تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 476 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 476 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 476 دیوان شمس مولانا

بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست
که بنده قد و ابروی تست هر کژ و راست

فتد به پای تو دولت نهد به پیش تو سر
که آدمی و پری در ره تو بی‌سر و پاست

پریر جان من از عشق سوی گلشن رفت
تو را ندید به گلشن دمی نشست و نخاست

برون دوید ز گلشن چو آب سجده کنان
که جویبار سعادت که اصل جاست کجاست

چو اهل دل ز دلم قصه تو بشنیدند
ز جمله نعره برآمد که مست دلبر ماست

پس آدمی و پری جمع گشت بر من و گفت
بده ز شرق نشان‌ها که این دمت چو صباست

جفات نیز شکروار چاشنی دارد
زهی جفا که در او صد هزار گنج وفاست

قفا بداد و سفر کرد شمس تبریزی
بگو مرا تو که خورشید را چه رو و قفاست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 476 دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل شماره 476 از دیوان پرشور شمس مولانا، غزلی است که با بیانی وجدآمیز و سرشار از طنز، به غلبه عشق بر عقل و تمام هستی و بندگی همه چیز در برابر معشوق می‌پردازد. مولانا در این غزل با خندیدن بر عالم، مقام والای معشوق و تأثیر بی‌نظیر او را بر انسان و عالم هستی بیان می‌کند و جان خود را که شیفته‌ی گلشن معشوق است، توصیف می‌نماید.

شرح و تفسیر ابیات

مولانا در این غزل با زبانی سرشار از شور و با استفاده از تمثیل‌هایی از بندگی و دلبری، به تأثیر عشق بر عالم و آدم اشاره می‌کند. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل می‌پردازیم:

بیت اول:

بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست که بنده قد و ابروی تست هر کژ و راست

شرح: مولانا خطاب به معشوق یا به خود عاشق که در او فانی شده است، می‌گوید که بر تمام عالم بخند، چرا که خنده‌ی تو (اشاره به غلبه و بی‌نیازی از عالم) شایسته است. زیرا هر “کژ و راست” (هرچه در عالم هست و نیست، هر ناقص و کامل)، بنده قامت و ابروی تو (اشاره به زیبایی و کمال معشوق) است. این بیت بر غلبه عشق بر تمام عالم و بندگی همه چیز در برابر معشوق الهی تأکید دارد.

بیت دوم:

فتد به پای تو دولت نهد به پیش تو سر که آدمی و پری در ره تو بی‎سر و پاست

شرح: دولت و سعادت در برابر تو (معشوق) به خاک می‌افتد و سر خود را در پیشگاه تو می‌نهد. چرا که آدمی و پری (تمام موجودات عاقل) در راه عشق تو، “بی‌سر و پاست” (حیران و سرگشته و بی‌اختیار) هستند. این بیت بر عظمت معشوق و بی‌اختیار شدن تمام موجودات در برابر او تأکید دارد.

بیت سوم:

پریر جان من از عشق سوی گلشن رفت تو را ندید به گلشن دمی نشست و نخاست

شرح: دیشب جان من از شدت عشق به سوی “گلشن” (اشاره به عالم معنا، عالم قرب الهی) پرواز کرد. اما چون تو (معشوق) را در آن گلشن ندید، لحظه‌ای آرام نگرفت و درنگ نکرد. این بیت نشان‌دهنده این است که مقصد اصلی جان عاشق، خود معشوق است و بدون او حتی در بهشت نیز آرامش ندارد.

بیت چهارم:

برون دوید ز گلشن چو آب سجده کنان که جویبار سعادت که اصل جاست کجاست

شرح: جان من پس از نیافتن معشوق در گلشن (عالم معنا)، مانند آبی که از جویبار بیرون می‌ریزد، در حالی که سجده‌کنان (با نهایت فروتنی و بندگی) بود، از آنجا بیرون دوید. با خود می‌گفت که جویبار سعادت حقیقی که اصل و منشأ همه چیز است (اشاره به ذات الهی)، کجاست؟ این بیت بیانگر این است که جویبار حقیقی سعادت، خود معشوق است و جان عاشق در جستجوی اصل و منشأ است.

بیت پنجم:

چو اهل دل ز دلم قصه تو بشنیدند ز جمله نعره برآمد که مست دلبر ماست

شرح: هنگامی که “اهل دل” (عارفان و واصلان) قصه عشق تو را از زبان دل من شنیدند، همگی فریاد و نعره (از سر وجد و مستی) برآوردند و گفتند که این دل، مست و شیفته‌ی دلبر (معشوق) ماست. این بیت بر تأثیر سخنان عاشق بر اهل معرفت و اشتراک عاشقان در مستی از باده عشق الهی تأکید دارد.

بیت ششم:

پس آدمی و پری جمع گشت بر من و گفت بده ز شرق نشان‎ها که این دمت چو صباست

شرح: پس از آن، آدمی و پری (تمام موجودات عاقل) بر گرد من جمع شدند و به من گفتند که از “شرق” (اشاره به مشرق حقیقت، عالم نور الهی) نشانه‌ها و خبرهایی بده، چرا که دم و سخن تو (اشاره به کلام مولانا که سرشار از فیض الهی است) مانند نسیم صبا (که بوی خوش یار را می‌آورد) است. این بیت نشان‌دهنده مقام والای عاشق در نزد دیگران و درک فیض الهی در کلام اوست.

بیت هفتم:

جفات نیز شکروار چاشنی دارد زهی جفا که در او صد هزار گنج وفاست

شرح: حتی جفا و ناز تو (معشوق) نیز مانند شکر شیرینی و حلاوت دارد و چاشنی‌بخش است. خوشا به حال آن جفایی که در ظاهر رنج است، اما در باطن خود صد هزار گنج از وفا و حقیقت را پنهان کرده است. این بیت بر درک عمیق عاشق از لطف پنهان در قهر معشوق و دیدن وفا در جفا تأکید دارد.

بیت هشتم:

قفا بداد و سفر کرد شمس تبریزی بگو مرا تو که خورشید را چه رو و قفاست

شرح: مولانا در بیت پایانی با اندوه از هجران شمس تبریزی یاد می‌کند و می‌گوید که شمس تبریزی قفا داد و سفر کرد. سپس از مخاطب می‌پرسد (یا از خود می‌پرسد) که آیا خورشید (اشاره به شمس که مظهر خورشید حقیقت است) روی و قفا (پشت و رو) دارد؟ آیا خورشید که همواره در حال تابش است، می‌تواند پشت کند و غایب شود؟ این بیت بیانگر حزن مولانا از فراق شمس و در عین حال، باور او به حضور دائمی حقیقت الهی است که در شمس متجلی بود.

نتیجه‌گیری

غزل شماره 476 دیوان شمس، غزلی است که با بیانی وجدآمیز و سرشار از طنز، به غلبه عشق بر عقل و تمام هستی و بندگی همه چیز در برابر معشوق می‌پردازد. مولانا در این غزل با خندیدن بر عالم، مقام والای معشوق و تأثیر بی‌نظیر او را بر انسان و عالم هستی بیان می‌کند و جان خود را که شیفته‌ی گلشن معشوق است، توصیف می‌نماید. این غزل بر بی‌اختیار شدن موجودات در برابر عشق، جستجوی جان برای اصل و منشأ، تأثیر سخنان عاشق بر اهل معرفت و درک لطف پنهان در قهر معشوق تأکید دارد و در نهایت، با ذکر نام شمس تبریزی، به حزن از فراق ظاهری او و باور به حضور دائمی حقیقت اشاره می‌نماید.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: