تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 470 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 470 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 470 دیوان شمس مولانا

ای غم! اگر مو شوی پیش منت بار نیست
در شکرینه یقین سرکهٔ انکار نیست

گر چه تو خون‌خواره‌ای، رهزن و عیاره‌ای
قبلهٔ ما غیر آن دلبرِ عیار نیست

کانِ شکرهاست او، مستیِ سرهاست او
ره نبَرد با وی آنک مرغ شکرخوار نیست

هر که دلی داشتَست بندهٔ دلبر شدَست
هر که ندارد دلی طالب دلدار نیست

کَل چه کند شانه را؟ چونک ورا موی نیست
پود چه کار آیدش؟ آنک ورا تار نیست

با سر میدان چه کار؟ آن که بود خرسوار
تا چه کند صیرفی؟ هر کش دینار نیست

جان کلیم و خلیل جانب آتش دوان
نار نماید در او جز گل و گلزار نیست

ای غم از این جا برو ور نه سرت شد گرو
رنگ شب تیره را تاب مه یار نیست

ای غم پُرخار رو، در دل غم‌خوار رو
نُقل بخیلانه‌ات طعمهٔ خمار نیست

حلقهٔ غین تو تَنگ، میمت از آن تَنگ‌تر
تَنگ‌متاعِ تو را عشق خریدار نیست

ای غمِ شادی‌شکن پُر شکرست این دهن
کز شکرآکندگی ممکنِ گفتار نیست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 470 دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل شماره 470 از دیوان پر شور و حال شمس مولانا، غزلی است که با بیانی قاطع و بی‌پروا، به نفی غم و هر آنچه غیر معشوق است می‌پردازد. مولانا در این غزل، غم را در برابر حضور معشوق و غنای عالم عشق هیچ می‌شمارد و تنها دلدار حقیقی را قبله و مقصود عاشقان می‌داند. این غزل تصویری از جان بی‌نیاز عاشق ارائه می‌دهد که جز از باده عشق نمی‌نوشد و جز غم معشوق غم دیگری ندارد.

شرح و تفسیر ابیات

مولانا در این غزل با زبانی تند و گزنده، به طرد غم و هر آنچه انسان را از معشوق باز می‌دارد، می‌پردازد. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل می‌پردازیم:

بیت اول:

ای غم! اگر مو شوی پیش منت بار نیست در شکرینه یقین سرکهٔ انکار نیست

شرح: مولانا برای دومین بار (پس از غزل 469) خطاب به “غم” می‌گوید که حتی اگر به اندازه یک تار مو (بسیار ناچیز) شوی، در برابر من و در عالم من هیچ ارزش و باری نداری. در این “شکرینه یقین” (عالم شیرین و گوارای یقین و حضور معشوق)، هیچ سرکه‌ای از انکار و تردید وجود ندارد. این بیت بر کمال یقین عاشق و بی‌اثر بودن هرگونه اندوه در این مرتبه تأکید دارد.

بیت دوم:

گر چه تو خون‎خواره‎ای، رهزن و عیاره‎ای قبلهٔ ما غیر آن دلبرِ عیار نیست

شرح: مولانا خطاب به غم، صفات منفی چون خونخوارگی، راهزنی و عیاری (حیله‌گری) را نسبت می‌دهد. اما بلافاصله می‌گوید که با وجود تمام این ویژگی‌های منفی تو، قبله و روی آوردن ما جز به آن “دلبر عیار” (معشوق الهی که با جلوه‌های گوناگون دلربایی می‌کند) نیست. این بیت نشان‌دهنده این است که عاشق در برابر جاذبه معشوق، از هر آنچه غیر اوست رویگردان است، حتی اگر آن غیر، غم با تمام قدرت تخریب‌کننده‌اش باشد.

بیت سوم:

کانِ شکرهاست او، مستیِ سرهاست او ره نبَرد با وی آنک مرغ شکرخوار نیست

شرح: معشوق، “کان شکرها” (معدن و سرچشمه تمام شیرینی‌ها و حلاوت‌ها) و “مستی سرها” (مایه مستی و بی‌خودی جان‌ها) است. کسی که مانند “مرغ شکرخوار” (عاشقی که از شیرینی معرفت و عشق الهی بهره نبرده است) نباشد، نمی‌تواند به سوی او راه یابد و به وصل او برسد. این بیت بر غنای بی‌نهایت معشوق و لزوم برخورداری از ذوق و حال معنوی برای رسیدن به او تأکید دارد.

بیت چهارم:

هر که دلی داشتَست بندهٔ دلبر شدَست هر که ندارد دلی طالب دلدار نیست

شرح: مولانا بیان می‌کند که هر کسی که دلی زنده و حساس داشته است (دلی که قابلیت درک عشق و معرفت را دارد)، بنده و مطیع آن دلبر (معشوق) شده است. و هر کسی که چنین دلی نداشته باشد (دلی که مرده و غافل است)، طالب و جویای دلدار نیست. این بیت بر اهمیت دل زنده و قابلیت درک معنوی برای ورود به عالم عشق تأکید می‌کند.

بیت پنجم:

کَل چه کند شانه را؟ چونک ورا موی نیست پود چه کار آیدش؟ آنک ورا تار نیست

شرح: مولانا با استفاده از دو مثال محسوس، به این نکته اشاره می‌کند که هر چیزی برای بهره‌برداری، نیازمند زمینه و قابلیت مناسب است. شخص کچل که مو ندارد، با شانه چه می‌کند؟ و پود به کار کسی نمی‌آید که تار (در بافندگی) ندارد. این بیت بیانگر این است که بدون دل زنده و طالب، بهره‌مندی از فیوضات معنوی و رسیدن به معشوق ممکن نیست.

بیت هفتم:

جان کلیم و خلیل جانب آتش دوان نار نماید در او جز گل و گلزار نیست

شرح: جان پیامبرانی چون حضرت موسی (کلیم‌الله) و حضرت ابراهیم (خلیل‌الله) با اشتیاق به سوی “آتش” (آتش تجلی الهی یا ابتلائات در راه حق) می‌دوند. این آتش در ظاهر سوزان به نظر می‌رسد، اما در واقع و در باطن آن، جز گل و گلزار (لطف و رحمت الهی) وجود ندارد. این بیت به مقام والای پیامبران و اولیا و تبدیل سختی‌ها به لطف در راه حق اشاره دارد.

بیت هشتم:

ای غم از این جا برو ور نه سرت شد گرو رنگ شب تیره را تاب مه یار نیست

شرح: مولانا با قاطعیت بیشتری غم را مخاطب قرار می‌دهد و می‌گوید ای غم، از اینجا (عالم عشق و جان عاشق) برو، وگرنه سرت در گرو و رهن قرار خواهد گرفت (اشاره به نابودی غم در این عالم). همانطور که رنگ شب تیره توان مقابله با تابش ماه یار (نور معشوق) را ندارد، غم نیز در برابر نور عشق تاب مقاومت ندارد. این بیت بر قدرت غالب عشق الهی بر غم و اندوه تأکید می‌کند.

بیت یازدهم:

ای غمِ شادی‎شکن پُر شکرست این دهن کز شکرآکندگی ممکنِ گفتار نیست

شرح: مولانا در پایان، دوباره غم را مخاطب قرار می‌دهد و او را “غم شادی‌شکن” می‌نامد. اما در مقابل، دهان من (زبان حال و قال عاشق) پر از شیرینی و حلاوت حضور معشوق است. این دهان از شدت سرشار بودن از شکر و حلاوت، حتی امکان گفتار و بیان (توصیف و شرح) را ندارد. این بیت بیانگر اوج بی‌خودی و غرق شدن در حلاوت وصال و فراتر بودن این تجربه از حد بیان است.

نتیجه‌گیری

غزل شماره 470 دیوان شمس، غزلی است با بیانی قاطع و بی‌پروا، که به نفی غم و هر آنچه غیر معشوق است می‌پردازد. مولانا در این غزل، با تأکید بر غنای عالم عشق و بی‌نیازی جان عاشق، غم را در برابر حضور معشوق هیچ می‌شمارد و تنها دلدار حقیقی را قبله و مقصود عاشقان می‌داند. این غزل بر لزوم برخورداری از دل زنده و قابلیت درک معنوی برای ورود به عالم عشق، تبدیل سختی‌ها به لطف در راه حق و در نهایت، اوج بی‌خودی و غرق شدن در حلاوت وصال الهی تأکید دارد.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: