مطالب پیشنهادی![]()
اگر چرخ وجود من از این گردش فروماند
بگرداند مرا آن کس که گردون را بگرداند
اگر این لشکر ما را ز چشم بد شکست افتد
به امر شاه لشکرها از آن بالا فروآید
اگر باد زمستانی کند باغ مرا ویران
بهار شهریار من ز دی انصاف بستاند
شمار برگ اگر باشد یکی فرعون جباری
کف موسی یکایک را به جای خویش بنشاند
مترسان دل مترسان دل ز سختیهای این منزل
که آب چشمه حیوان بتا هرگز نمیراند
رَأَیْناکُمْ رأَیْناکُمْ وَ اَخْرَجْنا خَفایاکُمْ
فَإِنْ لَمْ تَنْتَهُوا عَنْها فَإِیّانا وَ إیّاکُمْ
وَ اِنْ طُفْتُمْ حَوالَینا وَ اَنْتُمْ نُورُ عَیْنَیْنا
فَلا تَسْتَیْئِسُوا مِنّا فَإِنَّ العَیْشَ اَحْیاکُمْ
شکسته بسته تازیها برای عشقبازیها
بگویم هر چه من گویم شهی دارم که بستاند
چو من خود را نمییابم سخن را از کجا یابم؟
همان شمعی که داد این را همو شمعم بگیراند
غزل ۵۹۲ مولانا، غزلی پر از امید، توکل و اطمینان به قدرت مطلق الهی است. مولانا در این غزل، با بیان اعتقاد راسخ خود به دست غیبی که همهچیز را اداره میکند، به غلبهی نهایی حق بر باطل، نجات از سختیها، و الهی بودن کلام عارف اشاره میکند. این غزل به مقام فنا و بیخودی عارف و منشأ الهی سخنان او نیز میپردازد.
مولانا غزل را با بیان توکل کامل خود به خداوند آغاز میکند:
اگر چرخ وجود من از این گردش فروماند بگرداند مرا آن کس که گردون را بگرداند
“اگر چرخ وجود من (سرنوشت یا حیات من) از این گردش (حرکت و سیر زندگی) بازایستد و متوقف شود، ” آن کس که خود گردون (چرخ فلک، آسمان) را میگرداند، مرا نیز خواهد گرداند و به حرکت درخواهد آورد.” این بیت به توکل مطلق به قدرت خداوند که قادر به ادارهی تمام هستی است، اشاره دارد.
اگر این لشکر ما را ز چشم بد شکست افتد به امر شاه لشکرها از آن بالا فروآید
“اگر این لشکر ما (جان و وجود ما یا سپاه حق) از چشم بد (حسد و نیروهای منفی) دچار شکست شود، “با فرمان شاه (خداوند یا معشوق)، لشکرهایی از آن بالا (عالم غیب) به کمک ما فرو خواهند آمد.” این بیت به حمایت غیبی الهی از عاشقان و سالکان در برابر نیروهای شر اشاره دارد.
اگر باد زمستانی کند باغ مرا ویران بهار شهریار من ز دی انصاف بستاند
“اگر باد زمستانی (سختیها، رنجها و امتحانهای روزگار) باغ مرا (قلب و وجودم را) ویران کند، ” بهار شهریار من (لطف و رحمت معشوق یا فیض الهی)، انتقام و حق مرا از دی (زمستان، نماد سختی) خواهد گرفت.” این بیت به پیروزی نهایی لطف الهی بر سختیها و جبران رنجها توسط معشوق اشاره دارد.
شمار برگ اگر باشد یکی فرعون جباری کف موسی یکایک را به جای خویش بنشاند
“اگر تعداد برگها (کثرات دنیوی، نیروهای باطل یا مشکلات بیشمار) به اندازهی یک فرعون جبار (طاغوت و ستمکار) باشد، ” دست موسی (قدرت الهی، یا معجزه) یکایک آنها را سر جای خود خواهد نشاند و رام خواهد کرد.” این بیت به قدرت بیکران الهی در غلبه بر هرگونه طغیان و کثرت باطلی اشاره دارد.
مولانا به اهمیت عدم ترس از سختیها و امید به حیات ابدی میپردازد:
مترسان دل مترسان دل ز سختیهای این منزل که آب چشمه حیوان بتا هرگز نمیراند
“ای دل، نترس! ای دل، نترس! از سختیها و دشواریهای این منزل (دنیای فانی یا مسیر سلوک).” “زیرا آب چشمهی حیوان (آب حیات، عشق الهی یا بقای در حق)، بتا (ای معشوق، ای محبوب من) هرگز کسی را نمیمیراند (بلکه جاودانه میکند).” این بیت به اطمینان از جاودانگی و بقا در پرتو عشق الهی و عدم ترس از مرگ و سختیها اشاره دارد.
مولانا در این بخش از زبان معشوق به سالکان تذکر میدهد:
رَأَیْناکُمْ رَأَیْناکُمْ وَ اَخْرَجْنا خَفایاکُمْ فَإِنْ لَمْ تَنْتَهُوا عَنْها فَإِیّانا وَ إیّاکُمْ
“شما را دیدیم، شما را دیدیم، و پنهانهایتان را آشکار کردیم.” “پس اگر از آنها (پنهانها و عیبهایتان) بازنایستید، ما میمانیم و شما! (یعنی ما از شما دوری میکنیم یا شما را به حال خود میگذاریم).” این ابیات، کلامی از سوی معشوق (یا حق) به سالکان است که بر اهمیت پاکی باطن، آشکار بودن اعمال نزد حق، و عواقب عدم توبه و بازگشت تأکید دارد.
وَ اِنْ طُفْتُمْ حَوالَینا وَ اَنْتُمْ نُورُ عَیْنَیْنا فَلا تَسْتَیْئِسُوا مِنّا فَإِنَّ العَیْشَ اَحْیاکُمْ
“و اگر به گرد ما (در طریق ما) طواف کردید، در حالی که شما نور چشمان مایید.” “پس از ما ناامید نشوید، زیرا (همین) زندگی (حیات معنوی که از ما میگیرید) شما را زنده کرده است.” این ابیات نیز از زبان معشوق است و به تشویق سالکان به تداوم طواف (سلوک)، ناامید نشدن از لطف حق با وجود خطاها، و یادآوری اینکه حیات حقیقیشان از اوست، میپردازد.
مولانا در نهایت به الهی بودن سخن خود و مقام فنا میپردازد:
شکسته بسته تازیها برای عشقبازیها بگویم هر چه من گویم شهی دارم که بستاند
“من (مولانا) عربیها را شکسته و بسته (با زبان عامیانه و غیر فصیح) برای عشقبازیها (بیان اسرار عشق) میگویم.” (یعنی کلام من هرچند ظاهری غیر فصیح دارد، اما حامل پیام عشق است). “هر چه من میگویم، شاهی (معشوق) دارم که آن را میستاند (تصدیق میکند و میپذیرد).” این بیت به عدم اهمیت ظاهر کلام در برابر حقیقت معنا، و تصدیق کلام عارف توسط معشوق (حق) اشاره دارد.
چو من خود را نمییابم سخن را از کجا یابم؟ همان شمعی که داد این را همو شمعم بگیراند
“هنگامی که من خود را (وجود خودیام را) نمییابم (در حال فنا هستم)، “پس سخن (کلامی که از من صادر میشود) را از کجا بیابم؟” (یعنی سخن از من نیست). “همان شمعی که این (سخن و الهام) را به من داد، هم او شمع (وجود) مرا نیز خواهد سوزاند و فنا خواهد کرد.” این بیت به مقام فنای مطلق عارف و الهی بودن کلام او که از منبع فیض الهی نشأت میگیرد، و آمادگی کامل برای فنای نهایی در آن منبع اشاره دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر