مطالب پیشنهادی![]()
شکایتها همیکردی که بهمن برگ ریز آمد
کنون برخیز و گلشن بین که بهمن بر گریز آمد
ز رعد آسمان بشنو تو آواز دهل یعنی
عروسی دارد این عالم که بستان پرجهیز آمد
بیا و بزم سلطان بین ز جرعه خاک خندان بین
که یاغی رفت و از نصرت نسیم مشک بیز آمد
بیا ای پاک مغز من ببو گلزار نغز من
به رغم هر خری کاهل که مشک او کمیز آمد
زمین بشکافت و بیرون شد از آن رو خنجرش خواندم
به یک دم از عدم لشکر به اقلیم حجیز آمد
سپاه گلشن و ریحان بحمدالله مظفر شد
که تیغ و خنجر سوسن در این پیکار تیز آمد
چو حلواهای بیآتش رسید از دیگ چوبین خوش
سر هر شاخ پرحلوا به سان کفچلیز آمد
به گوش غنچه نیلوفر همیگوید که یا عبهر
باستیز عدو می خور که هنگام ستیز آمد
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
مکن با او تو همراهی که او بس سست و حیز آمد
خمش باش و بجو عصمت سفر کن جانب حضرت
که نبود خواب را لذت چو بانگ خیز خیز آمد
غزل ۵۸۹ مولانا، غزلی پر از شور و شادمانی بهاری و رستاخیز معنوی است. مولانا در این غزل، با استفاده از تمثیلات طبیعت (آمدن بهار و پیروزی بر زمستان)، به غلبهی حق بر باطل، آغاز دوران وصال و فیض، و لزوم بیداری و حرکت به سوی حضرت حق اشاره میکند. این غزل سرشار از انرژی و دعوت به بهرهگیری از فرصتهای معنوی است.
مولانا غزل را با اشاره به پایان دوران سختی و آغاز شادی آغاز میکند:
شکایتها همیکردی که بهمن برگ ریز آمد کنون برخیز و گلشن بین که بهمن بر گریز آمد
“تو (ای انسان) همواره شکایت میکردی که ماه بهمن (زمستان، نماد سختی و فراق) برگها را میریزد (و مایه نابودی است).” “اما اکنون برخیز و به گلشن (عالم هستی یا جهان معنوی) نگاه کن که بهمن (ماه زمستان) در حال فرار است” (و دوران سختی به پایان رسیده). این بیت به پایان دوران سختی و آغاز دوران شادمانی و فیض معنوی اشاره دارد.
ز رعد آسمان بشنو تو آواز دهل یعنی عروسی دارد این عالم که بستان پرجهیز آمد
“از رعد آسمان، تو صدای دهل (طبل عروسی) را بشنو.” “یعنی این عالم (یا عالم معنا) در حال عروسی و جشن است، “زیرا بستان (گلستان هستی) پر از جهیزیه (نشانههای شادی و برکت) شده است.” این بیت به جشن بزرگ معنوی و عروسی حق و حقیقت در عالم هستی اشاره دارد که با نشانههایش (رعد) آشکار میشود.
بیا و بزم سلطان بین ز جرعه خاک خندان بین که یاغی رفت و از نصرت نسیم مشک بیز آمد
“بیا و بزم سلطان (بزم حق یا معشوق) را ببین” و “از جرعه (فیض) او، خاک را خندان ببین” (یعنی فیض او حتی به موجودات بیجان هم رسیده است). “زیرا یاغی (کژی و پلیدی یا شیطان) رفت” و “از پیروزی و نصرت (حق)، نسیم خوشبوی مشکافشان (فیض و رحمت الهی) وزیدن گرفت.” این بیت به پیروزی حق بر باطل و گسترش فیض و رحمت الهی در عالم اشاره دارد.
بیا ای پاک مغز من ببو گلزار نغز من به رغم هر خری کاهل که مشک او کمیز آمد
“بیا ای جان پاکسیرت من (پاک مغز من) و گلزار دلربا و زیبای من (گلزار نغز من) را بو کن (از آن بهره ببر).” “این کار به رغم هر شخص نادان و تنبلی است که بوی خوش او مانند کمیز (ادرار) است” (یعنی از بوی خوش معرفت و عشق بیبهره است). این بیت به دعوت به استفاده از فرصت معنوی برای اهل دل و تفاوت آنان با جاهلان و تنبلان اشاره دارد.
مولانا به تجلی حق از عدم و پیروزی آن اشاره میکند:
زمین بشکافت و بیرون شد از آن رو خنجرش خواندم به یک دم از عدم لشکر به اقلیم حجیز آمد
“زمین شکافته شد و چیزی از آن بیرون آمد، از آن رو آن را خنجر (نماد قدرت و پیروزی) نامیدم.” “در یک لحظه، لشکری از عالم عدم (نیستی، عالم غیب) به سرزمین حجاز (اقلیم حجیز، نماد سرزمین مقدس و تجلی حق) آمد.” این بیت به تجلی ناگهانی و قدرتمند حق از عالم غیب و پیروزی آن بر عالم ناسوت اشاره دارد.
سپاه گلشن و ریحان بحمدالله مظفر شد که تیغ و خنجر سوسن در این پیکار تیز آمد
“سپاه گلشن و ریحان (نیروهای زیبایی، لطافت و حق)، حمد خدا را که پیروز شدند.” “زیرا تیغ و خنجر سوسن (زیبایی و تجلی حق، که در ظاهر لطیف است اما در حقیقت برنده) در این نبرد تیز و کارآمد بود.” این بیت به پیروزی نیروهای خیر و زیبایی (حق) در نبرد با نیروهای تاریکی و زمستان (باطل) اشاره دارد.
چو حلواهای بیآتش رسید از دیگ چوبین خوش سر هر شاخ پرحلوا به سان کفچلیز آمد
“هنگامی که حلواهای بدون آتش (فیوضات و لذات معنوی بیزحمت) از دیگ چوبین (اشاره به عالم طبیعت یا وجود مادی) خوش و دلنشین رسیدند.” “هر سر شاخی پر از حلوا (نعمت و برکت) شد و مانند کفچلیز (کفچه بزرگ) به سوی ما آمد.” این بیت به برکات و فیوضات بیزحمت معنوی که از سوی حق به سالکان میرسد اشاره دارد.
مولانا به لزوم مقاومت در برابر وسوسهها و بیداری معنوی اشاره میکند:
به گوش غنچه نیلوفر همیگوید که یا عبهر باستیز عدو می خور که هنگام ستیز آمد
“به گوش غنچه نیلوفر (قلب سالک یا روح لطیف)، “همیگوید: “ای گنج گرانبها (یا عبهر)، “با ستم و دشمنی با نفس (عدو) به می (شراب عشق) نوشیدن ادامه بده، زیرا هنگام مبارزه و ستیز (با نفس) فرا رسیده است.” این بیت به ضرورت جهاد اکبر و مبارزه با نفس اماره برای رسیدن به معرفت و نوشیدن شراب عشق اشاره دارد.
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مکن با او تو همراهی که او بس سست و حیز آمد
(این مصرع، اشاره به وزن عروضی شعر است که مولانا از آن برای ایجاد وزن و تأکید استفاده کرده است.) “با او (نفس یا وسوسههای شیطانی) همراهی مکن، زیرا او بسیار سست و فرومایه (حیز) است.” این بیت به هوشیاری در برابر فریبندگیهای نفس و دوری از آن اشاره دارد.
خمش باش و بجو عصمت سفر کن جانب حضرت که نبود خواب را لذت چو بانگ خیز خیز آمد
“خاموش باش (از سخنان بیهوده) و عصمت (پاکی و دوری از گناه) را بجوی.” “سفر کن به سوی حضرت (حق).” “زیرا هنگامی که بانگ ‘برخیز، برخیز’ (دعوت به بیداری معنوی) بلند شد، دیگر خواب هیچ لذتی ندارد.” این بیت به اهمیت سکوت، پاکی و حرکت به سوی حق، و از دست رفتن لذت خواب غفلت در زمان بیداری معنوی اشاره دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر