تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 501 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 501 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 501 دیوان شمس مولانا

امشب از چشم و مغز خواب گریخت
دید دل را چنین خراب گریخت

خواب دل را خراب دید و یباب
بی نمک بود از این کباب گریخت

خواب مسکین به زیر پنجه عشق
زخم‌ها خورد وز اضطراب گریخت

عشق همچون نهنگ لب بگشاد
خواب چون ماهی اندر آب گریخت

خواب چون دید خصم بی‌زنهار
مول مولی بزد شتاب گریخت

ماه ما شب برآمد و این خواب
همچو سایه ز آفتاب گریخت

خواب چون دید دولت بیدار
همچو گنجشک از عقاب گریخت

شکرلله همای بازآمد
چونک باز آمد این غراب گریخت

عشق از خواب یک سؤالی کرد
چون فروماند از جواب گریخت

خواب می‌بست شش جهت را در
چون خدا کرد فتح باب گریخت

شمس تبریز از خیالت خواب
چون خطاییست کز صواب گریخت

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 501 دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل شماره 501 از دیوان پرشور و حال شمس مولانا، غزلی است که با بیانی تمثیلی و سرشار از شور، به رهایی جان و ذهن از قید خواب و غفلت به واسطه‌ی تجلی عشق الهی می‌پردازد. مولانا در این غزل، خواب را نمادی از غفلت و بی‌خبری دانسته و عشق را نیرویی بیدارکننده و غالب بر آن معرفی می‌کند. او با استفاده از تمثیل‌های گوناگون، فرار خواب از جان عاشق و رسیدن جان به دولتی بیدار و ایمن را به تصویر می‌کشد.

شرح و تفسیر ابیات

مولانا در این غزل با زبانی تمثیلی و پویا، به بیان ناتوانی خواب در برابر بیداری عشق و احوال جان عاشق می‌پردازد. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل می‌پردازیم:

بیت اول:

امشب از چشم و مغز خواب گریخت دید دل را چنین خراب گریخت

شرح: مولانا می‌گوید که “امشب” (اشاره به حالتی از بیداری و حضور قلب، یا به شب وصال معنوی) “از چشم و مغز” من “خواب گریخت” و رخت بربست. خواب از آن رو فرار کرد که “دل را چنین خراب” (در حالتی پرشور و بی‌قرار از عشق) دید و نتوانست در آن آرام گیرد. این بیت بر تأثیر عشق در راندن خواب غفلت از جسم و جان و بی‌قرار شدن دل عاشق تأکید دارد.

بیت دوم:

خواب دل را خراب دید و یباب بی نمک بود از این کباب گریخت

شرح: “خواب” (غفلت) “دل” را در حالتی “خراب و یباب” (ویران و خشک، اشاره به دل سوخته و بی‌قرار از عشق) دید. از آنجا که خواب “بی‌نمک بود” (بدون لطف و شیرینی بود) و نتوانست با “این کباب” (اشاره به دل سوخته و پرحرارت عاشق) همدم شود، “گریخت” و فرار کرد. این بیت بر عدم سنخیت خواب غفلت با دل سوخته عاشق و فرار خواب از این حال تأکید دارد.

بیت سوم:

خواب مسکین به زیر پنجه عشق زخم‎ها خورد وز اضطراب گریخت

شرح: “خواب مسکین” (خواب ناتوان و بی‌ارزش، اشاره به غفلت) “به زیر پنجه عشق” (در برابر قدرت و تسلط عشق الهی) قرار گرفت و “زخم‌ها خورد” (مغلوب و ناتوان شد) و از شدت “اضطراب” و بی‌قراری ناشی از عشق، “گریخت” و فرار کرد. این بیت بر غلبه‌ی عشق بر غفلت و ناتوانایی خواب در برابر نیروی عشق تأکید دارد.

بیت چهارم:

عشق همچون نهنگ لب بگشاد خواب چون ماهی اندر آب گریخت

شرح: مولانا با تمثیلی دیگر، قدرت عشق را بیان می‌کند و می‌گوید: “عشق همچون نهنگ” (مانند نهنگ عظیم و قدرتمند) “لب بگشاد” (دهان گشود، اشاره به فراگیر شدن و جذب‌کنندگی عشق). در برابر این عظمت عشق، “خواب چون ماهی” (خواب ناتوان و کوچک مانند ماهی) “اندر آب گریخت” و در دریای عشق پنهان شد یا فنا گشت. این بیت بر عظمت و فراگیر بودن عشق الهی که حتی خواب غفلت را در خود محو می‌کند، تأکید دارد.

بیت پنجم:

خواب چون دید خصم بی‎زنهار مول مولی بزد شتاب گریخت

شرح: هنگامی که “خواب” (غفلت) “خصم بی‌زنهار” (دشمن بی‌باک و بی‌رحم خود، اشاره به عشق) را دید، “مول مولی بزد” (صدای ضجه و ناله برآورد، یا صدای مولامولا گفتن از روی ترس و ناتوانی) و “شتاب” کنان “گریخت” و فرار کرد. این بیت بر ترس و ناتوانی غفلت در برابر نیروی بی‌باک و قدرتمند عشق تأکید دارد.

بیت ششم:

ماه ما شب برآمد و این خواب همچو سایه ز آفتاب گریخت

شرح: هنگامی که “ماه ما” (معشوق، یا حقیقت الهی) در شب (اشاره به عالم باطن، یا شب هجران) “برآمد” و تجلی کرد، “این خواب” (خواب غفلت) “همچو سایه ز آفتاب گریخت” و ناپدید شد. همانطور که سایه با طلوع آفتاب محو می‌شود، غفلت نیز با تجلی حقیقت از بین می‌رود. این بیت بر تجلی حقیقت و نور معشوق و زوال غفلت در پرتو آن تأکید دارد.

بیت هفتم:

خواب چون دید دولت بیدار همچو گنجشک از عقاب گریخت

شرح: هنگامی که “خواب” (غفلت) “دولت بیدار” (سعادت بیداری و آگاهی ناشی از عشق) را دید، “همچو گنجشک از عقاب گریخت” و با ترس و ناتوانی فرار کرد. همانطور که گنجشک کوچک از عقاب قدرتمند می‌گریزد، غفلت نیز در برابر بیداری و سعادت عشق تاب مقاومت ندارد. این بیت بر ناتوانی غفلت در برابر سعادت بیداری و آگاهی ناشی از عشق تأکید دارد.

بیت هشتم:

شکرلله همای بازآمد چونک باز آمد این غراب گریخت

شرح: مولانا با شادی و سپاسگزاری می‌گوید: “شکرلله همای بازآمد” (شکر خداوند را که مرغ همای سعادت – اشاره به عشق یا معشوق – بازگشت). هنگامی که “همای” (مرغ سعادت) “باز آمد”، “این غراب” (کلاغ شوم – اشاره به غم و غفلت و تیره‌روزی) “گریخت” و فرار کرد. این بیت بر بازگشت سعادت و از بین رفتن غم و تیره‌روزی با حضور عشق تأکید دارد.

بیت نهم:

عشق از خواب یک سؤالی کرد چون فروماند از جواب گریخت

شرح: “عشق” (حقیقت بیدارکننده) “از خواب” (غفلت) “یک سؤالی کرد” (سؤال از ماهیت و کارکرد آن پرسید). اما “خواب” در برابر این سؤال “چون فروماند از جواب” (چون از پاسخ دادن ناتوان شد)، “گریخت” و فرار کرد. این بیت بر ناتوانی غفلت در برابر حقیقت عشق و فرار آن در مواجهه با پرسش‌های عمیق وجودی تأکید دارد.

بیت دهم:

خواب می‎بست شش جهت را در چون خدا کرد فتح باب گریخت

شرح: “خواب” (غفلت) مانند دیواری بود که “شش جهت را در” (تمام عالم و ادراکات را) “می‌بست” و محدود می‌کرد. اما “چون خدا کرد فتح باب” (هنگامی که خداوند در رحمت و معرفت را گشود)، خواب نتوانست بماند و “گریخت”. این بیت بر محدودکننده بودن غفلت و گشایش بی‌نهایت عالم معنا با عنایت الهی و زوال غفلت در پرتو آن تأکید دارد.

بیت یازدهم:

شمس تبریز از خیالت خواب چون خطاییست کز صواب گریخت

شرح: مولانا در بیت پایانی، با اشاره به شمس تبریزی، حالتی از فنا در او را بیان می‌کند و می‌گوید: ای شمس تبریزی، “خواب” (غفلت من) “از خیالت” (از تصور و حضور معنوی تو) مانند “خطاییست” (اشتباهی) که از “صواب” (درستی و حقیقت) “گریخت” و دور شد. حضور معنوی شمس تبریزی، غفلت را از وجود مولانا رانده است. این بیت بر تأثیر عمیق شمس تبریزی در بیداری و رهایی مولانا از غفلت تأکید دارد.

نتیجه‌گیری

غزل شماره 501 دیوان شمس، غزلی است که با بیانی تمثیلی و سرشار از شور، به رهایی جان و ذهن از قید خواب و غفلت به واسطه‌ی تجلی عشق الهی می‌پردازد. مولانا در این غزل، بر تأثیر عشق در راندن خواب غفلت، ناتوانایی خواب در برابر نیروی عشق، غلبه‌ی عشق بر غفلت، عظمت و فراگیر بودن عشق الهی، ترس و ناتوانی غفلت در برابر نیروی عشق، زوال غفلت در پرتو تجلی حقیقت، ناتوانی غفلت در برابر سعادت بیداری، بازگشت سعادت با حضور عشق، ناتوانی غفلت در برابر حقیقت عشق، محدودکننده بودن غفلت، و تأثیر عمیق شمس تبریزی در بیداری و رهایی از غفلت تأکید دارد. این غزل تصویری از تحول درونی عاشق و رسیدن او به حالتی از بیداری و حضور همیشگی در پرتو عشق الهی ارائه می‌دهد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: