تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 500 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 500 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 500 دیوان شمس مولانا

قبله امروز جز شهنشه نیست
هر که آید به در بگو ره نیست

عذر گو وز بهانه آگه باش
همه خفتند و یک کس آگه نیست

نگذارد نه کوته و نه دراز
آتشی کو دراز و کوته نیست

در چه طبع تو خیالاتست
یوسفی بی‌خیال در چه نیست

چون که گندم رسید مغز آکند
همره ماست و همره که نیست

پاره پاره کند یکایک را
عشق آن یک که پاره ده نیست

گه گهی می‌کشند گوش تو را
سوی آن عالمی که گه گه نیست

شمس تبریز شاه ترکانست
رو به صحرا که شه به خرگه نیست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 500 دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل شماره 500 از دیوان پرشور و حال شمس مولانا، غزلی است با مضمونی عمیق عرفانی که به بیان یگانگی و مرکزیت معشوق الهی به عنوان “قبله” حقیقی و بی‌بدیل می‌پردازد. مولانا در این غزل، بر این حقیقت تأکید دارد که تنها روی به سوی اوست که راهگشاست و هر توجهی به غیر او، بی‌فایده و گمراهی است. او با اشاره به حالات درونی و بیرونی سالک، بر لزوم رهایی از تعلقات و مشاهده‌ی تجلیات معشوق در عالم و به ویژه در شمس تبریزی تأکید می‌ورزد.

شرح و تفسیر ابیات

مولانا در این غزل با زبانی تمثیلی و قاطع، به بیان حقیقت قبله‌ی دل و راه وصول به آن می‌پردازد. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل می‌پردازیم:

بیت اول:

قبله امروز جز شهنشه نیست هر که آید به در بگو ره نیست

شرح: مولانا با قاطعیت بیان می‌کند که “قبله” (جهت و سوی توجه، کعبه‌ی دل) “امروز” (در این زمان و برای سالک حقیقی) “جز شهنشه نیست” (چیزی جز معشوق الهی که پادشاه پادشاهان است، نمی‌تواند باشد). هر کسی که به درگاه غیر او روی آورد و راهی جز او بجوید، “بگو ره نیست” (راه حقیقی و وصولی برای او وجود ندارد). این بیت بر یگانگی معشوق به عنوان قبله‌ی حقیقی و بی‌راه بودن مسیرهای غیر او تأکید دارد.

بیت دوم:

عذر گو وز بهانه آگه باش همه خفتند و یک کس آگه نیست

شرح: مولانا سالک را متوجه‌ی غفلت همگان می‌کند و می‌گوید: “عذر گو” (معذرت بخواه از کسانی که در بند ظواهرند) و خود “وز بهانه آگه باش” (آگاه باش که این‌ها همه بهانه‌هایی برای دوری از حقیقت است). چرا که “همه خفتند” (اکثر مردم در خواب غفلت فرورفته‌اند) و “یک کس” (انسان بیدار و آگاه) “آگه نیست” (جز او کسی از حقیقت آگاه نیست). این بیت بر عمومیت غفلت و لزوم بیداری و آگاهی سالک تأکید دارد.

بیت سوم:

نگذارد نه کوته و نه دراز آتشی کو دراز و کوته نیست

شرح: “آتشی” (آتش عشق الهی) که “دراز و کوته نیست” (محدود به زمان و مکان و اوصاف مادی نیست)، “نگذارد” (اجازه نمی‌دهد) که چیزی (وجود سالک، تعلقات او) “نه کوته و نه دراز” بماند (نه ناقص بماند و نه در حد خود متوقف شود، بلکه همه را در خود فانی کند). این بیت بر قدرت فناکنندگی و بی‌نهایت بودن عشق الهی تأکید دارد که تمام محدودیت‌ها را در خود حل می‌کند.

بیت چهارم:

در چه طبع تو خیالاتست یوسفی بی‎خیال در چه نیست

شرح: مولانا با تمثیل چاه و یوسف، به وجود خیالات و اوهام در درون انسان غافل اشاره می‌کند و می‌گوید: “در چه طبع تو” (در چاه طبیعت و نفس تو) پر از “خیالاتست” (اوهام و پندارهای باطل) است. “یوسفی” (اشاره به حقیقت درونی انسان یا روح) تا زمانی که “بی‌خیال” (بدون رهایی از این خیالات) است، “در چه نیست” (در آن چاه نفس اسیر است و به تعالی نمی‌رسد). این بیت بر لزوم رهایی از اوهام و خیالات نفسانی برای دستیابی به حقیقت درونی تأکید دارد.

بیت پنجم:

چون که گندم رسید مغز آکند همره ماست و همره که نیست

شرح: هنگامی که “گندم” (اشاره به وجود سالک یا تجربه‌ی عرفانی) “رسید و مغز آکند” (کامل و پخته شد و به باطن دست یافت)، “همره ماست” (با ما همراه و همراز می‌شود)، اما “همره که نیست” (دیگر همره کسانی که در بند ظاهرند و به مغز نرسیده‌اند، نیست). این بیت بر لزوم پختگی و رسیدن به باطن در مسیر سلوک و تفاوت اهل باطن با اهل ظاهر تأکید دارد.

بیت ششم:

پاره پاره کند یکایک را عشق آن یک که پاره ده نیست

شرح: “عشق آن یک” (عشق خداوند یگانه) که خود “پاره ده نیست” (قابل تجزیه و قسمت شدن نیست)، “پاره پاره کند یکایک را” (تمام تعلقات، دوگانگی‌ها و هستی‌های اعتباری را در خود فانی و متلاشی می‌کند). این بیت بر وحدت ذات الهی و قدرت فناکنندگی عشق او که تمام کثرات را در خود محو می‌کند، تأکید دارد.

بیت هفتم:

گه گهی می‎کشند گوش تو را سوی آن عالمی که گه گه نیست

شرح: “گه گهی” (گاهی اوقات، به واسطه‌ی لطف و کشش الهی) “گوش تو را” (توجه و ادراک باطنی تو را) “می‌کشند” و متوجه می‌کنند “سوی آن عالمی که گه گه نیست” (به سوی عالم معنا و حقیقت که در آنجا زمان و مکان و محدودیت‌های مادی وجود ندارد). این بیت بر کشش و جذبه‌ی الهی که گاهی اوقات نصیب سالک می‌شود و او را متوجه‌ی عالم بی‌کران معنا می‌کند، اشاره دارد.

بیت هشتم:

شمس تبریز شاه ترکانست رو به صحرا که شه به خرگه نیست

شرح: مولانا در بیت پایانی، شمس تبریزی را با اوصافی بلند می‌ستاید و می‌گوید: “شمس تبریز شاه ترکانست” (پادشاه اقلیم حقیقت و عالم معناست، اشاره به قدرت معنوی و نفوذ کلام او). برای یافتن او “رو به صحرا” (به سوی عالم بی‌کران و رهایی از قید و بندها برو)؛ چرا که “شه به خرگه نیست” (پادشاه حقیقت در محدوده‌ی قصر و بارگاه مادی نمی‌گنجد). این بیت بر عظمت مقام شمس تبریزی به عنوان مظهر حقیقت الهی و لزوم رهایی از تعلقات برای یافتن او تأکید دارد.

نتیجه‌گیری

غزل شماره 500 دیوان شمس، غزلی است با مضمونی عمیق عرفانی که به بیان یگانگی و مرکزیت معشوق الهی به عنوان قبله‌ی حقیقی و بی‌بدیل می‌پردازد. مولانا در این غزل، بر بی‌راه بودن مسیرهای غیر او، عمومیت غفلت و لزوم بیداری، قدرت فناکنندگی و بی‌نهایت بودن عشق الهی، لزوم رهایی از اوهام و خیالات نفسانی، لزوم پختگی و رسیدن به باطن، وحدت ذات الهی و قدرت فناکنندگی عشق او، و کشش و جذبه‌ی الهی تأکید دارد. این غزل با بیان عظمت مقام شمس تبریزی به عنوان مظهر حقیقت الهی و لزوم رهایی از تعلقات برای یافتن او، خواننده را به سوی توجه به قبله‌ی حقیقی و رهایی از قید و بندهای دنیوی فرامی‌خواند.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: