تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 466 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 466 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 466 دیوان شمس مولانا

باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوست
گرچه غلط می‌دهد نیست غلط اوست اوست

گاه خوش خوش شود گه همه آتش شود
تعبیه‌های عجب یار مرا خوست خوست

نقش وفا وی کند پشت به ما کی کند
پشت ندارد چو شمع او همگی روست روست

پوست رها کن چو مار سر تو برآور ز یار
مغز نداری مگر تا کی از این پوست پوست

هر کی به جد تمام در هوس ماست ماست
هر کی چو سیل روان در طلب جوست جوست

از هوس عشق او باغ پر از بلبل‌ست
وز گل رخسار او مغز پر از بوست بوست

مفخر تبریزیان شمس حق آگه بود
کز غم عشق این تنم بر مثل موست موست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 466 دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل شماره 466 از دیوان پرمغز شمس مولانا، غزلی است با مضمونی عاشقانه و عارفانه که به حضور دوست در بزم جان و یگانگی عاشق با معشوق می‌پردازد. مولانا در این غزل با تأکید بر حضور دوست در جمع عاشقان، به این نکته اشاره می‌کند که در عالم عشق، ظواهر ممکن است فریبا باشند، اما حقیقت همواره پابرجاست و عاشق باید از قید صورت رها شده و به مغز معنا دست یابد.

شرح و تفسیر ابیات

مولانا در این غزل با بیانی شیوا و با استفاده از تمثیل‌هایی از عالم ظاهر و باطن، به توصیف حال عاشق در بزم حضور دوست می‌پردازد. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل می‌پردازیم:

بیت اول:

باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوست گرچه غلط می‎دهد نیست غلط اوست اوست

شرح: مولانا با شادی اعلام می‌کند که “دوست” (معشوق الهی) دوباره به بزم عاشقان و مجلسیان بازگشته است. اگرچه ممکن است حضور او در ظاهر گاهی “غلط” و خلاف انتظار به نظر برسد، اما حقیقت این است که هرچه هست اوست و هیچ غلطی در کار او نیست. این بیت به تجلی حق در صور مختلف و لزوم فراتر رفتن از داوری‌های ظاهری اشاره دارد.

بیت دوم:

گاه خوش خوش شود گه همه آتش شود تعبیه‎های عجب یار مرا خوست خوست

شرح: معشوق گاهی با لطف و مهربانی ظاهر می‌شود (“خوش خوش شود”) و گاهی با قهر و جلال (“همه آتش شود”). این رفتارهای گوناگون و شگفت‌انگیز، خوی و عادت “یار” (معشوق) من است. این بیت به تجلیات متفاوت حق در عالم و پذیرش این گوناگونی از سوی عاشق حقیقی اشاره دارد.

بیت سوم:

نقش وفا وی کند پشت به ما کی کند پشت ندارد چو شمع او همگی روست روست

شرح: مولانا می‌گوید که معشوق (وی) تنها کسی است که نقش وفا و پایداری را ایفا می‌کند و هرگز به ما پشت نمی‌کند. او مانند شمع است که پشت ندارد و تمام وجودش رو و آشکار است. این بیت بر وفاداری مطلق معشوق الهی و آشکار بودن حقیقت او تأکید دارد.

بیت چهارم:

پوست رها کن چو مار سر تو برآور ز یار مغز نداری مگر تا کی از این پوست پوست

شرح: مولانا مخاطب را به مار تشبیه می‌کند که پوست کهنه خود را رها می‌کند. او توصیه می‌کند که از پوست ظاهری خود (تعلقات دنیوی، صورت‌ها) رها شو و سر وجود خود را از معشوق بیرون آر (به حقیقت وجودی خود در سایه معشوق دست یاب). اگر مغز و حقیقت داری، تا کی می‌خواهی در بند این پوست و ظواهر بمانی؟ این بیت دعوتی است صریح به رهایی از قید صورت و رسیدن به مغز معنا و حقیقت باطنی.

بیت پنجم:

هر کی به جد تمام در هوس ماست ماست هر کی چو سیل روان در طلب جوست جوست

شرح: مولانا با بیانی قاطع، حقیقت انسان را در طلب او می‌داند. هر کسی که با تمام وجود در آرزوی ما (حقیقت الهی) باشد، همان ماست و به یگانگی با حق می‌رسد. و هر کس که مانند سیل روان در جستجوی جویبار (عالم معنا) باشد، همان جویبار است. این بیت بر اهمیت طلب صادقانه و رسیدن به مقام فناء فی‌الله و بقاء باللّه تأکید دارد.

بیت ششم:

از هوس عشق او باغ پر از بلبلست وز گل رخسار او مغز پر از بوست بوست

شرح: از آرزو و شور عشق معشوق، باغ هستی پر از بلبلان عاشق (موجودات مشتاق حق) شده است. و از گل رخسار او (جمال الهی)، مغز هستی پر از بوی خوش معرفت و حقیقت است. این بیت تأثیر عشق الهی را بر تمام عالم نشان می‌دهد و همه چیز را سرشار از نشانه‌های او می‌داند.

بیت هفتم:

مفخر تبریزیان شمس حق آگه بود کز غم عشق این تنم بر مثل موست موست

شرح: مولانا در بیت پایانی به شمس تبریزی، “مفخر تبریزیان” و “شمس حق” اشاره می‌کند و می‌گوید که او آگاه است که از شدت غم عشق، تن من مانند مویی باریک و نحیف شده است. این بیت بیانگر تأثیر عمیق عشق شمس بر وجود مولانا و نحیف شدن جسمانی او در برابر سوز و گداز این عشق است.

نتیجه‌گیری

غزل شماره 466 دیوان شمس، غزلی است که به بیان حضور دوست در بزم جان و یگانگی عاشق با معشوق می‌پردازد. مولانا با تأکید بر حضور دائم حق در عالم، عاشق را به رهایی از قید ظواهر و رسیدن به مغز معنا دعوت می‌کند. این غزل با بیانی شیوا بر اهمیت طلب صادقانه، فناء فی‌الله و بقاء باللّه تأکید داشته و با اشاره به شمس تبریزی، تأثیر عمیق عشق او را بر وجود خود بیان می‌نماید.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: