تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 494 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 494 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 494 دیوان شمس مولانا

به شاه نهانی رسیدی که نوشت
می آسمانی چشیدی که نوشت

نگار ختن را حیات چمن را
میان گلستان کشیدی که نوشت

ایا جان دلبر ایا جمله شکّر
چه ماهی چه شاهی چه عیدی که نوشت

ز مستان سلامت ز رندان پیامت
که قفل طرب را کلیدی که نوشت

چه رعنا رقیبی چه شیرین طبیبی
که در سر شرابی پزیدی که نوشت

دلا خوش گزیدی غم شمس تبریز
گزیده کسی را گزیدی که نوشت

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 494 دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل شماره 494 از دیوان پرشور و حال شمس مولانا، غزلی است که با زبانی سرشار از وجد و اشتیاق، به تجربه وصول به حقیقت پنهان و دریافت فیوضات الهی که از ازل مقدر شده است، می‌پردازد. مولانا در این غزل، این وصول را به رسیدن به “شاه نهانی” و چشیدن “می آسمانی” تشبیه کرده و هر لحظه‌ی این تجربه را نتیجه‌ی قلم تقدیر الهی می‌داند. او با ستایش معشوق و بیان تأثیرات شگرف او بر عالم و جان، در نهایت انتخاب مسیر شمس تبریزی را تأیید می‌کند.

شرح و تفسیر ابیات

مولانا در این غزل با بیانی تمثیلی و تکرار ردیف “که نوشت”، بر جنبه‌ی ازلی و تقدیر شده‌ی تجربه عرفانی تأکید می‌ورزد. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل می‌پردازیم:

بیت اول:

به شاه نهانی رسیدی که نوشت می آسمانی چشیدی که نوشت

شرح: مولانا با شادی و حیرت خطاب به سالک واصل یا در وصف حال خود می‌گوید: تو به “شاه نهانی” (حقیقت پنهان الهی که از دیدگان ظاهربین مستور است) رسیدی؛ این وصال چیزی بود که از ازل “نوشت” و مقدر شده بود. تو “می آسمانی” (باده‌ی معرفت و عشق الهی که از عالم بالا می‌آید) را چشیدی؛ این چشیدن نیز چیزی بود که در لوح تقدیر نوشته شده بود. این بیت بر جنبه‌ی جبری و مقدر بودن تجربه وصول و دریافت فیض الهی تأکید دارد.

بیت دوم:

نگار ختن را حیات چمن را میان گلستان کشیدی که نوشت

شرح: تو “نگار ختن” (زیبای سرزمین ختن، اشاره به معشوق بی‌همتا که نمادی از جمال الهی است) را و “حیات چمن” (سرزندگی و شادابی عالم وجود) را به سوی خود و “میان گلستان” (دل خود، عالم باطن) “کشیدی” و جذب کردی؛ این جذب نیز چیزی بود که از ازل نوشته و مقدر شده بود. این بیت بر قدرت جذب معشوق و تأثیر حیات‌بخش او که همگی مقدر الهی است، تأکید دارد.

بیت سوم:

ایا جان دلبر ایا جمله شکر چه ماهی چه شاهی چه عیدی که نوشت

شرح: ای جان دلبر (خطاب به معشوق)، ای سراسر شیرینی (جمله شکر)! چه ماه زیبایی هستی (چه تجلی نورانی داری)، چه شاهی (چه عظمت و سلطنتی داری)، و چه عید مبارکی (چه زمان وصال پر شادی)! تمام این اوصاف و این تجربه شیرین، چیزی بود که از ازل نوشته و مقدر شده بود. این بیت بر اوصاف کمالی معشوق و مبارک بودن وصال که همگی در تقدیر الهی بوده است، تأکید دارد.

بیت چهارم:

ز مستان سلامت ز رندان پیامت که قفل طرب را کلیدی که نوشت

شرح: از “مستان” (عاشقان بی‌خودی که از باده‌ی عشق مست شده‌اند) سلام می‌رسد و از “رندان” (وارستگان از قید ظواهر که به باطن رسیده‌اند) پیام می‌آید (پیام شوق و وصال). معشوق همان کسی است که کلید “قفل طرب” (کلید شادی و سرور حقیقی) است؛ و این خاصیت نیز چیزی بود که از ازل نوشته و مقدر شده بود. این بیت بر شور و حال عاشقان و رندان و نقش معشوق به عنوان منبع شادی حقیقی تأکید دارد.

بیت پنجم:

چه رعنا رقیبی چه شیرین طبیبی که در سر شرابی پزیدی که نوشت

شرح: معشوق هم مانند “رقیبی رعنا” (نگهبانی زیبا و دلربا که مانع دسترسی اغیار است، اشاره به ناز معشوق) است و هم مانند “طبیبی شیرین” (طبیبی که داروی شفابخش و دلنشین می‌دهد، اشاره به لطف و درمان‌گری معشوق). او همان کسی است که در درون (در سر، در باطن) تو شرابی (باده‌ی عشق و معرفت) پخته و آماده کرده است؛ این آماده‌سازی شراب نیز چیزی بود که از ازل نوشته و مقدر شده بود. این بیت بر جنبه‌های متفاوت معشوق (هم ناز و هم لطف) و تأثیر او در آماده‌سازی باطن عاشق برای دریافت باده‌ی معرفت تأکید دارد.

بیت ششم:

دلا خوش گزیدی غم شمس تبریز گزیده کسی را گزیدی که نوشت

شرح: مولانا در بیت پایانی، خطاب به دل خود می‌گوید که ای دل، “غم شمس تبریز” (عشق و تعلق به شمس تبریزی) را نیکو و به درستی “گزیدی” و انتخاب کردی. تو کسی را انتخاب کردی که خود “گزیده” و انتخاب شده (از سوی حق) است؛ و این انتخاب تو نیز چیزی بود که از ازل نوشته و مقدر شده بود. این بیت بر انتخاب آگاهانه‌ی مسیر عشق شمس تبریزی به عنوان راه وصول به حق و تأیید این انتخاب توسط قلم تقدیر الهی تأکید دارد.

نتیجه‌گیری

غزل شماره 494 دیوان شمس، غزلی است که با زبانی سرشار از وجد و اشتیاق، به تجربه وصول به حقیقت پنهان و دریافت فیوضات الهی که از ازل مقدر شده است، می‌پردازد. مولانا در این غزل، با تکرار ردیف “که نوشت”، بر جنبه‌ی ازلی و تقدیر شده‌ی تجربه عرفانی، قدرت جذب معشوق و تأثیر حیات‌بخش او، اوصاف کمالی معشوق و مبارک بودن وصال، شور و حال عاشقان و رندان، و جنبه‌های متفاوت معشوق (هم ناز و هم لطف) تأکید دارد. این غزل با بیان انتخاب آگاهانه‌ی مسیر عشق شمس تبریزی و تأیید این انتخاب توسط قلم تقدیر الهی، تصویری از وصول به حقیقت و تسلیم در برابر تقدیر الهی در عالم عشق ارائه می‌دهد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: