تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 617 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 617 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 617 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۶۱۷ دیوان شمس مولانا

چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند
جان از پی آن باید تا عیش و طرب بیند

سر از پی آن باید تا مست بتی باشد
پا از پی آن باید کز یار تعب بیند

عشق از پی آن باید تا سوی فلک پرد
عقل از پی آن باید تا علم و ادب بیند

بیرون سبب باشد اسرار و عجایب‌ها
محجوب بود چشمی کو جمله سبب بیند

عاشق که به صد تهمت بدنام شود این سو
چون نوبت وصل آید صد نام و لقب بیند

ارزد که برای حج در ریگ و بیابان‌ها
با شیر شتر سازد یغمای عرب بیند

بر سنگ سیه حاجی زان بوسه زند از دل
کز لعل لب یاری او لذت لب بیند

بر نقد سخن جانا هین سکه مزن دیگر
کان کس که طلب دارد او کان ذهب بیند

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۶۱۷ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۱۷ مولانا، غزلی پر از نکات عمیق عرفانی درباره‌ی غایت وجود اعضای بدن و نیروی عشق، برتری شهود بر عقل جزئی، و ارزش بی‌کران وصال معشوق است. مولانا در این غزل، بر نفی ظاهربینی و لزوم رسیدن به حقیقت، رهایی از اسباب و ظواهر، و پاداش عظیم عاشقی تأکید می‌کند.

غایت وجود و کارکرد اعضا

مولانا غزل را با بیان غایت وجود هر عضو بدن در راستای عشق و وصال آغاز می‌کند:

چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند جان از پی آن باید تا عیش و طرب بیند

چشم برای آن باید باشد که چیزهای شگفت‌انگیز (عجایب) را ببیند (نه فقط ظواهر عادی را).” “جان برای آن باید باشد که عیش و طرب (شادی و لذت حقیقی) را درک کند.” این بیت به هدف والاتر از کارکرد ظاهری اعضای بدن، یعنی دیدن عجایب عالم غیب و درک لذت‌های معنوی اشاره دارد.

سر از پی آن باید تا مست بتی باشد پا از پی آن باید کز یار تعب بیند

سر (کنایه از وجود و فکر انسان) برای آن باید باشد که مست و بی‌خود از معشوق (بت، کنایه از معبود و دلبر زیبا) باشد.” “پا برای آن باید باشد که از رنج و سختی (تعب) در راه یار (معشوق) ببیند (و آن را بپذیرد).” این بیت به لزوم فنای عقل در عشق و تحمل مشقات در راه وصال معشوق تأکید دارد.

عشق از پی آن باید تا سوی فلک پرد عقل از پی آن باید تا علم و ادب بیند

عشق برای آن باید باشد که به سوی عالم بالا (فلک) پرواز کند.” “عقل برای آن باید باشد که علم و ادب (دانش و قوانین ظاهری) را ببیند.” این بیت به تفاوت ماهیت عشق و عقل اشاره دارد؛ عشق فراتر از عقل است و به پرواز در عوالم بالاتر منجر می‌شود، در حالی که عقل محدود به ظواهر و قواعد است.

رهایی از اسباب و پاداش عاشق

مولانا به ضرورت رهایی از ظواهر و اسباب و پاداش عظیم عاشق اشاره می‌کند:

بیرون سبب باشد اسرار و عجایب‌ها محجوب بود چشمی کو جمله سبب بیند

اسرار و عجایب (حقایق پنهان هستی) خارج از دایره‌ی اسباب و علل ظاهری هستند.” “چشمی که همواره فقط اسباب (علل ظاهری) را می‌بیند، محجوب و از دیدن حقیقت محروم است.” این بیت به اهمیت بصیرت و دیدن ورای اسباب و علل مادی برای درک اسرار غیبی اشاره دارد.

عاشق که به صد تهمت بدنام شود این سو چون نوبت وصل آید صد نام و لقب بیند

عاشقی که در این دنیا (ظاهر) به صد تهمت و افترا بدنام می‌شود،” “هنگامی که زمان وصال (معشوق) فرا رسد، صد نام و لقب (عزت و مقام) خواهد دید.” این بیت به پاداش عظیم عاشق در آخرت یا در عالم معنا، در برابر بدنامی و سختی‌های دنیوی اشاره دارد.

حج و حقیقت بوسه بر حجرالاسود

مولانا با تمثیل حج، به حقیقت پنهان در پس اعمال ظاهری اشاره می‌کند:

ارزد که برای حج در ریگ و بیابان‌ها با شیر شتر سازد یغمای عرب بیند

(وصال معشوق) به این می‌ارزد که برای (رسیدن به) حج (مقصود حقیقی)، در ریگزارها و بیابان‌ها (سختی‌ها و موانع راه)،” “با شیر شتر بسازد (با قناعت زندگی کند) و مورد غارت عرب (راهزنان یا نفس اماره) قرار گیرد (و این‌ها را تحمل کند).” این بیت به لزوم تحمل سختی‌ها و مشقات در راه رسیدن به مقصود حقیقی (وصال الهی)، حتی اگر به قیمت از دست دادن مال باشد، اشاره دارد.

بر سنگ سیه حاجی زان بوسه زند از دل کز لعل لب یاری او لذت لب بیند

حاجی از این رو بر سنگ سیاه (حجرالاسود) با دل و جان بوسه می‌زند،” “که (در این عمل ظاهری)، لذت بوسه بر لعل لب یار (معشوق حقیقی) را درک می‌کند.” این بیت به دید باطنی حاجی حقیقی اشاره دارد که در اعمال ظاهری حج، حقیقت معنوی و وصال با معشوق را می‌بیند و می‌چشد.

بی‌نیازی از سخن و رسیدن به گنجینه حقیقت

مولانا در پایان غزل، به بی‌نیازی از سخن و لزوم طلب حقیقت اشاره می‌کند:

بر نقد سخن جانا هین سکه مزن دیگر کان کس که طلب دارد او کان ذهب بیند

ای جان (مخاطب)، دیگر بر نقد سخن (سخنان ظاهری، دانش‌های حصولی) سکه (ارزش) نزن! (یعنی به ظاهر سخنان دل مبند).” “زیرا آن کس که طلب (حقیقی) دارد، او خود معدن طلا (کان ذهب، حقیقت ناب و گنجینه‌ی معارف) را می‌بیند.” این بیت به بی‌نیازی از دانش‌های ظاهری و کلام پس از دستیابی به حقیقت و شهود باطنی اشاره دارد.


نکات مهم

  • هدف والای وجود: اعضای بدن و قوای انسانی برای درک حقایق غیبی، مستی از عشق، و تحمل رنج در راه معشوق آفریده شده‌اند.
  • برتری عشق بر عقل: عشق، انسان را به عوالم بالاتر می‌برد، در حالی که عقل محدود به ظواهر است.
  • دیدن ورای اسباب: اسرار و عجایب هستی خارج از دایره علل ظاهری هستند؛ چشمی که فقط اسباب را ببیند، از حقیقت محجوب است.
  • پاداش عاشق: عاشق در دنیا ممکن است بدنام شود، اما در نهایت به مقام و عزت ابدی می‌رسد.
  • حقیقت حج و اعمال ظاهری: اعمال ظاهری حج، برای حاجی حقیقی، نماد وصال و چشیدن لذت‌های معنوی است.
  • رهایی از کلام و دستیابی به شهود: سالک واقعی با طلب حقیقت، از دانش‌های حصولی بی‌نیاز شده و به معدن معرفت می‌رسد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: