تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 422 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 422 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 422 دیوان شمس مولانا

ای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشادست
جانم آن لحظه که غمگین تو باشم شادست

نقدهایی که نه نقد غم توست آن خاکست
غیر پیمودن باد هوس تو بادست

کار او دارد کموخته کار توست
زانک کار تو یقین کارگه ایجادست

آسمان را و زمین را خبرست و معلوم
کآسمان همچو زمین امر تو را منقادست

روی بنمای و خمار دو جهان را بشکن
نه که امروز خماران تو را میعادست

آفتاب ار چه در این دور فریدست و وحید
شرقیانند که او در صفشان آحادست

خسروان خاک کفش را به خدا تاج کنند
هر که شیرین تو را دلشده چون فرهادست

می‌نهد بر لب خود دست دل من که خموش
این چه وقت سخن‌ست و چه گه فریادست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 422 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۴۲۲ از دیوان شمس مولانا با مطلع “ای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشادست / جانم آن لحظه که غمگین تو باشم شادست”. این غزل به ستایش و وصف معشوق (حق تعالی یا پیر واصل) و تأثیر وجود او بر عاشق می‌پردازد. مولانا با تشبیه روی معشوق به گل و زلفش به شمشاد، بیان می‌کند که حتی در غم معشوق بودن نیز برای جان عاشق شادی‌آور است. غزل با بی‌ارزش دانستن آنچه نقد غم او نیست، و هدر رفتن عمر در هوس غیر او، به از جانب او بودن کار و کارگه ایجاد، و مطیع امر او بودن آسمان و زمین اشاره می‌کند. همچنین با درخواست نمایاندن روی و شکستن خمار دو جهان، به بی‌همتایی آفتاب (معشوق) و بندگی خسروان در برابر خاک کفش او می‌پردازد و در نهایت با بیان حال سکوت و حیرت دل در برابر عظمت معشوق، به وصف‌ناپذیری و فراتر بودن او از کلام رهنمون می‌شود. ردیف غزل “شادست” و “بادست” و “ایجادست” و “منقادست” و “میعادست” و “آحادست” و “فرهادست” و “فریادست” بر مفاهیم شادی در غم یار، بی‌ارزشی غیر معشوق، از جانب او بودن خلقت، تسلیم هستی در برابر او، وعدهٔ دیدار، یگانگی معشوق، بندگی عاشقان، و ناتوانی از بیان تأکید دارد.

مضامین اصلی غزل

  • ستایش و وصف معشوق (حق تعالی یا پیر واصل).
  • شادی جان عاشق حتی در غم معشوق.
  • بی‌ارزش بودن هرچه غیر از غم و عشق معشوق است.
  • هدر رفتن عمر در هوس‌های دنیوی.
  • از جانب معشوق بودن کار و آفرینش.
  • تسلیم و انقیاد آسمان و زمین در برابر امر معشوق.
  • درخواست تجلی و رفع حجاب.
  • بی‌همتایی و یگانگی معشوق.
  • بندگی پادشاهان در برابر خاک راه معشوق.
  • دلباختگی عاشقان مانند فرهاد.
  • حالت سکوت، حیرت و ناتوانی دل از بیان.
  • فراتر بودن معشوق از کلام و وصف.

شرح و تفسیر ابیات

غزل با ستایش معشوق و بیان حال عاشق آغاز می‌شود: ای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشادست / جانم آن لحظه که غمگین تو باشم شادست. ای کسی که روی زیبایت مانند گل و زلف دلربایت مانند درخت شمشاد است، جان من در آن لحظه‌ای که در غم و اندوه تو (فراق یا ناز تو) باشم نیز شاد و خرم است. شادی درونی عاشق حتی در رنج فراق یار.

به بی‌ارزش بودن غیر غم معشوق و هدر رفتن عمر اشاره دارد: نقدهایی که نه نقد غم توست آن خاکست / غیر پیمودن باد هوس تو بادست. آن سرمایه‌ها و ارزش‌هایی که معیار سنجش آن‌ها غم و عشق تو نیست، بی‌ارزش و مانند خاک است. هر کاری غیر از رفتن در مسیر و هوای تو (عشق و طلب معشوق)، مانند پیمودن و دویدن در پی باد هوس است و هدر رفتن عمر. بی‌ارزشی مادیات و اهمیت عشق ورزیدن به حق.

به از جانب او بودن کار و کارگه ایجاد و تسلیم هستی اشاره می‌کند: کار او دارد کموخته کار توست / زانک کار تو یقین کارگه ایجادست. (هر کاری که در عالم انجام می‌شود) او (حق تعالی) آن را دارد و از اوست، در حالی که گمان می‌رود کار تو (مخلوق) است. چرا که کار حقیقی و منشأ آفرینش، کارگاه ایجاد و هستی‌بخشی تو (ای حق) است. از حق بودن همهٔ افعال و خلقت. آسمان را و زمین را خبرست و معلوم / کآسمان همچو زمین امر تو را منقادست. آسمان و زمین آگاهند و می‌دانند که آسمان نیز مانند زمین در برابر امر و فرمان تو (ای حق) مطیع و منقاد است. تسلیم و فرمانبرداری تمام هستی در برابر ارادهٔ الهی.

به درخواست تجلی و رفع خمار و بی‌همتایی آفتاب اشاره دارد: روی بنمای و خمار دو جهان را بشکن / نه که امروز خماران تو را میعادست. روی زیبای خود را بنما و حجاب را برطرف کن تا خمار و بی‌قراری هر دو جهان (عالم ماده و معنا) شکسته شود. مگر نه اینکه امروز عاشقان و بی‌قراران، با تو وعدهٔ دیدار دارند؟ درخواست تجلی الهی و رفع بی‌قراری حاصل از فراق. آفتاب ار چه در این دور فریدست و وحید / شرقیانند که او در صفشان آحادست. آفتاب (معشوق، حقیقت مطلق) اگرچه در این زمان و عالم (نسبی) بی‌همتا و یگانه است. اما در عالم شرقیان (عالم معنا، اهل حقیقت) او در میان انبوه یگانگان، یک فرد و بی‌نظیر است (اشاره به تجلیات بی‌شمار حق). بی‌همتایی معشوق در عالم نسبی و بی‌نظیری او در عالم مطلق.

به بندگی خسروان و دلباختگی عاشقان اشاره دارد: خسروان خاک کفش را به خدا تاج کنند / هر که شیرین تو را دلشده چون فرهادست. پادشاهان و بزرگان (اهل دنیا) خاک کفش تو (معشوق) را به خدا سوگند که مانند تاج و تخت خود عزیز می‌دارند. هر کسی که دلباختهٔ شیرینی تو (عشق و لطف تو) شده است، مانند فرهاد (در عشق شیرین) بی‌قرار و دل از دست داده است. بندگی اهل دنیا در برابر معشوق حقیقی و شدت دلباختگی عاشقان.

در بیت پایانی، به حالت سکوت و حیرت دل اشاره دارد: می\u200cنهد بر لب خود دست دل من که خموش / این چه وقت سخن\u200cست و چه گه فریادست. دل من (در برابر عظمت و زیبایی تو) دست خود را بر لب می‌نهد و به خود می‌گوید: خاموش باش! این چه وقت سخن گفتن و چه هنگام فریاد زدن است (که در این مقام حیرت و بی‌خودی، کلام و فریاد بی‌معناست). ناتوانی دل از بیان عظمت معشوق و حالت حیرت و سکوت در برابر او.

نتیجه‌گیری

غزل ۴۲۲ مولانا، غزلی است که با ستایش و وصف معشوق، به تأثیر ژرف وجود او بر جان عاشق و شادی درونی او حتی در غم یار اشاره می‌کند. مولانا با بیان بی‌ارزش بودن غیر عشق معشوق و هدر رفتن عمر در هوس‌های دنیوی، به از جانب او بودن همهٔ خلقت و تسلیم هستی در برابر ارادهٔ الهی می‌پردازد. غزل با درخواست تجلی و رفع خمار فراق، به بی‌همتایی معشوق و بندگی پادشاهان در برابر او اشاره می‌کند و در نهایت با بیان حالت سکوت، حیرت، و ناتوانی دل از بیان، به وصف‌ناپذیری و فراتر بودن معشوق از کلام رهنمون می‌شود. این غزل، بیانی پرشور و عاشقانه از نگاه مولانا به معشوق الهی، احوال عاشق، و عظمت حق است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: