مطالب پیشنهادی![]()
ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست
بدمستی ز نرگس خمارم آرزوست
هندوی طرهات چه رسن باز لولییست
لولی گری طره طرارم آرزوست
اندر دلم ز غمزه غماز فتنههاست
فتنه نشان جادوی بیمارم آرزوست
زان رو که غدرها و دغاهاش بس خوشست
غدرش مرا بسوزد غدارم آرزوست
زان شمع بینظیر که در لامکان بتافت
پروانه وار سوخته هموارم آرزوست
گلزار حسن رو بگشا زانک از رخت
مه شرمسار گشته و گلزارم آرزوست
بعد از چهار سال نشستیم دو به دو
یک ره به کوی وصل تو دوچارم آرزوست
انکار کرد عقل تو وین کار کرده عشق
انکار سود نیست چو این کارم آرزوست
رانیم بالش شه و رانی به زخم مار
با مصطفای حسن در آن غارم آرزوست
تاتار هجر کرد سیاهی و عنبری
زان مشکهای آهوی تاتارم آرزوست
باریست بر دلم که مرا هیچ بار نیست
ای شاه بار ده که یکی بارم آرزوست
عارست ای خفاش تو را ناز آفتاب
صد سجده من بکرده بر آن عارم آرزوست
با داردار وعده وصلت رسید صبر
هجران دو چشم بسته و بر دارم آرزوست
هست این سپاه عشق تو جان سوز و دلفروز
و اندر سپاه عشق تو سالارم آرزوست
دجال هجر بر سرم از غم قیامتیست
لابد فسون عیسی و تیمارم آرزوست
مکری بکرد بنده و مکری بکرد وصل
از مکر توبه کردم مکارم آرزوست
تا سوی گلشن طرب آیم خراب و مست
از گلشن وصال تو یک خارم آرزوست
زان طرههای زلف کمرساز بنده را
کز شهر دررمیدم کهسارم آرزوست
موسی جان بدید درختی ز نور نار
آن شعله درخت و از آن نارم آرزوست
تبریز چون بهشت ز دیدار شمس دین
اندر بهشت رفته و دیدارم آرزوست
غزل شماره 452 از دیوان شمس مولانا، غزلی است که با زبانی پرشور و حال و بیانی سرشار از تمنای وصال معشوق سروده شده است. در این غزل، مولانا با واژگانی همچون “آرزوست”، عطش و اشتیاق بیحد و حصر خود را برای رسیدن به محبوب و فنا شدن در اوجلوهگر میسازد. این غزل تصویری پویا ازjourney عاشق در مسیر طلب ارائه میدهد و هر بیت آن بیانگر گوشهای از آمال و خواستههای او در این راه است.
مولانا در این غزل با بهرهگیری از تصاویر و استعارات گوناگون، عمق تعلق خاطر و آرزومندی خود را نسبت به معشوق به نمایش میگذارد. در ادامه به شرح و تفسیر برخی از ابیات برجسته این غزل میپردازیم:
ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست بدمستی ز نرگس خمارم آرزوست
شرح: در مطلع غزل، مولانا آرزوی خود را برای نوشیدن باده عشق از لعل لب معشوق بیان میکند. ساقی در ادبیات عرفانی نمادی از پیر، مرشد یا حتی خود حق است که جام معرفت و عشق را به تشنگان این راه مینوشاند. “سردهی” به معنای بخشیدن و عطا کردن است و “بدمستی” در اینجا نه به معنای مستی دنیوی، بلکه به معنای بیخودی و فنا شدن در جذبه عشق الهی است که از نگاه مست و خمار معشوق (نرگس خمار) حاصل میشود.
زان شمع بینظیر که در لامکان بتافت پروانه وار سوخته هموارم آرزوست
شرح: معشوق در این بیت به شمعی بینظیر تشبیه شده است که در عالم لامکان (عالم ورای مکان و زمان، عالم احدیت) نورافشانی میکند. مولانا آرزو دارد که مانند پروانه، عاشقانه و بیمحابا خود را به این شمع بینظیر بزند و در آتش عشق او بسوزد. این سوختن پروانه تمثیلی از فنای عاشق در ذات معشوق و رسیدن به وحدت وجودی است.
بعد از چهار سال نشستیم دو به دو یک ره به کوی وصل تو دوچارم آرزوست
شرح: این بیت میتواند اشارهای به دوران سلوک و انتظار عاشق برای رسیدن به وصال باشد. “چهار سال” ممکن است عدد دقیقی نباشد و صرفاً کثرت زمان انتظار را برساند. عاشق پس از این مدت طولانی انتظار، همچنان در آرزوی یک لحظه روبرو شدن و رسیدن به کوی معشوق است. این بیت بیانگر صبر و پایداری عاشق در مسیر طلب و اشتیاق بیپایان او برای وصال است.
انکار کرد عقل تو وین کار کرده عشق انکار سود نیست چو این کارم آرزوست
شرح: مولانا در این بیت تقابل میان عقل جزئی و عشق را مطرح میکند. عقل ممکن است کار عاشقانه و بیپروا را انکار کند و آن را نامعقول بداند، اما عاشق که کارش بر مدار عشق است، به این انکار عقل وقعی نمینهد. او میگوید که وقتی این کار (عشق ورزی و طلب) آرزوی قلبی من است، انکار عقل سودی ندارد و نمیتواند مانع او شود. این بیت بیانگر غلبه عشق بر عقل در منطق عرفانی است.
تبریز چون بهشت ز دیدار شمس دین اندر بهشت رفته و دیدارم آرزوست
شرح: در بیت پایانی، مولانا به شهر تبریز و دیدار شمس تبریزی اشاره میکند. تبریز در نظر او مانند بهشت است، نه به خاطر زیباییهای طبیعیاش، بلکه به خاطر حضور شمس دین در آنجا. مولانا آرزو دارد که به این بهشت (تبریزِ شمس) برود و یار خود را ببیند. این بیت بیانگر مقام و منزلت والای شمس تبریزی در نزد مولانا و تأثیر عمیق او بر عالم معنایی شاعر است. این بیت همچنین نشاندهنده این است که معشوق در این غزل میتواند هم شامل معشوق ازلی و هم شامل پیر و مرشد کامل باشد.
غزل شماره 452 دیوان شمس، تابلویی رنگارنگ از آرزوها و تمناهای عاشق شوریده مولاناست. او در این غزل، عطش سیریناپذیر خود را برای وصال معشوق ازلی یا پیر و مرشد کامل با بیانی آتشین و پرکشش به تصویر میکشد. هر بیت این غزل، فریاد اشتیاق و تمنای وصال است و نشاندهنده تسلیم بیچون و چرای عاشق در برابر منطق عشق، حتی اگر عقل آن را برنتابد. این غزل مخاطب را نیز به همنوایی با این شور و حال عاشقانه و طلب دیدار یار فرامیخواند.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر