تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 616 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 616 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 616 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۶۱۶ دیوان شمس مولانا

چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند
جز پادشه بی‌چون قدر تو کجا داند

عالم ز تو پرنور‌ست ای دلبر دور از تو
حق تو زمین داند یا چرخ سما داند

این پرده نیلی را بادی‌ست که جنباند
این باد هوایی نی بادی که خدا داند

خرقه غم و شادی را دانی که که می‌دوزد
وین خرقه ز دوزنده خود را چه جدا داند

اندر دل آیینه دانی که چه می‌تابد
داند چه خیال است آن آن کس که صفا داند

شقه علم عالم هر چند که می‌رقصد
چشم تو علم بیند جان تو هوا داند

وان کس که هوا را هم داند که چه بیچاره‌ست
جز حضرت الاالله باقی همه لا داند

شمس الحق تبریزی این مکر که حق دارد
بی مهره تو جانم کی نرد دغا داند

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره ۶۱۶ دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل ۶۱۶ مولانا، غزلی عمیق و پر از پرسش‌های وجودی و ستایش مقام بی‌بدیل معشوق الهی است. مولانا در این غزل، بر والایی و بی‌مثالی معشوق که قدر او را جز ذات او نتوان شناخت، منشأ نور و حیات بودن او، و بی‌ثباتی ظواهر دنیا تأکید می‌کند. او همچنین، به نفوذ اراده‌ی الهی در تمام پدیده‌ها و نقش شمس تبریزی در گشایش حقایق اشاره دارد.

بی‌همتایی و شناخت‌ناپذیری معشوق

مولانا غزل را با تأکید بر بی‌همتایی معشوق و دشواری شناخت او آغاز می‌کند:

چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند جز پادشه بی‌چون قدر تو کجا داند

(ای معشوق!) چگونه هستی و چه کسی می‌تواند (با «چون» و «چگونه») وجود تو را درک کند تا قدر و منزلت تو را بشناسد؟” “جز پادشاه بی‌چون (خداوند، که بی‌شبیه و بی‌مثال است)، هیچ‌کس دیگری نمی‌تواند قدر و ارزش تو را بشناسد.” این بیت به تعالی و بی‌همتایی معشوق الهی و ناتوانی عقل بشری در درک حقیقت او اشاره دارد.

عالم ز تو پرنور‌ست ای دلبر دور از تو حق تو زمین داند یا چرخ سما داند

ای دلبر! عالم از نور تو پر است، اما تو از نظرها پنهانی (دور از تو).” “حق و عظمت تو را (در برابر این جهان وسیع) آیا زمین می‌داند یا چرخ آسمان؟ (هیچ کدام نمی‌توانند آن را تمام و کمال درک کنند).” این بیت به فراگیری نور معشوق در تمام هستی و ناتوانی حتی اجرام بزرگ آسمانی از درک تمام حقیقت او تأکید دارد.

نفوذ اراده الهی در پدیده‌ها

مولانا به نفوذ قدرت و اراده‌ی الهی در تمام پدیده‌ها اشاره می‌کند:

این پرده نیلی را بادی‌ست که جنباند این باد هوایی نی بادی که خدا داند

این پرده‌ی نیلی (آسمان) را بادی (قدرتی) به حرکت درمی‌آورد که آن را می‌جنباند.” “این باد، بادِ هوایی (باد معمولی) نیست؛ بلکه بادی است که فقط خدا از حقیقت آن آگاه است (و آن را ایجاد می‌کند).” این بیت به منشأ الهی و پنهانِ حرکات و پدیده‌های عالم اشاره دارد؛ هر حرکتی در جهان، از قدرت الهی سرچشمه می‌گیرد.

خرقه غم و شادی را دانی که که می‌دوزد وین خرقه ز دوزنده خود را چه جدا داند

آیا می‌دانی که چه کسی جامه‌ی (خرقه) غم و شادی را (بر تن انسان) می‌دوزد؟” “و این جامه (وجود انسان) چگونه می‌تواند خود را از دوزنده‌اش (خالقش) جدا بداند؟” این بیت به مقدر بودن غم و شادی از جانب خداوند و وحدت وجودی خالق و مخلوق اشاره دارد؛ هر آنچه بر انسان می‌گذرد، از اراده‌ی اوست.

بصیرت اهل صفا و حقیقت امور

مولانا به بصیرت اهل صفا و درک حقیقت امور توسط آنها اشاره می‌کند:

اندر دل آیینه دانی که چه می‌تابد داند چه خیال است آن آن کس که صفا داند

آیا می‌دانی در دل آیینه (وجود انسان) چه چیزی می‌تابد (منعکس می‌شود)؟” “آن کسی که صفا (خلوص و پاکی باطنی) دارد، می‌داند که آن (آنچه در آیینه می‌تابد)، تنها یک خیال و بازتاب است (نه حقیقت مطلق).” این بیت به اهمیت پاکی درون برای درک حقیقت جهان به عنوان تجلی و خیال الهی و نه واقعیتی مستقل اشاره دارد.

شقه علم عالم هر چند که می‌رقصد چشم تو علم بیند جان تو هوا داند

هرچند که بیرق علم عالم (ظواهر دانش و عقل جزئی) در حال اهتزاز و رقصیدن است (مورد توجه و تحسین است)،” “چشم تو (چشم ظاهری) آن بیرق را می‌بیند، اما جان تو (با بصیرت باطنی) می‌داند که آن (حرکت بیرق) از هوا (چیزی بی‌ثبات و غیرحقیقی) است.” این بیت به بی‌اعتباری ظواهر علم و دانش بشری در برابر حقیقت باطنی و نفوذ اراده‌ی الهی (هوا) در پس هر جنبشی اشاره دارد.

فنای غیر حق و حضور حق مطلق

مولانا به فنای هرچه غیر حق است و حضور حق مطلق می‌پردازد:

وان کس که هوا را هم داند که چه بیچاره‌ست جز حضرت الاالله باقی همه لا داند

و آن کس که حتی هوا (نماد امور بی‌ثبات، یا نفس اماره) را هم می‌داند که چقدر ناتوان و بیچاره است،” “به جز حضرت “لا اله الا الله” (خداوند یکتا و حق مطلق)، باقی همه را “لا” (هیچ و فانی) می‌داند.” این بیت به رسیدن به مرحله‌ی توحید حقیقی که در آن هرچه غیر خداست، هیچ شمرده می‌شود، اشاره دارد.

نقش شمس تبریزی

مولانا در پایان غزل، شمس تبریزی را ستايش می‌کند و او را قادر به گشایش حقایق می‌داند:

شمس الحق تبریزی این مکر که حق دارد بی مهره تو جانم کی نرد دغا داند

ای شمس‌الحق تبریزی! این مکر (تدبیر و حکمت پنهان) که حق (خداوند) دارد،” “ای جان من، بدون مهره‌ی تو (بدون واسطه‌ی تو، بدون هدایت تو)، چه کسی می‌تواند شطرنج (نرد) فریب (دنیا و تدابیر الهی) را بفهمد؟” این بیت به نقش شمس تبریزی به عنوان راهنما و مرشد در درک تدابیر الهی و حقایق پنهان هستی اشاره دارد.


نکات مهم

  • بی‌همتایی و شناخت‌ناپذیری معشوق: هیچ کس جز خداوند نمی‌تواند قدر و حقیقت معشوق را درک کند.
  • فراگیری نور الهی: تمام عالم از نور معشوق پر است، اما او از ادراک ظاهری پنهان است.
  • نفوذ اراده الهی: هر حرکت و پدیده‌ای در جهان از اراده‌ی پنهان خداوند سرچشمه می‌گیرد.
  • جامه غم و شادی: غم و شادی مقدر الهی هستند و انسان نمی‌تواند خود را از این تقدیر جدا بداند.
  • بصیرت اهل صفا: اهل دل با خلوص باطنی، حقیقت امور را به عنوان تجلیات و خیالات الهی درک می‌کنند.
  • بی‌اعتباری ظواهر: دانش ظاهری و هر آنچه بر پایه‌ی “هوا” است، بی‌اعتبار است.
  • توحید حقیقی: درک توحید حقیقی به معنای هیچ انگاشتن هرچه غیر خداست.
  • نقش شمس تبریزی: شمس تبریزی مرشدی است که به سالکان در درک تدابیر الهی و حقایق پنهان کمک می‌کند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: