مطالب پیشنهادی![]()
از دل به دل برادر گویند روزنیست
روزن مگیر گیر که سوراخ سوزنیست
هر کس که غافل آمد از این روزن ضمیر
گر فاضل زمانه بود گول و کودنیست
زان روزنه نظر کن در خانه جلیس
بنگر که ظلمت است در او یا که روشنیست
گر روشن است و بر تو زند برق روشنش
میدان که کان لعل و عقیق است و معدنیست
پهلوی او نشین که امیر است و پهلوان
گل در رهش بکار که سروی و سوسنی است
در گردنش درآر دو دست و کنار گیر
برخور از آن کنار که مرفوع گردنیست
رو رخت سوی او کش و پهلوش خانه گیر
کان جا فرشتگان را آرام و مسکنیست
خواهم که شرح گویم میلرزد این دلم
زیرا غریب و نادر و بیما و بیمنیست
آن جا که او نباشد این جان و این بدن
از همدگر رمیده چو آبی و روغنیست
خواهی بلرز و خواه ملرز اینت گفتنیست
گر بر لب و دهانم خود بند آهنیست
آهن شکافتن بر داوود عشق چیست
خامش که شاه عشق عجایب تهمتنیست
غزل شماره ۴۴۳ از دیوان شمس مولانا با مطلع “از دل به دل برادر گویند روزنیست / روزن مگیر گیر که سوراخ سوزنیست”. این غزل به وجود راه و ارتباطی پنهان میان دلهای آگاه و همدل اشاره دارد و این ارتباط را فراتر از ظواهر مادی و حسی میداند. مولانا با بیان اینکه میان دل و دل (دو انسان همدل و همراز) روزنی برای ارتباط وجود دارد، تأکید میکند که این روزن را کوچک و ناچیز مشمار، چرا که این ارتباط مانند سوراخ سوزنی (با دقت و ظرافت بسیار) وجود دارد و قابل درک برای هر کسی نیست. ردیف “سوزنیست” در این غزل، بر دقت، ظرافت، و گاه دشواری درک این ارتباطات پنهان تأکید دارد.
مولانا در ادامه به اهمیت آگاهی از این روزن ضمیر (ارتباط باطنی و درونی) اشاره میکند: هر کس که غافل آمد از این روزن ضمیر / گر فاضل زمانه بود گول و کودنیست. هر کسی که از این راه ارتباط باطنی و درونی غافل باشد، حتی اگر دانشمند و فاضل زمانهٔ خود باشد، در حقیقت نادان و احمق است. تأکید بر اهمیت معرفت باطنی و درونی بر دانش ظاهری.
غزل به لزوم نظر کردن در خانهٔ جلیس (دل همنشین) از طریق این روزن ضمیر و تشخیص ظلمت یا روشنایی آن میپردازد و بیان میکند که اگر دل همنشین روشن باشد و نور معرفت از آن بتابد، آن دل مانند معدن لعل و عقیق گرانبها است. سپس با دعوت به نشستن پهلوی چنین کسی که امیر و پهلوان (در عالم معنا) است و کاشتن گل در راه او، به جایگاه والای اولیای الهی و لزوم ارادت و خدمت به آنان اشاره دارد.
مولانا با دعوت به در آغوش کشیدن و کنار گرفتن چنین کسی که گردنفراز و با عزت است، به بهرهمندی از فیض و برکت حضور اولیا اشاره میکند و تأکید دارد که باید رخت وجود را به سوی او کشید و پهلوی او خانه گرفت، چرا که آنجا جایگاه آرامش فرشتگان است.
در ادامه، مولانا از دشواری شرح و بیان این حقایق میگوید که دلش میلرزد، چرا که این معانی غریب، نادر و فراتر از درک ما و منیت ماست. و بیان میکند که آنجا که او (حق تعالی) حضور ندارد، جان و بدن از هم رمیده و مانند آب و روغن ناسازگارند.
غزل با بیان اینکه این گفتنی است، چه بلرزی و چه نلرزی، حتی اگر بر لب و دهانش بند آهنین باشد، به لزوم بیان حقایق با وجود دشواریها اشاره دارد. در پایان، با طرح این پرسش که آهن شکافتن در برابر داوود عشق (اشاره به حضرت داوود که آهن در دستش نرم میشد، و اینجا عشق الهی که همهٔ سختیها را آسان میکند) چیست، به قوت و عظمت عشق الهی اشاره میکند و با دعوت به خاموشی، بیان میدارد که شاه عشق عجایب و قدرتها دارد.
غزل با اشاره به ارتباط پنهان دلها آغاز میشود: از دل به دل برادر گویند روزنیست / روزن مگیر گیر که سوراخ سوزنیست. ای برادر، عارفان و اهل دل میگویند که میان دل و دل راهی برای ارتباط وجود دارد (ارتباط باطنی). این راه را کوچک و بیارزش مپندار، بلکه بدان که این ارتباط دقیق و ظریف مانند سوراخ سوزنی است (که فقط اهلش آن را درک میکنند). وجود ارتباط باطنی و پنهان میان دلها.
اهمیت آگاهی باطنی و نقد دانش ظاهری: هر کس که غافل آمد از این روزن ضمیر / گر فاضل زمانه بود گول و کودنیست. هر کسی که از این راه ارتباط باطنی و از آگاهی درونی خود غافل باشد، حتی اگر در علوم ظاهری بسیار دانشمند و برتر زمانهٔ خود باشد، در حقیقت نادان و احمق است. برتری معرفت باطنی بر دانش ظاهری.
لزوم شناخت دلها و جایگاه اولیا: زان روزنه نظر کن در خانه جلیس / بنگر که ظلمت است در او یا که روشنیست. از طریق آن روزن ضمیر و ارتباط باطنی، به خانهٔ دل همنشین و همنوع خود نظر کن و ببین که در آن دل تاریکی و جهل است یا نور و معرفت. تشخیص باطن افراد. گر روشن است و بر تو زند برق روشنش / می\u200cدان که کان لعل و عقیق است و معدنیست. اگر آن دل روشن باشد و نور معرفتش بر تو بتابد، بدان که آن دل مانند معدنی پر از لعل و عقیق (حقایق گرانبها) است و بسیار ارزشمند. ارزش دلهای روشن و آگاه. پهلوی او نشین که امیر است و پهلوان / گل در رهش بکار که سروی و سوسنی است. در کنار چنین کسی بنشین که او در عالم معنا امیر و پهلوان است (بر نفس خود غلبه کرده و مقتدر است). در راه او گل بکار (اشاره به ارادت و خدمت)، چرا که وجود او مانند سرو (بلندقامت) و سوسن (زیبا) است. جایگاه والای اولیای الهی و لزوم ارادت.
بهرهمندی از حضور اولیا و مسکن حقیقی: در گردنش درآر دو دست و کنار گیر / برخور از آن کنار که مرفوع گردنیست. (با ارادت و محبت) دو دست خود را در گردن او (اولیای الهی) حلقه کن و او را در آغوش بگیر. از آن آغوش و کنار بهرهمند شو، چرا که او بلندمرتبه و باعزت است. بهرهمندی از فیض اولیا. رو رخت سوی او کش و پهلوش خانه گیر / کان جا فرشتگان را آرام و مسکنیست. رخت وجود و همت خود را به سوی او بکش و در کنار او (باطن او، محضر او) خانه بگیر و آرام گیر. چرا که آنجا (در قرب الهی) محل آرامش و سکونت فرشتگان است. آرامش و مسکن حقیقی در حضور حق.
دشواری بیان حقایق و ناسازگاری جان و بدن بدون حق: خواهم که شرح گویم می\u200cلرزد این دلم / زیرا غریب و نادر و بی\u200cما و بی\u200cمنیست. میخواهم که این حقایق را شرح دهم، اما دلم میلرزد. زیرا این معانی و حقایق غریب، کمیاب و فراتر از درک ما و منیت ماست. دشواری بیان حقایق عرفانی. آن جا که او نباشد این جان و این بَدَن / از هَمْدِگَر رَمیده چو آبیّ و روغنی\u200cست. در آن مقامی که او (حق تعالی) حضور ندارد، این جان و این بدن از یکدیگر رمیدهاند و مانند آب و روغن (که با هم آمیخته نمیشوند) با هم ناسازگارند. ناسازگاری جان و بدن در غیاب حق و بیقراری آنها.
لزوم بیان حق و عظمت عشق الهی: خواهی بِلَرْز و خواه مَلَرْز اینْت گفتنی\u200cست / گَر بر لب و دَهانَم خود بَنْدِ آهنی\u200cست. خواه از بیان این حقایق بترسی و بلرزی و خواه نترسی، این سخن گفتنی است و باید بیان شود، حتی اگر بر لب و دهان من بند آهنین (موانع بسیار) باشد. لزوم بیان حقایق. آهن شِکافتن بَرِ داوودِ عشق چیست؟ / خامُش که شاهِ عشقْ عَجایبْ تَهَمْتَنی\u200cست. (در برابر عظمت عشق الهی) آهن شکافتن (کاری که حضرت داوود با قدرت الهی انجام میداد) در برابر داوود عشق (عشق الهی) چیست و چه ارزشی دارد؟ خاموش باش و سخن گفتن را کنار بگذار، چرا که شاه عشق (حق تعالی) دارای قدرتها و تواناییهای عجیب و بینهایت است. عظمت و قدرت بیکران عشق الهی.
غزل ۴۴۳ مولانا به وجود راه و ارتباطی پنهان میان دلهای آگاه و اهمیت معرفت باطنی میپردازد. مولانا با نقد دانش ظاهری و تأکید بر لزوم شناخت دلها، به جایگاه والای اولیای الهی و بهرهمندی از فیض حضور آنان اشاره میکند. غزل با بیان دشواری بیان حقایق غریب عرفانی و ناسازگاری جان و بدن در غیاب حق، به لزوم بیان حقایق و عظمت بیکران عشق الهی رهنمون میشود. این غزل، بیانی عمیق و دلنشین از نگاه مولانا به ارتباطات باطنی، اهمیت اولیا، و قدرت عشق در مسیر وصول به حقیقت است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر