مطالب پیشنهادی![]()
ای خواجه بازرگان از مصر شکر آمد
وان یوسف چون شکر ناگه ز سفر آمد
روح آمد و راح آمد معجون نجاح آمد
ور چیز دگر خواهی آن چیز دگر آمد
آن میوه یعقوبی وان چشمه ایوبی
از منظره پیدا شد هنگام نظر آمد
خضر از کرم ایزد بر آب حیاتی زد
نک زهره غزل گویان در برج قمر آمد
آمد شه معراجی شب رست ز محتاجی
گردون به نثار او با دامن زر آمد
موسی نهان آمد صد چشمه روان آمد
جان همچو عصا آمد تن همچو حجر آمد
زین مردم کارافزا زین خانه پرغوغا
عیسی نخورد حلوا کاین آخور خر آمد
چون بسته نبود آن دم در شش جهت عالم
در جستن او گردون بس زیر و زبر آمد
آن کو مثل هدهد بیتاج نبد هرگز
چون مور ز مادر او بربسته کمر آمد
در عشق بود بالغ از تاج و کمر فارغ
کز کرسی و از عرشش منشور ظفر آمد
باقیش ز سلطان جو سلطان سخاوت خو
زو پرس خبرها را کو کان خبر آمد
غزل ۶۱۳ مولانا، غزلی پر از استعارات قرآنی و شخصیتهای عرفانی است که بر ظهور معشوق و تأثیرات شگرف او بر عالم هستی و جان انسان تأکید دارد. مولانا در این غزل، وصول معشوق را به بازگشت یوسف از سفر، آمدن روح و راح، و ظهور معجزات انبیا تشبیه میکند. او همچنین، به نکوهش دنیاپرستی و عظمت عشق الهی میپردازد.
مولانا غزل را با بشارت ظهور معشوق و پیامدهای مثبت آن آغاز میکند:
ای خواجه بازرگان از مصر شکر آمد وان یوسف چون شکر ناگه ز سفر آمد
“ای خواجه بازرگان (اشاره به بازرگانان عالم معنا، یا مخاطب عمومی)، شکر (شیرینی و فیض) از مصر (کشور مصر، یا نماد عالم غیب) آمد.” “و آن یوسف (معشوق زیبا و دلربا) که همچون شکر شیرین است، ناگهان از سفر (غیبت) بازگشت.” این بیت به بازگشت معشوق غایب و فیضرسانی او، شبیه به بازگشت حضرت یوسف به کنعان، اشاره دارد.
روح آمد و راح آمد معجون نجاح آمد ور چیز دگر خواهی آن چیز دگر آمد
“روح (لطف الهی، یا جانبخش هستی) آمد و راح (آرامش و آسودگی) آمد.” “معجون نجاح (داروی موفقیت و رستگاری) نیز آمد.” “و اگر چیز دیگری (فراتر از اینها) میخواهی، آن چیز دیگر (که تو را بینیاز میکند) نیز آمد.” این بیت به فراگیری و کمال فیضی که با ظهور معشوق (حق) حاصل میشود، اشاره دارد.
مولانا به تجلیات معشوق در قالب معجزات انبیا اشاره میکند:
آن میوه یعقوبی وان چشمه ایوبی از منظره پیدا شد هنگام نظر آمد
“آن میوهای که باعث بینایی یعقوب شد (پیراهن یوسف، کنایه از تجلی معشوق) و آن چشمهای که برای ایوب (ع) شفا بود (چشمهی آب معجزهآسا)،” “از منظر (دیدگان) پدیدار شد و هنگام نظر (مشاهدهی حقایق) فرارسید.” این بیت به قدرت بیناییبخشی و شفابخشی معشوق، شبیه به معجزات انبیا اشاره دارد.
خضر از کرم ایزد بر آب حیاتی زد نک زهره غزل گویان در برج قمر آمد
“خضر (نماد مرشد کامل یا فیض الهی) از کرم خداوند، بر آب حیات (آب زندگانی جاوید) ضربهای زد (تا جاری شود).” “بنگر که زهره (ستارهی زهره، نماد زیبایی و شور) غزلخوان (شادمان و شوریده) در برج قمر (جایگاه معشوق، یا مقام کمال) ظاهر شد.” این بیت به جریان یافتن فیض الهی و ظهور زیبایی و شور در پرتو حضور معشوق اشاره دارد.
آمد شه معراجی شب رست ز محتاجی گردون به نثار او با دامن زر آمد
“شاه معراجکننده (کنایه از پیامبر اکرم (ص) یا روح قدسی معشوق) آمد، و شب (ظلمت جهل یا دنیا) از نیاز و محتاجی رها شد.” “گردون (آسمان و جهان) برای نثار قدم او، با دامن پر از زر (با ارزشمندترین چیزها) آمد (پیشکش کرد).” این بیت به آمدن معشوق به عنوان نجاتبخش و بینیازکننده، و تقدیم هستی به او اشاره دارد.
موسی نهان آمد صد چشمه روان آمد جان همچو عصا آمد تن همچو حجر آمد
“(مانند معجزهی موسی)، معشوق به صورت پنهان آمد، (و با آمدنش) صد چشمه (از فیوضات) جاری شد.” “جان (عاشق) مانند عصای موسی شد (که بر اثر آن معجزه پدید آمد) و تن (عاشق) مانند سنگ (حجر) شد (که از آن چشمهها جوشید).” این بیت به قدرت معشوق در جاری ساختن فیوضات از درون عاشق، شبیه به معجزهی عصای موسی و چشمههای جاری از سنگ اشاره دارد.
مولانا به نکوهش دنیاپرستی و برتری عشق حقیقی میپردازد:
زین مردم کارافزا زین خانه پرغوغا عیسی نخورد حلوا کاین آخور خر آمد
“از این مردم دنیاپرست (کارافزا) و این خانهی پر از هیاهو (دنیا)،” “عیسی (ع، نماد روح و حقیقت) حلوا (لذتهای مادی) نمیخورد، زیرا این (دنیا) آخور خر (جایگاه حیوانات و امور پست) است.” این بیت به پرهیز عیسی (ع) از دنیا و بیارزشی آن در نظر بزرگان دین اشاره دارد.
چون بسته نبود آن دم در شش جهت عالم در جستن او گردون بس زیر و زبر آمد
“چون در آن لحظه (زمان ظهور معشوق)، درهای شش جهت عالم (تمام ابعاد هستی) بسته نبود (و راه گشاده بود)،” “گردون (آسمان و جهان) در جستجوی او (معشوق)، بسیار زیر و رو شد (دگرگون گشت).” این بیت به گشوده شدن درهای عالم با ظهور معشوق و دگرگونی بینهایت هستی در جستجوی او اشاره دارد.
آن کو مثل هدهد بیتاج نبد هرگز چون مور ز مادر او بربسته کمر آمد
“آن کسی که مانند هدهد (نماد رسول حق، مانند هدهد سلیمان) هرگز بدون تاج (عزت و مقام) نبود،” “مانند مور (نماد فروتنی) از مادر خود (کنایه از عالم طبیعت یا وجود مادی)، با کمر بسته (آماده به خدمت) آمد.” این بیت به تواضع و فروتنی معشوق یا مرشد کامل، با وجود مقام والای خود، در خدمت حق اشاره دارد.
مولانا به کمال عشق و مقام معشوق اشاره میکند:
در عشق بود بالغ از تاج و کمر فارغ کز کرسی و از عرشش منشور ظفر آمد
“(کسی که) در عشق به بلوغ رسید، از هرگونه تاج و کمر (مقام و منصب ظاهری) بینیاز شد.” “زیرا از کرسی (جایگاه حکومت) و از عرش او (معشوق، جایگاه والای الهی)، منشور پیروزی و ظفر (اجازهی پیروزی و سلطنت معنوی) برای او آمد.” این بیت به بینیازی عاشق کامل از مقامات دنیوی و کسب مقام معنوی از خود حق اشاره دارد.
باقیش ز سلطان جو سلطان سخاوت خو زو پرس خبرها را کو کان خبر آمد
“بقیهی (اخبار و حقایق) را از سلطان (شمس تبریزی) بجوی، آن سلطان که طبعی بخشنده و سخاوتمند دارد.” “خبرهای (حقیقی) را از او بپرس، زیرا او سرچشمهی (کان) همه خبرها و حقایق است.” این بیت به مقام والای شمس تبریزی به عنوان منبع علم و معرفت و سخاوت معنوی اشاره دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر