مطالب پیشنهادی![]()
آن مه که ز پیدایی در چشم نمیآید
جان از مزه عشقش بیگشن همیزاید
عقل از مزه بویش وز تابش آن رویش
هم خیره همیخندد هم دست همیخاید
هر صبح ز سیرانش میباشم حیرانش
تا جان نشود حیران او روی بننماید
هر چیز که میبینی در بیخبری بینی
تا باخبری والله او پرده بنگشاید
دم همدم او نبوَد جان محرم او نبوَد
و اندیشه که این داند او نیز نمیشاید
تن پرده بدوزیده جان برده بسوزیده
با این دو مخالف دل بر عشق بنبساید
دو لشکر بیگانه تا هست در این خانه
در چالش و در کوشش جز گرد بنفزاید
در زیر درخت او میناز به بخت او
تا جان پر از رحمت تا حشر بیاساید
از شاه صلاح الدین چون دیده شود حقبین
دل رو به صلاح آرد جان مشعله برباید
غزل ۵۹۶ مولانا، غزلی عمیق و پر از رمز و راز دربارهی ماهیت معشوق الهی و رابطهی پنهان او با سالک است. مولانا در این غزل، بر نامرئی بودن معشوق به دلیل شدت پیدایی، تأثیر حیرتانگیز او بر عقل و جان، و شرط بیداری و بیخبری برای درک او تأکید میکند. او همچنین به موانع درونی وصال و نقش صلاحالدین زرکوب در هدایت معنوی اشاره دارد.
مولانا غزل را با توصیف نامرئی بودن معشوق به دلیل شدت حضورش آغاز میکند:
آن مه که ز پیدایی در چشم نمیآید جان از مزه عشقش بیگشن همیزاید
“آن ماه (معشوق الهی) از فرط آشکار بودن و پیدایی، در چشم (عادی) نمیآید و دیده نمیشود.” (همانند خورشید که از شدت نور نمیتوان مستقیم به آن نگاه کرد). “جان (عاشق) از مزه (لذت) عشق او، بیآنکه نیاز به چیدن (گشن) داشته باشد، مدام میزاید (متولد میشود و رشد میکند).” این بیت به حضور فراگیر و پنهان معشوق و تأثیر جانبخش و خودجوش عشق او بر روح اشاره دارد.
عقل از مزه بویش وز تابش آن رویش هم خیره همیخندد هم دست همیخاید
“عقل (عقل جزئی انسان) از بوی خوش او (معشوق) و از تابش روی او (جمالش)، “هم خیره و متحیر میخندد و هم دست بر هم میساید (از حیرت و درماندگی).” این بیت به شگفتی و تحیر عقل در برابر عظمت و جمال معشوق و ناتوانی آن از درک کامل او اشاره دارد.
مولانا به شرط دیدار معشوق و موانع پنهان درونی میپردازد:
هر صبح ز سیرانش میباشم حیرانش تا جان نشود حیران او روی بننماید
“هر صبح (هر لحظه از بلوغ معنوی)، از گشت و گذار و تجلی او (معشوق) متحیر میشوم.” “اما او روی (جمال) خود را نشان نمیدهد، مگر اینکه جان (عاشق) به حیرت و فنا برسد.” این بیت به حیرت دائمی در برابر معشوق و شرط رسیدن به حیرت حقیقی برای دیدار او اشاره دارد.
هر چیز که میبینی در بیخبری بینی تا باخبری والله او پرده بنگشاید
“هر چیزی را که (به ظاهر و باطن) میبینی، در بیخبری (ناآگاهی از حقیقت مطلق و غفلت از خودی) میبینی.” “سوگند به خدا که تا زمانی که باخبر (آگاه به خود و ادعای وجود مستقل) هستی، او پرده را (از روی حقیقت) کنار نمیزند.” این بیت به اهمیت فنای از خود (بیخبری) برای درک حقیقت معشوق و برداشتن حجابها اشاره دارد.
دم همدم او نبوَد جان محرم او نبوَد و اندیشه که این داند او نیز نمیشاید
“نفس (هوای نفس) همدم او (معشوق) نیست و جان (محدود) محرم اسرار او نیست.” “و اندیشهای (عقل و تفکر) که ادعا کند این (حقیقت او) را میداند، آن هم شایستهی او (معشوق) نیست و نمیتواند او را درک کند.” این بیت به تعالی معشوق از درک علامت و فهم نفسانی و عقلانی اشاره دارد.
مولانا به تضادهای درونی و لزوم غلبه بر آنها میپردازد:
تن پرده بدوزیده جان برده بسوزیده با این دو مخالف دل بر عشق بنبساید
“تن، پردهای (حجاب) دوخته است (ایجاد کرده است) و جان (در اثر تعلقات) برده و سوخته است.” “با وجود این دو مخالف (تن و جان اسیر شده)، دل نمیتواند بر عشق (به طور کامل) تکیه کند و خود را وقف آن کند (بنبساید).” این بیت به موانع نفسانی و جسمانی که مانع از تسلیم کامل دل به عشق میشوند اشاره دارد.
دو لشکر بیگانه تا هست در این خانه در چالش و در کوشش جز گرد بنفزاید
“تا زمانی که دو لشکر بیگانه (نفس اماره و عقل جزئی، یا تن و جان محدود) در این خانه (وجود انسان) هستند، “در چالش و کشمکش و کوششهایشان، جز گرد و غبار (اغتشاش و بیحاصلی) چیزی اضافه نخواهد شد.” این بیت به نزاع درونی و بینتیجه بودن تلاشها تا زمانی که تضادهای درونی حل نشدهاند اشاره دارد.
مولانا به آرامش ابدی در پناه معشوق و نقش صلاحالدین زرکوب میپردازد:
در زیر درخت او میناز به بخت او تا جان پر از رحمت تا حشر بیاساید
“در زیر درخت او (در پناه و سایهی رحمت معشوق)، به بخت و اقبال خود بناز.” “تا (با این کار) جان تو پر از رحمت شود و تا روز قیامت در آرامش باشد (بیاساید).” این بیت به لزوم پناه بردن به معشوق برای کسب رحمت و آرامش ابدی اشاره دارد.
از شاه صلاح الدین چون دیده شود حقبین دل رو به صلاح آرد جان مشعله برباید
“هنگامی که (در پرتو تربیت) شاه صلاحالدین (زرکوب)، چشم (انسان) حقبین شود، ” دل رو به صلاح و درستی میآورد و “جان مشعله (نور و هدایت) را برمیگیرد و به سوی حقیقت میرود.” این بیت به نقش مهم صلاحالدین زرکوب (یا مرشد کامل) در بصیرتبخشی و هدایت سالک به سوی صلاح و معرفت اشاره دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر