تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 463 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 463 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 463 دیوان شمس مولانا

هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست
ما به فلک می‌رویم عزم تماشا که راست

ما به فلک بوده‌ایم یار ملک بوده‌ایم
باز همان جا رویم جمله که آن شهر ماست

خود ز فلک برتریم وز ملک افزونتریم
زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست

گوهر پاک از کجا عالم خاک از کجا
بر چه فرود آمدیت بار کنید این چه جاست

بخت جوان یار ما دادن جان کار ما
قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست

از مه او مه شکافت دیدن او برنتافت
ماه چنان بخت یافت او که کمینه گداست

بوی خوش این نسیم از شکن زلف اوست
شعشعه این خیال زان رخ چون والضحاست

در دل ما درنگر هر دم شق قمر
کز نظر آن نظر چشم تو آن سو چراست

خلق چو مرغابیان زاده ز دریای جان
کی کند این جا مقام مرغ کز آن بحر خاست

بلک به دریا دریم جمله در او حاضریم
ور نه ز دریای دل موج پیاپی چراست

آمد موج الست کشتی قالب ببست
باز چو کشتی شکست نوبت وصل و لقاست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 463 دیوان شمس مولانا

مقدمه

غزل شماره 463 از دیوان پر شور و حال شمس مولانا، غزلی است با مضمونی عرفانی که به بازگشت جان به اصل خود و حرکت عاشق به سوی عالم بالا می‌پردازد. مولانا در این غزل با تأکید بر ندای عشق که از هر سو به گوش می‌رسد، انسان را به یادآوری اصل خود (عالم الست) و پرواز به سوی جایگاه حقیقی‌اش فرامی‌خواند. این غزل تصویری زیبا ازjourney روحانی عاشق و گریز جان از عالم خاک به سوی عالم پاک ارائه می‌دهد.

شرح و تفسیر ابیات

مولانا در این غزل با بیانی پرشور و با استفاده از مفاهیم و تمثیل‌های عرفانی، به حرکت جان به سوی معشوق ازلی اشاره می‌کند. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات اصلی این غزل می‌پردازیم:

بیت اول:

هر نفس آواز عشق می‎رسد از چپ و راست ما به فلک می‎رویم عزم تماشا که راست

شرح: مولانا می‌گوید در هر لحظه، ندای عشق الهی از هر جهت (چپ و راست) به گوش جان می‌رسد و ما را به سوی عالم بالا فرامی‌خواند. در پاسخ به این ندا، ما عزم پرواز به سوی “فلک” (عالم بالا، عالم ملکوت) را داریم. اما چه کسی (کِه راست) قصد تماشا و درنگ در این عالم پایین را دارد؟ این بیت نشان‌دهنده جاذبه قوی عشق الهی و بی‌قراری جان عاشق برای عروج است.

بیت دوم:

ما به فلک بوده‎ایم یار ملک بوده‎ایم باز همان جا رویم جمله که آن شهر ماست

شرح: مولانا در این بیت به عالم الست و پیشینه وجودی انسان اشاره می‌کند. ما پیش از آمدن به این عالم خاکی، در فلک بوده‌ایم و یار و همدم ملائک (مَلَک) بوده‌ایم. اکنون نیز همه ما به همان جایگاه اصلی خود بازخواهیم گشت، چرا که آن عالم، شهر و وطن حقیقی ماست. این بیت یادآوری اصل الهی انسان و دعوت به بازگشت به سوی آن است.

بیت سوم:

خود ز فلک برتریم وز ملک افزونتریم زین دو چرا نگذریم منزل ما کبریاست

شرح: مولانا در این بیت، جایگاه انسان کامل را حتی برتر از فلک و ملائک می‌داند. او می‌گوید ما خود از فلک بالاتر و از ملائک برتریم، پس چرا از این دو مرحله (عالم فلک و مقام ملک) عبور نکنیم؟ منزل و جایگاه نهایی ما عالم “کبریا” (عالم عظمت و جلال الهی) است. این بیت اشاره به مقام خلیفه‌اللهی انسان و قابلیت بی‌نهایت او برای رسیدن به قرب الهی دارد.

بیت چهارم:

گوهر پاک از کجا عالم خاک از کجا بر چه فرود آمدیت بار کنید این چه جاست

شرح: مولانا با طرح پرسش‌هایی رتوریک، به تفاوت جوهری میان انسان (گوهر پاک) و عالم خاک اشاره می‌کند. انسان که گوهری پاک و الهی است، چگونه به این عالم خاکی فرود آمده است؟ او با خطاب به انسان می‌گوید که بار سفر ببندید و از این جایگاه (عالم خاک) کوچ کنید، چرا که اینجا جایگاه ابدی شما نیست. این بیت یادآوری موقتی بودن اقامت انسان در عالم ماده است.

بیت پنجم:

بخت جوان یار ما دادن جان کار ما قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست

شرح: در مسیر سلوک و بازگشت به سوی اصل، “بخت جوان” (لطف و عنایت الهی یا سعادت ازلی) یار و مددکار ماست. کار و پیشه‌ی ما در این راه، “دادن جان” و فداکاری در راه معشوق است. و “قافله سالار” و راهبر ما در این سفر معنوی، حضرت محمد (ص) است که “فخر جهان” است. این بیت به لطف الهی، فداکاری در راه عشق و هدایت پیامبر اکرم (ص) در مسیر کمال اشاره دارد.

بیت نهم:

خلق چو مرغابیان زاده ز دریای جان کی کند این جا مقام مرغ کز آن بحر خاست

شرح: مولانا انسان‌ها را به مرغابیانی تشبیه می‌کند که از دریای جان (عالم ارواح، عالم الهی) متولد شده‌اند. پرنده‌ای که از آن دریای بی‌کران برخاسته است، چگونه می‌تواند در این عالم محدود خاکی اقامت کند؟ این بیت بار دیگر به اصل الهی انسان و ناسازگاری طبع او با عالم ماده و میل به بازگشت به وطن اصلی اشاره دارد.

بیت دهم:

بلک به دریا دریم جمله در او حاضریم ور نه ز دریای دل موج پیاپی چراست

شرح: بلکه حتی در این عالم نیز ما در “دریا”ی جان (عالم معنا) غرق هستیم و همه در آن حضور داریم. اگر چنین نبود، چرا از دریای دل موج‌های پی‌درپی (شور، حال، معرفت) برمی‌خاست؟ این بیت به حضور عالم معنا در باطن انسان و تجلیات دائم آن در قلب عارف اشاره دارد.

بیت یازدهم:

آمد موج الست کشتی قالب ببست باز چو کشتی شکست نوبت وصل و لقاست

شرح: مولانا با اشاره به عالم “الست” (زمانی که ارواح به الوهیت حق شهادت دادند)، می‌گوید که در آن زمان “موج الست” آمد و کشتی قالب (جسم) بسته شد؛ یعنی جان‌ها با جسم مادی متحد شدند. اما هنگامی که این کشتی قالب (جسم) می‌شکند (در زمان مرگ یا فنای عرفانی)، دوباره “نوبت وصل و لقا” با معشوق فرامی‌رسد. این بیت به چرخه هبوط و صعود جان و وعده وصال پس از رهایی از قید جسم اشاره دارد.

نتیجه‌گیری

غزل شماره 463 دیوان شمس، غزلی است شورانگیز که با تأکید بر ندای عشق الهی، انسان را به یادآوری اصل خود و بازگشت به عالم معنا فرامی‌خواند. مولانا با بیانی پرشور و با استفاده از تمثیل‌های پرواز، سفر و دریا، به حرکت جان به سوی جایگاه حقیقی‌اش و برتری انسان بر عالم ماده اشاره می‌کند. این غزل بر نقش لطف الهی، فداکاری در راه عشق و هدایت پیامبر اکرم (ص) در این مسیر تأکید داشته و نویدبخش وصال و بقای ابدی پس از رهایی از قید جسم است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: