مطالب پیشنهادی![]()
چون جغد بود اصلش، کی صورتِ باز آید؟
چون سیر خورد مردم، کی بوی پیاز آید؟
چون افتد شیر نر از حمله حیز و غر
وز زخمهٔ کون خر کی بانگ نماز آید؟
پای تو شده کوچک از تنگی پاپوچک
پا برکش ای کوچک! تا پهن و دراز آید
بگشای به امیدی تو دیدهٔ جاویدی
تا تابش خورشیدش از عرش فراز آید
چنگا تو سری بر کن در حلقهٔ سر اندر کن
تو خویش تهیتر کن تا چنگ به ساز آید
غزل ۶۱۸ مولانا، غزلی پر از تمثیلات و استعارات قوی برای بیان اهمیت تغییر ماهیت، رهایی از محدودیتها، و تهی کردن خویش برای دریافت فیض الهی است. مولانا در این غزل، بر ناممکن بودن تغییر ذات بدون تحول درونی، لزوم گسترش وجود، و آمادگی برای دریافت الهامات غیبی تأکید میکند.
مولانا غزل را با بیان ناممکن بودن تغییر ذات و طینت آغاز میکند:
چون جغد بود اصلش، کی صورتِ باز آید؟ چون سیر خورد مردم، کی بوی پیاز آید؟
“هنگامی که ریشهی کسی جغد (نماد بدشگونی و تاریکی) باشد، چگونه میتواند به صورت باز (نماد تیزبینی و بلندپروازی) درآید؟” “هنگامی که کسی سیر بخورد، چگونه از او بوی پیاز (بوی نامطبوع دیگر) میآید؟” این بیت به ناممکن بودن تغییر ماهیت و طینت اصلی یک شیء یا شخص، بدون تحول بنیادین در آن اشاره دارد. (البته مولانا در اشعار دیگرش به امکان تحول نیز اشاره دارد، اما اینجا تأکید بر سختی و عدم امکان تغییر بدون ارادهی قوی است.)
چون افتد شیر نر از حمله حیز و غر وز زخمهٔ کون خر کی بانگ نماز آید؟
“چگونه ممکن است که شیر نر (نماد قدرت و شجاعت) از حمله کردن ناتوان و بیخاصیت (حیز و غر) شود؟” “و چگونه از زخم زدن بر کفل خر (کنایه از کاری بیفایده و پست)، بانگ نماز (نشانهی پاکی و عبودیت) برخیزد؟” این بیت نیز تأکید بر ناممکن بودن نتیجهی پاک و والا از کاری پست و بیارزش، و نیز دوری از عظمت در اثر ضعف و بیهمتی دارد.
مولانا به لزوم رهایی از محدودیتها و گسترش وجود اشاره میکند:
پای تو شده کوچک از تنگی پاپوچک پا برکش ای کوچک! تا پهن و دراز آید
“پای تو (وجود و ظرفیت تو) از تنگی کفش کوچک (پاپوچک، کنایه از تعلقات و محدودیتهای دنیوی) کوچک شده است.” “ای کسی که وجودت کوچک شده، پایت را از این کفش بیرون بکش (از این محدودیتها رها شو) تا (ظرفیت وجودت) پهن و دراز (گسترده و وسیع) شود.” این بیت به ضرورت رهایی از تعلقات مادی و افکار محدودکننده برای گسترش ظرفیت روحی و معنوی انسان اشاره دارد.
مولانا به لزوم گشودن چشم دل برای دریافت نور معنوی اشاره میکند:
بگشای به امیدی تو دیدهٔ جاویدی تا تابش خورشیدش از عرش فراز آید
“تو چشم جاودانهی (دیده جاویدی، کنایه از بصیرت باطنی) خود را با امید (به رحمت الهی) باز کن!” “تا تابش خورشید او (معشوق، حقیقت الهی) از عرش (بالاترین جایگاه هستی) به سوی تو فرود آید.” این بیت به اهمیت امید و گشودن چشم دل (بصیرت) برای دریافت فیض و نور الهی که از بالاترین مراتب وجود سرازیر میشود، اشاره دارد.
مولانا در پایان غزل، به تمثیل چنگ و لزوم تهی کردن خویش برای همنوایی با حق اشاره میکند:
چنگا تو سری بر کن در حلقهٔ سر اندر کن تو خویش تهیتر کن تا چنگ به ساز آید
“ای چنگ (وجود انسان، که باید مانند ساز نواخته شود)، سرت را بلند کن (خودت را آماده کن)! سرت را در حلقه (گوشهی) تار چنگ (محل نواختن) قرار بده!” “تو خودت را (از هرچه غیر حق است) تهیتر (خالیتر) کن تا (مانند) چنگ (با حق) همنوا و همساز شوی.” این بیت به لزوم خالی کردن وجود از خودی و تعلقات، و تسلیم کامل در برابر ارادهی الهی، تا انسان بتواند پذیرای الهامات و نوای حق باشد، اشاره دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر