگی دامن (خود) را بگشاییم (آماده‌ی بخشش و فداکاری شویم)،” “زیرا آن شاه دربار (معشوق الهی یا پیر کامل) برای نثار (و بخشش فیض) وارد شد.” این بیت به آمادگی عاشقان برای فداکاری و نثار هستی خود در برابر فیض‌بخشی معشوق، اشاره دارد.


گشایش‌ها و بیداری معنوی

مولانا به گشایش‌های معنوی و بیداری اشاره می‌کند:

یک حمله دیگر به شکرخانه درآییم کز مصر چنین قند به خروار درآمد

یک بار دیگر به شکرخانه (مکان شیرینی و لذت‌های معنوی) وارد شویم،” “زیرا از مصر (مبدا اصلی فیض و حکمت) چنین قند (شیرینی و معرفت) به مقدار زیاد (خروار) وارد شد.” این بیت به فراوانی فیض و معرفت الهی که مانند قند از مصر حکمت سرچشمه می‌گیرد و در دسترس همگان قرار گرفته، اشاره دارد.

یک حمله دیگر بنه خواب بسوزیم زیرا که چنین دولت بیدار درآمد

یک بار دیگر بستر خواب (غفلت و بی‌خبری) را بسوزانیم (آن را از بین ببریم)،” “زیرا چنین بخت بیدار و سعادتی (دولت بیدار) وارد شد (حاصل گشت).” این بیت به لزوم رهایی از خواب غفلت و بیداری درونی در پرتو حضور فیض الهی، تأکید دارد.


رهایی از بندها و قدرت عشق

مولانا به رهایی از بندها و قدرت عشق اشاره می‌کند:

یک حمله دیگر به شب این پاس بداریم کان لولی شب دزد به اقرار درآمد

یک بار دیگر این شب (شب ظلمانی نفس یا مشکلات) را پاس بداریم (مراقبت کنیم)،” “زیرا آن لولی شب‌دزد (اشاره به شیطان یا نفس اماره که در شب غفلت می‌دزدد) به اقرار (تسلیم و ناتوانی) درآمد.” این بیت به غلبه بر نفس و شیاطین درونی در پرتو بیداری معنوی و تسلیم آن‌ها در برابر نور حق، اشاره دارد.

یک حمله دیگر برسان باده که مستی در عربده ویران شده دستار درآمد

یک بار دیگر باده (شراب عشق) را برسان (به ما بده)، زیرا مستی (از شدت شور)؛” “دستار (نماد مقام و آبرو) را در عربده (شور و فریاد) ویران کرد (از بین برد).” این بیت به شدت مستی عارفانه که تمام قید و بندهای ظاهری و مقام دنیوی را از بین می‌برد و انسان را از خود بی‌خود می‌کند، اشاره دارد.


الهامات غیبی و معجزات

مولانا به الهامات غیبی و معجزات الهی اشاره می‌کند:

یک حمله دیگر به سلیمان بگراییم کان هدهد پرخون شده منقار درآمد

یک بار دیگر به سوی سلیمان (ع) (نماد فرمانروای بر حق یا مقام نبوت) متمایل شویم (به او توسل کنیم)،” “زیرا آن هدهد (نماد الهام غیبی یا رسول معنوی) با منقار پرخون (نشانه‌ی زحمت و از خود گذشتگی در راه رسیدن پیام) وارد شد.” این بیت به اهمیت الهامات غیبی و پیام‌های معنوی که با زحمت و از خودگذشتگی به سالک می‌رسد، اشاره دارد.

این شربت جان پرور جان بخش چه ساقیست از دست مسیحی که به بیمار درآمد

این شربت جان‌پرور و جان‌بخش (شراب عشق و معرفت) چه ساقی (عظیم و با کرامتی) دارد؟” “که از دست مسیحی (ساقی، اشاره به حضرت عیسی (ع) یا معشوقِ دم‌مسیحایی) به بیمار (عاشق نیازمند) رسید.” این بیت به خاصیت شفابخش و حیات‌بخش عشق الهی که توسط ساقی مسیحا‌دم (معشوق یا پیر کامل) به جان‌های خسته می‌رسد، اشاره دارد.


غلبه بر غم و گشایش امور

مولانا به غلبه بر غم‌ها و گشایش امور اشاره می‌کند:

اکنون بزند گردن غم‌های جهان را کاقبال تو چون حیدر کرار درآمد

اکنون (عشق تو یا اقبال تو) گردن غم‌های جهان را خواهد زد (آنها را نابود خواهد کرد)،” “زیرا بخت و اقبال تو مانند حیدر کرار (حضرت علی (ع)، نماد شجاعت و پیروزی) وارد شد.” این بیت به قدرت عشق الهی در از بین بردن تمام غم‌ها و مشکلات، همانند شجاعت و پیروزی حیدر کرار، تأکید دارد.

دارالحرج امروز چو دارالفرجی شد کان شادی و آن مستی بسیار درآمد

دارالحرج (مکان سختی و مشقت) امروز مانند دارالفرج (مکان راحتی و آسایش) شد،” “زیرا آن شادی و آن مستی فراوان (از باده‌ی عشق) وارد شد.” این بیت به تبدیل سختی‌ها و مشقت‌ها به راحتی و آسایش با حضور شادی و مستی ناشی از عشق الهی، اشاره دارد.


سکوت عارفانه و سخن گفتن بی لب

مولانا در پایان غزل، به لزوم سکوت عارفانه و سخن گفتن بی‌زبان اشاره می‌کند:

بربند لب اکنون که سخن گستر بی‌لب بی حرف سیه روی به گفتار درآمد

اکنون لب‌ها را ببند، زیرا آن گسترنده‌ی سخن که لب ندارد (حقیقت بی‌نیاز از واسطه)،” “بدون حروف و سیاه کردن صفحه (بدون نیاز به نوشتن و سخن گفتن ظاهری) به گفتار (تجلی و ظهور) درآمد.” این بیت به لزوم سکوت در برابر حضور حقیقت الهی که خود بی‌واسطه و بی‌کلام در حال تجلی و بیان است، اشاره دارد.


نکات مهم

  • تجدید مستی و فیض: عشق الهی باعث تجدید شور و حال و برکت‌خیزی درونی و بیرونی می‌شود.
  • دعوت به سماع و بخشش: حضور معشوق دعوت‌کننده‌ی رقص عرفانی، فداکاری و نثار هستی است.
  • بیداری از غفلت: فیض الهی بیدارکننده از خواب غفلت و باعث غلبه بر نفس و شیاطین درونی است.
  • مستی عشق و رهایی از قید: شدت مستی عشق، تمام تعلقات ظاهری و مقام دنیوی را از بین می‌برد.
  • الهامات غیبی و ساقی مسیحا‌دم: پیام‌های معنوی با زحمت و از خودگذشتگی می‌رسند و عشق الهی توسط ساقی با کرامت، شفا و حیات می‌بخشد.
  • غلبه بر غم‌ها: قدرت عشق الهی می‌تواند تمام غم‌ها و مشکلات را از بین ببرد و سختی‌ها را به آسانی تبدیل کند.
  • سکوت در حضور حقیقت: در اوج تجلی حقیقت، نیازی به گفتار نیست و حقیقت خود بی‌واسطه سخن می‌گوید.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: