تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات:

تبلیغات متنی:

غزل شماره 393 دیوان شمس مولانا

فال مولانا

فال مولانا با تفسیر

ابتدا با خلوص نیت و قلبی سرشار از اعتماد نیت کنید.

آنگاه برای گرفتن فال مولانا بر روی عکس زیر کلیک کنید

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

مطالب پیشنهادی

خرید انواع هارد اکسترنال با گارانتی معتبر شزکتی
هارد‌های ضد آب و ضد ضربه با برند معتبر و قیمت مناسب
کنترل هوشمند انوع کجت‌ها و گوشی‌ها با ساعت هوشمند
انواع لپ تاپ حرفه‌ای لنوو زیر قیمت بازار تهران تعداد محدود
خرید انلاین انواع سکه طلا به فوری به قیمت روز
طلا بهترین سرمایه گذاری است. خرید انواع سکه پارسیان

غزل شماره 393 دیوان شمس مولانا

غزل شماره 393 دیوان شمس مولانا

جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست
هر حریفی کو بخسبد والله از اصحاب نیست

روی بستان را نبیند راه بستان گم کند
هر که او گردان و نالان شیوه دولاب نیست

ای بجسته کام دل اندر جهان آب و گل
می‌دوانی سوی آن جو کاندر آن جو آب نیست

ز آسمان دل برآ ماها و شب را روز کن
تا نگوید شب روی کامشب شب مهتاب نیست

بی خبر بادا دل من از مکان و کان او
گر دلم لرزان ز عشقش چون دل سیماب نیست

توضیح . معنی . تفسیر

تفسیر غزل شماره 393 دیوان شمس مولانا

غزل شماره ۳۹۳ از دیوان شمس مولانا با مطلع “جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست / هر حریفی کو بخسبد والله از اصحاب نیست”. این غزل دعوتی پرشور به بیداری، هوشیاری و حضور در بزم معنوی است. مولانا سالکان و هم‌نشینان خود را به جمع شدن و پرهیز از غفلت فرامی‌خواند و خواب غفلت را شایستهٔ یاران حقیقی نمی‌داند. این غزل بر اهمیت هوشیاری درونی، طلب حقیقت از منبع اصلی، و بی‌ارزشی تعلقات دنیوی تأکید دارد. ردیف غزل “نیست” است که بر عدم شایستگی خواب غفلت برای اهل بزم، بی‌ثمری تلاش در راه باطل، و بی‌خبری دل غافل اشاره دارد.

مضامین اصلی غزل

  • دعوت به بیداری و پرهیز از خواب غفلت.
  • عدم شایستگی خواب برای یاران حقیقی.
  • گم کردن راه بستان (حقیقت) در اثر غفلت.
  • بی‌ثمری طلب کام دل در جهان آب و گل.
  • دعوت به تابیدن ماه دل برای روشن کردن شب غفلت.
  • لزوم لرزان بودن دل از عشق.
  • بی‌خبری دل غافل از مکان و کان معشوق.

شرح و تفسیر ابیات

غزل با دعوتی به بیداری و جمع شدن آغاز می‌شود: جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست / هر حریفی کو بخسبد والله از اصحاب نیست. ای هم‌نشینان و هم‌راهان در راه خدا، جمع شوید و بیدار باشید، چرا که اکنون وقت خواب و غفلت نیست. به خدا سوگند، هر هم‌نشینی که در این وقت به خواب غفلت فرو رود، از یاران و اصحاب حقیقی ما نیست. دعوت به حضور و هوشیاری در مسیر معنوی.

به گم کردن راه بستان در اثر غفلت اشاره دارد: روی بستان را نبیند راه بستان گم کند / هر که او گردان و نالان شیوه دولاب نیست. کسی که در خواب غفلت است، چهرهٔ بستان (باغ حقیقت، عالم معنا) را نمی‌بیند و راه رسیدن به آن را گم می‌کند. و هر کسی که در طلب حقیقت، گردان و نالان نباشد (اشاره به شور و بی‌قراری عاشقانه)، از شیوه و رسم دولاب (چرخ چاه، که دائماً در حرکت است و آب می‌کشد، نمادی از تلاش و کوشش درونی) بی‌خبر است. غفلت و عدم تلاش مانع وصول به حقیقت.

به بی‌ثمری طلب کام در جهان آب و گل اشاره می‌کند: ای بجسته کام دل اندر جهان آب و گل / می‌دوانی سوی آن جو کاندر آن جو آب نیست. ای کسی که در این جهان مادی و تعلقات (جهان آب و گل) به دنبال رسیدن به آرزوها و خواسته‌های دلت هستی، تو در واقع به سوی جویی می‌دوی که در آن هیچ آبی (حقیقت، کام واقعی) وجود ندارد. (اشاره به سراب‌گونه بودن لذات دنیوی). پوچی آرزوهای مادی و تعلقات دنیوی.

به دعوت به تابیدن ماه دل اشاره دارد: ز آسمان دل برآ ماها و شب را روز کن / تا نگوید شب روی کامشب شب مهتاب نیست. (خطاب به ماه دل، یعنی نور ایمان و معرفت درونی). ای ماه دل، از آسمان وجود بالا بیا و شب غفلت را به روز روشن تبدیل کن. تا کسی که در شب غفلت به سر می‌برد (شب‌رو)، نگوید که امشب شب مهتاب (شب روشن و پرنور) نیست. لزوم روشنایی درونی برای دیدن حقیقت.

به لزوم لرزان بودن دل از عشق اشاره دارد: بی خبر بادا دل من از مکان و کان او / گر دلم لرزان ز عشقش چون دل سیماب نیست. دل من بی‌خبر باد از جایگاه و معدن عشق او (معشوق)، اگر دلم از عشق او مانند دل سیماب (جیوه) لرزان و بی‌قرار نباشد. (دعا و آرزوی بی‌خبری از حقیقت در صورت عدم شوریدگی). لزوم شوریدگی و بی‌قراری در عشق.

نتیجه‌گیری

غزل ۳۹۳ مولانا، دعوتی است صریح به بیداری و هوشیاری در مسیر معنوی و پرهیز از خواب غفلت. مولانا با بیان بی‌ثمری تلاش در راه باطل و پوچی آرزوهای مادی، بر اهمیت روشنایی و بصیرت درونی تأکید می‌کند. غزل با بیان لزوم شوریدگی و بی‌قراری در عشق، به اهمیت حال درونی سالک در رسیدن به حقیقت اشاره دارد و در نهایت، بی‌خبری از حقیقت را در صورت عدم این شوریدگی، آرزو می‌کند. این غزل، بیانی قاطع از نگاه مولانا به اهمیت بیداری، عشق، و طلب حقیقت از منبع اصلی است.

لینک‌های مفید دیگر: فال حافظ ، فال انبیاء ، فال مولانا ، گوگل

کلمات کلیدی: غزلیات دیوان شمس ، تفسیر غزلیات دیوان شمس ، غزلیات دیوان شمس مولانا ، اشعار مولانا ، دیوان مولانا شمس تبریزی ، بهترین اشعار دیوان شمس ، ناب ترین اشعار مولانا ، غزلیات مولانا ، غزلیات مولانا جلال الدین ، رباعیات مولانا ، زیباترین رباعیات مولانا ، اشعار کوتاه مولانا

مطالب پیشنهادی از سراسر وب:

تبلیغات متنی: