مطالب پیشنهادی![]()
رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید
بیابد پاکی مطلق در او هر چه پلید آید
چه مقدارست مرجان را که گردد کفو مر، جان را
ولی تو آفتابی بین که بر ذره پدید آید
هزاران قفل و هر قفلی به عرض آسمان باشد
دو سه حرف چو دندانه بر آن جمله کلید آید
یکی لوحیست دل لایح در آن دریای خون سایح
شود غازی ز بعد آنک صد باره شهید آید
غلام موج این بحرم که هم عیدست و هم نحرم
غلام ماهیم که او ز دریا مستفید آید
هر آن قطره کز این دریا به ظاهر صورتی یابد
یقین میدان که نام او جنید و بایزید آید
درآ ای جان و غسلی کن در این دریای بیپایان
که از یک قطره غسلت هزاران داد و دید آید
خطر دارند کشتیها ز اوج و موج هر دریا
امان یابند از موجی کز این بحر سعید آید
چو عارف را و عاشق را به هر ساعت بود عیدی
نباشد منتظر سالی که تا ایام عید آید
غزل ۵۸۳ مولانا، غزلی عمیق و پر از تمثیل است که به سرچشمهی عشق، پاککنندگی آن و مقام عاشقان واصل میپردازد. مولانا در این غزل، عشق را دریایی بیکران معرفی میکند که هرچه پلیدی در آن پاک میشود و فیض آن حتی بر بزرگترین عارفان نیز جاری است. او بر اهمیت فنا در این دریا و بیزمانی شادی عارفان تأکید میورزد.
مولانا غزل را با توصیف مکانی ویژه آغاز میکند، جایی که عشق از آنجا برمیخیزد:
رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید بیابد پاکی مطلق در او هر چه پلید آید
“به بیابانی (عالم غیب یا فضای بیحدوحصر معنوی) رسیدم که عشق از آنجا پدیدار میشود.” در این بیابان، “هر چیز پلید و ناپاک، پاکی مطلق مییابد.” این بیت به منشأ الهی و پاککنندهی عشق اشاره دارد که قدرت تطهیر هرگونه ناپاکی را داراست.
چه مقدارست مرجان را که گردد کفو مر، جان را ولی تو آفتابی بین که بر ذره پدید آید
“مرجان (گوهر دریایی) چه ارزشی دارد که بتواند همتای جان (گوهر وجود انسان) باشد؟” “ولی تو آفتابی (معشوق الهی) را ببین که حتی بر کوچکترین ذره (ذرهای از هستی) آشکار میشود.” این بیت به تفاوت عظمت معشوق (آفتاب) با هر چیز مادی (مرجان) و حضور فراگیر او حتی بر ناچیزترین موجودات اشاره دارد.
هزاران قفل و هر قفلی به عرض آسمان باشد دو سه حرف چو دندانه بر آن جمله کلید آید
“هزاران قفل (حجابها و موانع) وجود دارد که هر یک به اندازهی آسمان بزرگ است.” اما “تنها دو سه حرف (کلمات و رموز عرفانی یا همان عشق)، مانند دندانهی کلید، بر تمام آن قفلها کلید میشود و آنها را میگشاید.” این بیت به قدرت عشق در گشودن همهی حجابها و رمزگشایی از اسرار هستی اشاره دارد.
مولانا دل را به لوح و دریای عشق تشبیه میکند و به مقام فنا اشاره دارد:
یکی لوحیست دل لایح در آن دریای خون سایح شود غازی ز بعد آنک صد باره شهید آید
“دل (انسان)، لوحی آشکار (لایح) است در آن دریای خون روان (دریای عشق سوزان و خونفشان).” (عاشق) “بعد از آنکه صدها بار شهید (فانی) میشود، غازی (پیروز و فاتح) میگردد.” این بیت به تحمل رنجها و فناهای پیاپی در مسیر عشق تا رسیدن به پیروزی حقیقی و بقا در حق اشاره دارد.
غلام موج این بحرم که هم عیدست و هم نحرم غلام ماهیم که او ز دریا مستفید آید
“من غلام موج این دریای عشق هستم، که هم عید (شادی و وصال) است و هم نحر (قربانی و فنا).” “من غلام ماهیام که او از دریا مستفیض میشود” (اشاره به ماهیای که خود در دل دریاست و از آن تغذیه میکند، یعنی خود عاشق که در دریای عشق فانی شده و از آن بهره میبرد). این بیت به تسلیم کامل عاشق در برابر امواج عشق و بهرهمندی او از فیض بیکران معشوق اشاره دارد.
هر آن قطره کز این دریا به ظاهر صورتی یابد یقین میدان که نام او جنید و بایزید آید
“هر قطرهای که از این دریای عشق (یعنی هر سالکی)، “در ظاهر صورتی (وجود و کمالی) مییابد، “یقین بدان که نام او (به بزرگی) جنید و بایزید (از بزرگان عرفان) میآید.” این بیت به مقام عالی عارفان واصل و کسب کمالات از فیض دریای عشق الهی اشاره دارد.
مولانا به اهمیت غسل در این دریای بیکران و پایداری شادی عارفان میپردازد:
درآ ای جان و غسلی کن در این دریای بیپایان که از یک قطره غسلت هزاران داد و دید آید
“ای جان، وارد شو و در این دریای بیکران (عشق) غسلی کن.” “زیرا از یک قطرهی غسل تو در آن، هزاران بخشش (داد) و دیدار (دید) الهی نصیبت میشود.” این بیت به اهمیت فنای کامل و پاکی در دریای عشق برای کسب فیوضات و کشف شهود بیشمار اشاره دارد.
خطر دارند کشتیها ز اوج و موج هر دریا امان یابند از موجی کز این بحر سعید آید
“کشتیها (وجود انسانها یا سالکان) از اوج و موج هر دریایی (دریاهای مادی و مجازی زندگی)، خطر (تهدید) دارند.” اما “از موجی که از این دریای سعید و مبارک (دریای عشق) میآید، امان مییابند و نجات پیدا میکنند.” این بیت به امنیت و نجات یافتن از خطرات دنیا با ورود به دریای عشق الهی اشاره دارد.
چو عارف را و عاشق را به هر ساعت بود عیدی نباشد منتظر سالی که تا ایام عید آید
“هنگامی که عارف و عاشق حقیقی در هر لحظه (هر ساعت) برایش عید و جشن است، “دیگر منتظر نمیماند که سال بگذرد و ایام عید (عیدهای تقویمی) فرا برسد.” این بیت به پایداری و بیزمانی شادی عارفان و عاشقان واقعی، که شادیشان وابسته به ایام خاص نیست، اشاره دارد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر