مطالب پیشنهادی![]()
فعل نیکان محرض نیکیست
همچو مطرب که باعث سیکیست
بهر تحریض بندگان یزدان
از بد و نیک شاکر و شاکیست
نکر فرعون و شکر موسی کرد
به بهانه ز حال ما حاکیست
جنس فرعون هر کی در منیست
جنس موسی هر آنک در پاکیست
از پی غم یقین همه شادیست
و از پی شادی تو غمناکیست
خاک باشی گزید احمد از آن
شاه معراج و پیک افلاکیست
خاک باشی بروید از تو نبات
گنج دل یافت آنک او خاکیست
ما همه چون یکیم بیمن و تو
پس خمش باش این سخن با کیست
غزل شماره 498 از دیوان پرشور و حال شمس مولانا، غزلی است که با مضمونی عمیق اخلاقی و عرفانی، به ریشه و نمود نیکی و بدی در انسان و عالم میپردازد. مولانا در این غزل، فعل نیکان را تجلیگاه نیکی دانسته و آن را با تأثیر مطرب در ایجاد شور و حال مقایسه میکند. او با اشاره به داستان فرعون و موسی، تفاوت درونی انسانها را در نوع اعمالشان مؤثر دانسته و در نهایت با بیان مقام خاکساری و وحدت وجود، بر بیاعتباری منی و ما و تو در برابر حقیقت تأکید میکند.
مولانا در این غزل با بیانی تمثیلی و استدلالی، به بیان حقایق مربوط به نیکی و بدی و ریشههای آن میپردازد. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل میپردازیم:
فعل نیکان محرض نیکیست همچو مطرب که باعث سیکیست
شرح: مولانا میگوید که “فعل نیکان” (اعمال و رفتارهای انسانهای نیکوکار) “محرض نیکیست” (آشکارکننده و نمایانگر نیکی است). همانطور که “مطرب” (نوازنده) “باعث سیکیست” (موجب ایجاد شور و حال و مستی در شنوندگان میشود). این بیت بر این حقیقت تأکید دارد که نیکی صفتی درونی است که در اعمال نیکان تجلی مییابد و باعث تأثیرگذاری بر دیگران میشود، همانطور که موسیقی باعث ایجاد حال در شنونده میگردد.
بهر تحریض بندگان یزدان از بد و نیک شاکر و شاکیست
شرح: برای “تحریض” (ترغیب و تشویق) “بندگان یزدان” (مخلوقات خداوند)، خداوند از اعمال “بد و نیک” بندگانش هم “شاکر” (سپاسگزار) و هم “شاکی” (گلایهمند) است. شاکر از نیکیها برای تشویق به تکرار آنها و شاکی از بدیها برای بازداشتن از آنها. این بیت بر حکمت الهی در پاداش و کیفر اعمال و نقش آن در هدایت انسانها به سوی نیکی تأکید دارد.
نکر فرعون و شکر موسی کرد به بهانه ز حال ما حاکیست
شرح: مولانا با اشاره به داستان حضرت موسی و فرعون، میگوید که “نکر فرعون” (کفران و ناسپاسی فرعون) و “شکر موسی” (شکرگزاری حضرت موسی)، هرچند بهانهای ظاهری برای وقایع تاریخی بودند، اما در واقع “ز حال ما حاکیست” (بیانگر احوال درونی و تفاوت ماهوی انسانهاست). این بیت بر این حقیقت تأکید دارد که اعمال انسانها ریشه در درونشان دارد و داستانهای تاریخی تنها نمادی از این تفاوتهای درونی هستند.
جنس فرعون هر کی در منیست جنس موسی هر آنک در پاکیست
شرح: “جنس فرعون” (کسانی که از سنخ فرعون هستند)، “هر کی در منیست” (هر کسی است که اسیر منیّت، خودبینی و تکبر است). و “جنس موسی” (کسانی که از سنخ موسی هستند)، “هر آنک در پاکیست” (هر کسی است که در درون پاک و رها از منیّت است). این بیت بر این حقیقت تأکید دارد که تفاوت انسانها در ماهیت درونی و رهایی یا اسارت در بند نفس است که در نهایت اعمالشان را شکل میدهد.
از پی غم یقین همه شادیست و از پی شادی تو غمناکیست
شرح: مولانا به جبران و پاداش الهی اشاره میکند و میگوید: به دنبال هر “غم”ی (سختی، رنج در راه حق)، یقیناً “همه شادیست” (شادی و آرامش حقیقی و ابدی قرار دارد). و به دنبال هر “شادی” (لذتهای فانی دنیوی) که تو به آن دل بستهای، در نهایت “غمناکیست” (غم و اندوه و حسرت). این بیت بر ناپایداری شادیهای دنیوی و پایداری شادیهای معنوی که نتیجهی تحمل سختیها در راه حق است، تأکید دارد.
خاک باشی گزید احمد از آن شاه معراج و پیک افلاکیست
شرح: پیامبر اسلام (احمد) “خاک بودن” (تواضع، فروتنی، فنای خودی) را “گزید” و انتخاب کرد، و از آن رو او “شاه معراج” (حاکم معراج، کسی که به اوج کمال رسید) و “پیک افلاکیست” (پیامآور عالم بالا و ملکوت) شد. این بیت بر اهمیت تواضع و فروتنی در مسیر کمال و وصول به مقامات عالی معنوی تأکید دارد و مقام پیامبر را نمونهای از این حقیقت معرفی میکند.
خاک باشی بروید از تو نبات گنج دل یافت آنک او خاکیست
شرح: اگر “خاک باشی” (در مقام تواضع و فروتنی قرار گیری)، “بروید از تو نبات” (مانند خاک که از آن گیاهان میرویند، از وجود تو نیکیها و فضایل رشد میکنند). “گنج دل” (اسرار درونی، معرفت الهی) را “آنک او خاکیست” (کسی که متواضع و فروتن است) یافت. این بیت بر برکات تواضع و فروتنی و دستیابی به گنجینههای درونی و معرفت الهی از طریق این صفت تأکید دارد.
ما همه چون یکیم بیمن و تو پس خمش باش این سخن با کیست
شرح: مولانا در نهایت به مقام وحدت وجود اشاره میکند و میگوید: “ما همه” (تمام موجودات) “چون یکیم بی من و تو” (در نهایت یک حقیقت واحد هستیم و تمایزات منی و تو در این مقام بیمعنی است). پس “خمش باش” (خاموش باش و سخن مگو)، چرا که این سخن (سخنان من و تو و تمایزات ظاهری) در این مقام وحدت با کیست و چه معنایی دارد؟ این بیت بر فنای تمایزات در مقام وحدت و ناتوانی زبان در بیان این حقیقت تأکید دارد.
غزل شماره 498 دیوان شمس، غزلی است که با مضمونی عمیق اخلاقی و عرفانی، به ریشه و نمود نیکی و بدی در انسان و عالم میپردازد. مولانا در این غزل، بر تجلی نیکی در اعمال نیکان، حکمت الهی در پاداش و کیفر، ریشه داشتن اعمال در احوال درونی، تفاوت ماهوی انسانها در رهایی یا اسارت در بند نفس، ناپایداری شادیهای دنیوی، اهمیت تواضع و فروتنی، و برکات این صفت در دستیابی به گنجینههای درونی تأکید دارد. این غزل با بیان فنای تمایزات در مقام وحدت و ناتوانی زبان در بیان این حقیقت، خواننده را به سوی خودشناسی و دستیابی به مقام والای انسانی فرامیخواند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر