تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 550 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 550 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 550 دیوان شمس مولانا

پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات می‌رسد
آب سیاه درمرو کآب حیات می‌رسد

نوبت عشق مشتری بر سر چرخ می‌زند
بهر روان عاشقان صد صلوات می‌رسد

جمله چو شهد و شیر شو وز خود خود فقیر شو
زانک ز شه فقیر را عشر و زکات می‌رسد

رحمت اوست کآب و گل طالب دل همی‌شود
جذبه اوست کز بشر صوم و صلات می‌رسد

در ظلمات ابتلا صبر کن و مکن ابا
کآب حیات خضر را در ظلمات می‌رسد

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 550 دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل شماره 550 از دیوان پرشور و حال شمس مولانا، غزلی است با بیانی شورانگیز و عمیق که به اثرات دگرگون‌کننده‌ی عشق الهی بر جان عاشق می‌پردازد. این غزل به حالتی از سرگشتگی و حیرت اشاره دارد که از شدت عشق و مستی حاصل می‌شود. مولانا در این ابیات، تصویر یک عاشق حیران و سرمست را ترسیم می‌کند که از خود بی‌خود شده و در دریای بی‌کران معشوق غرق گشته است. این غزل تصویرگر مستی مطلق از باده‌ی توحید و فنای عاشق در معشوق است.


شرح و تفسیر ابیات

مولانا در این غزل، با زبانی شیوا و عارفانه، به بیان حالت حیرت و فنا در عشق الهی می‌پردازد:

بیت اول:

به فغان آمدم ایرا چه کسی اوست چه او ز پریشانی احوال دلم وای چه او

شرح: مولانا با فریادی از سر آشفتگی آغاز می‌کند: “به فغان آمدم ایرا چه کسی اوست چه او” (از شدت حیرت و سرگشتگی به فغان آمده‌ام، چرا که نمی‌دانم او (معشوق) کیست و چیست! او را چگونه باید شناخت؟). این حیرت از ناشناختگی معشوق، ناشی از شدت تجلی اوست. “ز پریشانی احوال دلم وای چه او” (از آشفتگی و پریشانی حال دلم در عذابم، وای که این همه به خاطر اوست). این بیت بیانگر حیرت عاشق از عظمت و ناشناختگی معشوق و تأثیر آن بر دل بی‌قرار اوست.

بیت دوم:

همه عالم شده یک باره پر از خوبی یار دل چو مرغی شده در دام او او چه او

شرح: “همه عالم شده یک باره پر از خوبی یار” (تمام جهان هستی ناگهان سرشار از زیبایی‌ها و خوبی‌های معشوق شده است). این بیانگر تجلی فراگیر جمال حق در تمامی موجودات است. در مقابل این تجلی، “دل چو مرغی شده در دام او او چه او” (دل من مانند پرنده‌ای است که در دام او – معشوق – گرفتار شده است، و از شدت حیرت و اسارت می‌پرسد که او کیست و چگونه است؟). این بیت بر جذب شدن دل به سوی معشوق و حیرت از قدرت جاذبه‌ی او تأکید دارد.

بیت سوم:

دل و جان جمله فدا کرده‌ام او را چه کسی تن و سر جمله فدا کرده‌ام او را چه او

شرح: “دل و جان جمله فدا کرده‌ام او را چه کسی” (دل و جان خود را کاملاً فدای او کرده‌ام، اما هنوز نمی‌دانم او کیست!). “تن و سر جمله فدا کرده‌ام او را چه او” (حتی تن و سر خود را نیز فدای او کرده‌ام، اما این فداکاری در برابر عظمت او چیست و او چگونه است!). این بیت بر فنای کامل عاشق در راه معشوق و بی‌نهایت بودن عظمت حق تأکید دارد که فداکاری‌های عالم را نیز در برابر خود ناچیز می‌شمارد.

بیت چهارم:

همه گفتند که او خود چه کسی چون باشد من بگویم که او خود به خدا او چه او

شرح: “همه گفتند که او خود چه کسی چون باشد” (همه درباره‌ی معشوق گفتند که او کیست و چگونه است – تلاش برای تعریف و محدود کردن او). “من بگویم که او خود به خدا او چه او” (اما من می‌گویم که او به خدا قسم، خودش است و هیچ تعریف و توصیفی نمی‌تواند او را دربرگیرد). این بیت بر فردانیت و بی‌همتایی حق و ناتوانی زبان در بیان حقیقت او تأکید دارد.

بیت پنجم:

چه کسانند که او را به سخن وصف کنند وصف او اوست و او را چه سخن گوید او

شرح: “چه کسانند که او را به سخن وصف کنند” (چه کسانی هستند که می‌توانند او – معشوق مطلق – را با کلام و سخن وصف کنند؟). “وصف او اوست” (وصف حقیقی او، خودِ اوست، یعنی تنها اوست که می‌تواند خود را وصف کند) “و او را چه سخن گوید او” (و چه سخنی را می‌تواند او – که ذات مطلق است – بگوید که او را وصف کند؟). این بیت بر ناتوانی کلام و اندیشه در درک و توصیف حقیقت مطلق و تجلی حق در حق تأکید دارد.


نتیجه‌گیری

غزل شماره 550 دیوان شمس، یک اثر عارفانه و شورانگیز است که به مقام حیرت و فنا در برابر عظمت و بی‌کرانی معشوق الهی می‌پردازد. مولانا در این غزل، بر تجلی فراگیر جمال حق، جذب شدن دل به سوی او، فنای کامل عاشق در راه معشوق، بی‌نهایت بودن عظمت حق، و ناتوانی کلام و اندیشه در درک و توصیف حقیقت مطلق تأکید می‌کند. این غزل به زیبایی نشان می‌دهد که چگونه عاشق در برابر معشوق به درجه‌ای از حیرت و مستی می‌رسد که دیگر نمی‌تواند او را وصف کند و تنها با ناله‌های “چه او” بر بی‌کرانی و وصف‌ناپذیری او شهادت می‌دهد. این غزل، بیانی از اوج عشق و توحید است که به سکوت و حیرت محض می‌انجامد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: