مطالب پیشنهادی![]()
از سقاهم ربهم بین جمله ابرار مست
وز جمال لایزالی هفت و پنج و چار مست
این قیامت بین که گویی آشکارا شد ز غیب
خم و کوزه حوض کوثر از می جبار مست
تن چو سایه بر زمین و جان پاک عاشقان
در بهشت عشق تجری تحتها الانهار مست
چون فزون گردد تجلی از جمال حق ببین
ذره ذره هر دو عالم گشته موسی وار مست
از تقاضاهای مستان وز جواب لن تران
در شفاعت مو به موی احمد مختار مست
او سر است و ما چو دستار اندر او پیچیدهایم
از شراب آن سری گردد سر و دستار مست
یوسف مصری فروکن سر به مصر اندرنگر
شهر پرآشوب بین و جمله بازار مست
گر بگویم ای برادر خیره مانی زین عجب
عرش و کرسی آسمانها این همه کردار مست
شمس تبریزی برآمد در دلم بزمی نهاد
از شراب عشق گشتست این در و دیوار مست
غزل شماره ۳۹۸ از دیوان شمس مولانا با مطلع “از سقاهم ربهم بین جمله ابرار مست / وز جمال لایزالی هفت و پنج و چار مست”. این غزل تصویری پرشکوه و پرشور از مستی عارفانه و تأثیر شراب عشق الهی بر تمام موجودات و عوالم هستی ارائه میدهد. مولانا با بهرهگیری از تعابیر قرآنی و عرفانی، به یگانگی درونی و فنای عارفان در دریای وحدت اشاره میکند و این مستی را نتیجهٔ سقاهم ربهم (اشاره به آیهٔ ۲۱ سورهٔ انسان) میداند. ردیف غزل “مست” است که بر فراگیری و شمول مستی عشق در تمام مظاهر هستی تأکید دارد.
غزل با بیان مستی ابرار از شراب الهی آغاز میشود: از سقاهم ربهم بین جمله ابرار مست / وز جمال لایزالی هفت و پنج و چار مست. از “سقاهم ربهم” (پروردگارشان به ایشان نوشانید، اشاره به شراب طهور بهشتی در آیهٔ ۲۱ سورهٔ انسان) ببین که چگونه تمام نیکوکاران (ابرار) مست و بیخویشاند. و از جمال و زیبایی ازلی الهی، هفت (آسمانها)، پنج (حواس ظاهری)، و چار (طبایع چهارگانه) نیز مست و مدهوشاند. اشاره به مستی عارفان از فیض الهی و تأثیر جمال حق بر تمام عوالم.
به قیامت عشق و مستی جمادات اشاره دارد: این قیامت بین که گویی آشکارا شد ز غیب / خم و کوزه حوض کوثر از می جبار مست. این قیامت و شور و غوغا را ببین که گویی از عالم غیب آشکار شده است. خم (ظرف شراب) و کوزه و حتی حوض کوثر (چشمهای در بهشت) نیز از می جبار و مقتدر الهی مست و پرشورند. اشاره به تأثیر عشق حتی بر موجودات بیجان و برپایی قیامت درونی.
به مستی جان عاشقان در بهشت عشق اشاره میکند: تن چو سایه بر زمین و جان پاک عاشقان / در بهشت عشق تجری تحتها الانهار مست. تن در این عالم خاکی مانند سایهای بیثبات است، اما جان پاک عاشقان در بهشت عشق (مقام قرب الهی)، مست و شادمان است؛ بهشتی که “تجری تحتها الانهار” (نهرها در زیر آن جاری است، اشاره به آیات بهشتی). برتری و بقای جان در عالم عشق و بیثباتی تن.
به موسیوار مست شدن ذرات عالم اشاره دارد: چون فزون گردد تجلی از جمال حق ببین / ذره ذره هر دو عالم گشته موسی وار مست. زمانی که تجلی و ظهور جمال حق فزونی مییابد، ببین که چگونه ذره ذرهٔ هر دو عالم (دنیا و آخرت، ظاهر و باطن) مانند حضرت موسی (که با دیدن تجلی حق مدهوش شد)، مست و بیخویش گشتهاند. تأثیر فراگیر تجلی الهی بر تمام ذرات هستی.
به مستی احمد مختار در شفاعت اشاره دارد: از تقاضاهای مستان وز جواب لن تران / در شفاعت مو به موی احمد مختار مست. (پیامبر اسلام، احمد مختار) از خواستهها و تقاضاهای مستان (عاشقان) و از جواب “لن ترانی” (هرگز مرا نخواهی دید، خطاب به حضرت موسی)، در مقام شفاعت، مو به موی وجودش مست و پرشور است. اشاره به مقام شفاعت پیامبر و تأثیر حالات عارفان بر او.
به مستی تمام وجود در سایهٔ سر او (پیامبر یا پیر) اشاره دارد: او سر است و ما چو دستار اندر او پیچیدهایم / از شراب آن سری گردد سر و دستار مست. او (پیامبر یا پیر کامل) مانند سر و اصل است و ما مانند دستار بر گرد او پیچیدهایم و فانی در او هستیم. از شراب معرفتی که از آن سر (وجود او) میرسد، هم سر (اصل و حقیقت) و هم دستار (وجود ظاهری ما) مست و بیخویش میشود. فنای در پیر و مستی حاصل از آن.
به یوسف مصر و شهر مست اشاره دارد: یوسف مصری فروکن سر به مصر اندرنگر / شهر پرآشوب بین و جمله بازار مست. ای انسان کامل (یوسف مصری)، سر در عالم هستی (مصر) فروکن و در آن بنگر. ببین که شهر پر از آشوب عشق است و تمام بازار (محل داد و ستد، نماد فعالیتهای دنیوی) نیز مست و بیخویش شده است. اشاره به تأثیر انسان کامل بر عالم و مستی حاصل از حضور او.
به خیرگی از عجایب مستی اشاره دارد: گر بگویم ای برادر خیره مانی زین عجب / عرش و کرسی آسمانها این همه کردار مست. ای برادر، اگر بخواهم از این عجایب مستی برایت بگویم، خیره و سرگشته خواهی شد. عرش و کرسی و تمام آسمانها با تمام کردار و حرکاتشان، در این دریای مستی غرقاند. شگفتی و عظمت مستی عارفانه.
در بیت پایانی، به تجلی شمس تبریزی اشاره دارد: شمس تبریزی برآمد در دلم بزمی نهاد / از شراب عشق گشتست این در و دیوار مست. شمس تبریزی (پیر و مراد من) در دل من طلوع کرد و در آن بزمی (مجلس بادهنوشی، کنایه از حالت وجد و سرمستی) برپا نمود. از شراب عشق او، در و دیوار (تمام وجود و اطراف من) مست و بیخویش شده است. تأثیر حضور شمس در ایجاد مستی و بزم درونی.
غزل ۳۹۸ مولانا، غزلی است که با تصاویری قدرتمند و سرشار از شور و حال، به بیان فراگیری مستی عشق الهی در تمام عوالم هستی میپردازد. مولانا این مستی را نتیجهٔ فیض الهی و تجلی جمال حق میداند و تأثیر آن را بر انسان (ابرار، عاشقان، یوسف مصری)، عوالم بالا و پایین، و حتی جمادات نشان میدهد. غزل با اشاره به مقام شفاعت پیامبر و فنای در پیر، به یگانگی وجود در سایهٔ حقیقت اشاره میکند و در نهایت، با بیان تأثیر حضور شمس تبریزی در ایجاد بزم درونی، به نقش محوری پیر کامل در رسیدن به این مقامات اشاره دارد. این غزل، بیانی پرشکوه از نگاه مولانا به وحدت وجود، مستی عارفانه، و نقش پیر در سیر و سلوک است.
لینکهای مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل
کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا
درباره فال آنلاین
فال آنلاین وب سایتی با امکان فال حافظ به صورت کامل را برای کاربران فراهم کرده است. کاربران گرامی علاوه بر استفاده از سایت امکان دریافت اپلیکیشن اندروید فال را نیز دارند. کاربری اپلیکیشن بهبود یافته برای صفحات موبایل میباشد و کاربری روانتری را برای کاربران فراهم میکند.
منوی کاربردی
برخی از غزلیات
برخی از پربازدیدها
طراحی و توسعه طراحان برتر