مطالب پیشنهادی![]()
همچو گل سرخ برو دست دست
همچو میی خلق ز تو مست مست
بازوی تو قوس خدا یافت یافت
تیر تو از چرخ برون جست جست
غیرت تو گفت برو راه نیست
رحمت تو گفت بیا هست هست
لطف تو دریاست و منم ماهیش
غیرت تو ساخت مرا شست شست
مرهم تو طالب مجروحهاست
نیست غم ار شست توام خست خست
ای که تو نزدیکتر از دم به من
دم نزنم پیش تو جز پست پست
گرچه یکی یوسف و صد گرگ بود
از دم یعقوب کرم رست رست
مست همه گرد در این شهر ما
دزد و عسس را شه ما بست بست
غزل شماره 511 از دیوان پرشور و حال شمس مولانا، غزلی است که با بیانی شاداب و سرشار از حرکت، به حال وجد و پیشروی در مسیر عشق الهی میپردازد. مولانا در این غزل، حال عاشقان را به رقص و حرکت دست در دست تشبیه کرده و این پویایی و شور را نتیجهی مستی از بادهی معشوق میداند. او با تمثیلهای مختلف، قدرت و لطف معشوق را در هدایت و دگرگونی احوال عاشق بیان میکند و به مقام والای انس با او اشاره میورزد.
مولانا در این غزل با زبانی پر از نشاط و تمثیل، به بیان حرکت جمعی و شورانگیز عاشقان در پرتو معشوق میپردازد. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل میپردازیم:
همچو گل سرخ برو دست دست همچو میی خلق ز تو مست مست
شرح: مولانا حال عاشقان را وصف میکند و میگوید: آنان “همچو گل سرخ” (مانند گل سرخ که با طراوت و زیبایی میشکفد و حرکت میکند) “برو دست دست” (پیش میروند و در این مسیر با هم همراه و همدل هستند). و در این پیشروی، “همچو میی” (مانند شرابی) هستند که “خلق ز تو مست مست” (تمام مردم از وجود و حال شما سرمست و بیخود شدهاند). این بیت بر شادابی، زیبایی، همدلی عاشقان در مسیر سلوک و تأثیر مستیبخش آنها بر دیگران تأکید دارد.
بازوی تو قوس خدا یافت یافت تیر تو از چرخ برون جست جست
شرح: (خطاب به معشوق یا اشاره به پیر و مراد) “بازوی تو” (قدرت و نیروی تو) گویی “قوس خدا یافت یافت” (کمان الهی را به دست آورد، اشاره به قدرت ارادهی الهی که در وجود او متجلی شده است). و “تیر تو” (اشاره به تأثیر کلام، نگاه یا ارادهی تو) “از چرخ برون جست جست” (از محدودهی عالم هستی و افلاک فراتر رفت و به هدف اصابت کرد). این بیت بر قدرت الهی معشوق یا پیر و نفوذ بیکران تأثیر او تأکید دارد.
غیرت تو گفت برو راه نیست رحمت تو گفت بیا هست هست
شرح: (اشاره به دو جنبهی قهر و لطف الهی در تجلی معشوق) گاهی “غیرت تو” (جنبهی جلالی و قهرآمیز وجود تو یا معشوق) “گفت برو راه نیست” (اشاره به طرد کردن و دور ساختن عاشق). اما در سوی دیگر، “رحمت تو” (جنبهی جمالی و لطفآمیز) “گفت بیا هست هست” (دعوت به نزدیکی و پذیرش عاشق). این بیت بر دوگانگی ظاهری در تجلی معشوق و جذب و دفع او در مسیر سلوک و در نهایت غلبهی رحمت بر قهر تأکید دارد.
لطف تو دریاست و منم ماهیش غیرت تو ساخت مرا شست شست
شرح: “لطف تو” (لطف و بخشش تو) “دریاست” و من “ماهیش” هستم (مانند ماهی که در دریای لطف تو غرق شدهام و زندگیام وابسته به توست). اما همین “غیرت تو” (جنبهی قهر و محافظتکننده) گاهی “ساخت مرا شست شست” (مرا مانند تور ماهیگیری دربرگرفت و اسیر خود کرد). این بیت بر وابستگی کامل عاشق به لطف معشوق و تجربهی قبض و بسط در مسیر سلوک تأکید دارد.
مرهم تو طالب مجروحهاست نیست غم ار شست توام خست خست
شرح: “مرهم تو” (داروی شفا بخش تو، اشاره به لطف و عنایت معشوق) “طالب مجروحهاست” (به دنبال کسانی است که زخمی و نیازمند شفا هستند). بنابراین، “غم” و اندوهی “نیست” و جای نگرانی “نیست” “ار شست توام خست خست” (اگر تور یا قلاب تو مرا زخمی کرده است). چرا که این زخمها مقدمهی درمان و شفای توست. این بیت بر شفا بخش بودن لطف معشوق و پذیرش رنج از سوی او به عنوان مقدمهی درمان تأکید دارد.
ای که تو نزدیکتر از دم به من دم نزنم پیش تو جز پست پست
شرح: ای معشوق، “که تو نزدیکتر از دم به من” (تو از نفس کشیدن من نیز به من نزدیکتری). در برابر این نهایت قرب و نزدیکی، من “دم نزنم پیش تو جز پست پست” (جز با نهایت فروتنی و تواضع و با صدای آهسته و پست، سخن نمیگویم). این بیت بر نهایت قرب الهی و لزوم رعایت ادب حضور و فروتنی در برابر او تأکید دارد.
گرچه یکی یوسف و صد گرگ بود از دم یعقوب کرم رست رست
شرح: (اشاره به داستان حضرت یوسف) “گرچه یکی یوسف” (یک یوسف تنها و مظلوم) در برابر “صد گرگ بود” (صدها خطر و دشمن مانند گرگ قرار داشت). اما به واسطهی “دم یعقوب” (نفس گرم و دعای حضرت یعقوب – پدر یوسف – که نمادی از لطف و عنایت الهی است) “کرم رست رست” (آن یوسف کریم نجات یافت نجات یافت). این بیت بر قدرت دعا و عنایت الهی در نجات از بلاها و سختیهای بزرگ تأکید دارد.
مست همه گرد در این شهر ما دزد و عسس را شه ما بست بست
شرح: “همه گرد” (تمام موجودات در عالم ما، یا تمام عاشقان در محضر ما) “مست” از بادهی عشق هستند. در این شهر عشق، “دزد” (نفس اماره، یا عوامل بازدارنده) و “عسس” (نگهبان و مراقب ظاهری، اشاره به عقل یا سنتهای محدودکننده) را “شه ما” (پادشاه حقیقت، معشوق) “بست بست” (در بند کشید و از فعالیت بازداشت). این بیت بر غلبهی عشق بر نفس و عقل و رهایی از قید آنها در عالم معنا تأکید دارد.
غزل شماره 511 دیوان شمس، غزلی است که با بیانی شاداب و سرشار از حرکت، به حال وجد و پیشروی در مسیر عشق الهی میپردازد. مولانا در این غزل، بر شادابی، زیبایی، همدلی عاشقان در مسیر سلوک، تأثیر مستیبخش آنها، قدرت الهی معشوق، نفوذ بیکران تأثیر او، دوگانگی ظاهری در تجلی معشوق، وابستگی کامل عاشق به لطف معشوق، تجربهی قبض و بسط در مسیر سلوک، شفا بخش بودن لطف معشوق، پذیرش رنج از سوی او به عنوان مقدمهی درمان، نهایت قرب الهی، لزوم رعایت ادب حضور و فروتنی، قدرت دعا و عنایت الهی در نجات از بلاها، و غلبهی عشق بر نفس و عقل تأکید دارد. این غزل تصویری از مسیر پرشور و جمعی عاشقان در رسیدن به مقامات عالی معنوی و فنا در پرتو معشوق ارائه میدهد.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر