تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 645 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 645 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 645 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۶۴۵ دیوان شمس مولانا

بار دگر آن آب به دولاب درآمد
وان چرخه گردنده در اشتاب درآمد

بار دگر آن جان پر از آتش و از آب
در لرزه چو خورشید و چو سیماب درآمد

بار دگر آن صورت پنهانی عالم
از روزن جان دوش چو مهتاب درآمد

خورشید که می‌درد از او مشرق و مغرب
از لطف بود گر به سطرلاب درآمد

بار دگر آن صبح بخندید و بتابید
تا خفته صدساله هم از خواب درآمد

بار دگر آن قاضی حاجات ندا کرد
خیزید که آن فاتح ابواب درآمد

بار دگر از قبله روان گشت رسالت
در گوش محمد چو به محراب درآمد

چون رفت محمد به در خیبر ناسوت
نقبی بزد از نصرت و نقاب درآمد

از بیم ملک جمله فلک رخنه و در شد
وز بیم مسبب همه اسباب درآمد

آری لقبش بود سعادت بک عالم
زان پیش که اشخاص به القاب درآمد

بگشاد محمد در خمخانه غیبی
بسیار کسادی به می ناب درآمد

از بهر دل تشنه و تسکین چنین خون
آن جام می لعل چو عناب درآمد

خاموش کن امروز که این روز سخن نیست
زحمت مده آن ساقی اصحاب درآمد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۶۴۵ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۴۵ مولانا، غزلی پر از حرکت، تجدید و بیداری معنوی است. مولانا در این غزل، بر بازگشت فیض الهی و تجلی دوباره‌ی حقیقت، قدرت دگرگون‌کننده‌ی این تجلی، و نقش محوری پیامبر اکرم (ص) در گشایش درهای غیب و رساندن فیض به تشنگان تأکید می‌کند. این غزل سراسر نشانه‌هایی از حیات و طراوت دوباره‌ی معنوی است.


تجدید حیات و بازگشت فیض

مولانا غزل را با بیان تجدید حیات و بازگشت فیض آغاز می‌کند:

بار دگر آن آب به دولاب درآمد وان چرخه گردنده در اشتاب درآمد

بار دیگر آن آب (اشاره به فیض و حیات معنوی) به دولاب (چرخ آب، یعنی مجرای فیض‌رسانی) وارد شد.” “و آن چرخه (گردش عالم و نظام هستی) با شتاب (در اشتاب) به حرکت درآمد.” این بیت به بازگشت دوباره‌ی فیض الهی و سرعت گرفتن جریان حیات و رشد معنوی اشاره دارد.

بار دگر آن جان پر از آتش و از آب در لرزه چو خورشید و چو سیماب درآمد

بار دیگر آن جان (جان انسان یا جان جهان) که پر از آتش (شور و هیجان) و از آب (لطف و حیات) است،” “مانند خورشید و مانند جیوه (سیماب) به لرزه افتاد (از شدت تأثیر فیض و عشق به جنبش درآمد).” این بیت به تحول درونی و جنبش روحی انسان در پرتو فیض الهی که توأم با شور و لطافت است، اشاره دارد.


تجلی حقیقت و بندگشایی

مولانا به تجلی حقیقت و قدرت بندگشایی آن اشاره می‌کند:

بار دگر آن صورت پنهانی عالم از روزن جان دوش چو مهتاب درآمد

بار دیگر آن صورت پنهان عالم (حقیقت پنهان هستی و معشوق)،” “دیشب (دوش) مانند مهتاب از روزنه‌ی جان (وجود انسان) آشکار شد (تجلی یافت).” این بیت به تجلی حقیقت پنهان در باطن انسان و روشنایی‌بخشیدن آن به جان، اشاره دارد.

خورشید که می‌درد از او مشرق و مغرب از لطف بود گر به سطرلاب درآمد

خورشید (نور حقیقت) که مشرق و مغرب (تمام عالم) را از هم می‌شکافد (و با نور خود پر می‌کند)،” “از روی لطف است اگر در اسطرلاب (وسیله‌ای کوچک برای رصد ستارگان) جای گیرد (یعنی در فهم و ادراک محدود انسان بگنجد).” این بیت به عظمت بی‌کران حقیقت و لطف او در تجلی یافتن در ظرف کوچک فهم و ادراک انسان، اشاره دارد.


بیداری خفتگان و نقش پیامبر اکرم (ص)

مولانا به بیداری خفتگان و نقش محوری پیامبر اکرم (ص) اشاره می‌کند:

بار دگر آن صبح بخندید و بتابید تا خفته صدساله هم از خواب درآمد

بار دیگر آن صبح (صباح ازل، نور حقیقت) خندید و تابید (ظاهر شد و نورافشانی کرد)،” “تا حتی کسی که صد سال در خواب بود (از غفلت) نیز از خواب بیدار شد (و به بیداری معنوی رسید).” این بیت به قدرت بیداری‌بخش نور حقیقت که حتی غافلان طولانی‌مدت را نیز بیدار می‌کند، اشاره دارد.

بار دگر آن قاضی حاجات ندا کرد خیزید که آن فاتح ابواب درآمد

بار دیگر آن قاضی حاجات (خداوند، برآورنده‌ی نیازها) ندا داد (و فرمود):” “برخیزید، زیرا آن گشاینده‌ی درها (فاتح ابواب، اشاره به پیامبر اکرم (ص) یا عشق الهی) وارد شد (ظاهر گشت).” این بیت به دعوت الهی برای بیداری و استقبال از گشایش‌گر درهای فیض و رحمت، اشاره دارد.

بار دگر از قبله روان گشت رسالت در گوش محمد چو به محراب درآمد

بار دیگر رسالت (پیام الهی) از جانب قبله (مبدأ هستی و حق) روان شد (به حرکت درآمد)،” “و در گوش محمد (ص) (در محراب عبادت) وارد شد.” این بیت به نزول وحی و پیام الهی بر پیامبر اکرم (ص) و نقش او به عنوان واسطه‌ی رسالت، اشاره دارد.


پیروزی پیامبر (ص) و رهایی از مادیات

مولانا به پیروزی پیامبر (ص) و رهایی از مادیات اشاره می‌کند:

چون رفت محمد به در خیبر ناسوت نقبی بزد از نصرت و نقاب درآمد

هنگامی که محمد (ص) به سوی درِ خیبر ناسوت (حصار دنیا و جسمانیت) رفت،” “با کمک و یاری (نصرت الهی) نقبی زد (شکافی ایجاد کرد) و از نقاب (حجاب‌های ناسوت) بیرون آمد (غلبه کرد).” این بیت به غلبه‌ی پیامبر اکرم (ص) بر موانع مادی و نفسانی (خیبر ناسوت) با یاری الهی و رهایی از حجاب‌ها، اشاره دارد.

از بیم ملک جمله فلک رخنه و در شد وز بیم مسبب همه اسباب درآمد

از بیم (عظمت) فرمانروایی (ملک الهی)، تمام آسمان‌ها (فلک) پر از شکاف و در (آشفتگی و تغییر) شد.” “و از بیم (عظمت) مسبب (خداوند، عامل اصلی)، تمام اسباب (ظاهری و وسایل) (به حرکت و تجلی) درآمدند.” این بیت به عظمت و قدرت بی‌نظیر اراده الهی که همه‌ی عالم را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هر سببی را به حرکت در می‌آورد، اشاره دارد.


سعادت و گشایش خمخانه غیب

مولانا به مفهوم سعادت و گشایش خمخانه غیب اشاره می‌کند:

آری لقبش بود سعادت بک عالم زان پیش که اشخاص به القاب درآمد

آری، لقب (اصلی) او (حقیقت یا وجود ازلی) سعادت برای تمام عالم بود،” “پیش از آنکه اشخاص و موجودات با القاب و نام‌ها شناخته شوند.” این بیت به اصالت سعادت الهی و خیر مطلق بودن حق از ازل، پیش از ظهور کثرات و نامگذاری‌ها، اشاره دارد.

بگشاد محمد در خمخانه غیبی بسیار کسادی به می ناب درآمد

محمد (ص) درِ خمخانه‌ی غیب (منبع فیوضات و معارف پنهانی) را گشود،” “و بسیاری از کسادی‌ها (رکود و بی‌بهره‌گی‌های معنوی) با (آمدن) شراب ناب (معرفت الهی) از بین رفت.” این بیت به نقش پیامبر اکرم (ص) در گشایش درهای علم و معرفت غیبی برای امت و از بین بردن جهل و کسادی معنوی، اشاره دارد.


جام لعل و سکوت عارفانه

مولانا در پایان غزل، به جام شراب عشق و لزوم سکوت اشاره می‌کند:

از بهر دل تشنه و تسکین چنین خون آن جام می لعل چو عناب درآمد

برای دل‌های تشنه (عاشقان طالب) و برای تسکین چنین خون (شور و هیجان عشق که گاهی به جنون می‌انجامد)،” “آن جام شراب لعل‌گون (سرخ و درخشان) مانند عناب (زیبا و دلنشین) ظاهر شد (به دست رسید).” این بیت به آمدن شراب عشق الهی برای سیراب کردن تشنگان و آرام کردن شور جنون‌آمیز عاشقان، اشاره دارد.

خاموش کن امروز که این روز سخن نیست زحمت مده آن ساقی اصحاب درآمد

امروز خاموش باش، زیرا امروز روز سخن نیست (بلکه روز شهود و مستی است).” “(زیرا) آن ساقی یاران (ساقی عرفانی، معشوق یا پیر) وارد شد (حضور یافت)؛ به او زحمت نده (با کثرت گفتار او را آشفته نکن).” این بیت به لزوم سکوت در حضور معشوق و ترجیح شهود بر گفتار در اوج مستی و وصال تأکید دارد.


نکات مهم

  • تجدید فیض الهی: فیض الهی دائماً در حال جریان و تجدید حیات در عالم است.
  • تحول جان در پرتو عشق: جان انسان در پرتو این فیض، با شور و لطف به جنبش درمی‌آید.
  • تجلی حقیقت پنهان: حقیقت عالم از روزنه جان آشکار می‌شود و حتی در ظرف کوچک انسان نیز تجلی می‌یابد.
  • بیداری از غفلت: نور حقیقت توانایی بیدار کردن حتی غافلان صد ساله را دارد.
  • نقش محوری پیامبر اکرم (ص): پیامبر (ص) فاتح ابواب (گشاینده درهای فیض)، واسطه رسالت، و غلبه‌کننده بر خیبر ناسوت است.
  • اصالت سعادت: سعادت و خیر، اصلی ازلی است که پیش از هر نام و لقبی وجود داشته است.
  • گشایش خمخانه غیب: پیامبر اکرم (ص) راه معرفت غیبی را گشود و کسادی‌های معنوی را از بین برد.
  • لزوم سکوت در حضور معشوق: در اوج وصال و مستی، باید خاموش بود و به شهود پرداخت.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: